• 1405 چهارشنبه 25 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6323 -
  • 1405 شنبه 26 ارديبهشت

«اعتماد» در گفت‌وگو با ديهيم محمدخان‌بيگي بررسي می کند

ماموريت شكست خورده ترامپ

نوشين محجوب| نشست سه‌روزه دونالد ترامپ با شي جين‌پينگ در پكن به پايان رسيد، نشستي كه از دست دادن روساي دو كشور و مواضع ماركو روبيو تا طرح مسائلي چون هرمز و تايوان، حاشيه‌ها و نتايج بسياري داشت؛ نتايجي كه مي‌تواند تحولات انرژي جهاني و معادلات خاورميانه را به اشكال مختلف تحت تاثير قرار بدهد. اين نخستين سفر رسمي رييس‌جمهور امريكا به چين پس از سال ۲۰۱۷، در فضايي آميخته از رقابت راهبردي و تلاش براي مديريت اختلافات قلمداد شد؛ سفري كه همزماني داشت با حضور عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان در اجلاس بريكس كه فرصتي براي ايران فراهم كرد تا مواضع خود را بعد از جنگ 40 روزه تحميلي براي جهان تبيين كند.در همين راستا گروهي از ناظران با اشاره به فعال بودن ديپلماسي در چين و هند، بار ديگر پويايي جبهه شرق در ميانه تنش‌هاي حاكم را برجسته كردند. همزمان به نوشته رسانه‌هاي غربي هيات بلندپايه امريكايي همراه با مديران شركت‌هاي بزرگ، با استقبال رسمي و ضيافت‌هايي در تالار بزرگ خلق چين روبه‌رو شدند. هرچند اين نمايش ظاهري به واسطه اختلاف‌هاي عريان دو كشور در حوزه‌هايي چون تجارت، تعرفه‌ها، مواد معدني حياتي، هوش مصنوعي و تايوان چندان در رسانه‌ها پر رنگ نبود، در مقابل وضعيت تنگه هرمز به عنوان محور حساس نشست، بر ساير موضوعات غلبه داشت. مقامات واشنگتن پيش از اين و حين ديدار انتظار داشتند پكن از روابط خود با تهران براي بازگشايي اين آبراه كليدي استفاده كند، در حالي كه چين به عنوان بزرگ‌ترين خريدار نفت ايران، بر ضرورت ثبات در مسيرهاي انرژي جهاني و پرهيز از فشارهاي يك‌جانبه تأكيد ورزيد. در همين راستا «اعتماد» با هدف بررسي ابعاد ديپلماتيك، ژئوپليتيك و اقتصادي اين نشست و پيامدهاي آن براي تحولات خاورميانه با ديهيم خان‌بيگي، كارشناس مسائل بين‌الملل گفت‌وگو كرده  است.

ديهيم خان‌بيگي، كارشناس روابط بين‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نتايج حاصل از سفر دونالد ترامپ به چين در شرايطي كه خاورميانه در آستانه يك رويارويي فراگير قرار دارد و همزمان تنش‌هاي تجاري ميان واشنگتن و پكن گفت كه ترامپ در پكن بر سر ميز مذاكره نشست و بدين طريق تلاش كرد تا توجه افكار عمومي و رسانه‌هاي جهاني را به نتايج اين ديدار معطوف كند. اين كارشناس مسايل بين‌الملل با اشاره به وضعيت پرتنش خاورميانه و تداوم اختلافات تجاري ميان دو كشور افزود كه ترامپ در چنين شرايطي راهي پكن شده تا معادله‌اي پيچيده را مديريت كند و در اين چارچوب سه هدف مشخص را دنبال مي‌كند.نخستين هدف، مهار چين در شرق آسياست، چراكه واشنگتن نگران است بحران خاورميانه به فرصتي براي پكن تبديل شود تا در درياي چين جنوبي و تنگه تايوان اقداماتي انجام بدهد كه در شرايط عادي از آن پرهيز مي‌كند. خان‌بيگي در ادامه با اشاره به دومين هدف خاطرنشان كرد كه تضمين جريان انرژي اهميت بالايي براي امريكا دارد، زيرا چين بزرگ‌ترين خريدار نفت خاورميانه است و هرگونه اختلال در زنجيره تأمين انرژي اين كشور مي‌تواند اقتصاد جهاني را با چالش مواجه كند.اين كارشناس روابط بين‌الملل در ادامه تاكيد كرد كه سومين هدف ترامپ، نمايش قدرت است؛ به اين معنا كه ايالات متحده مي‌خواهد اين پيام را منتقل كند كه قادر است همزمان در يك جنگ تمام‌عيار در خاورميانه حضور داشته باشد و با بزرگ‌ترين رقيب استراتژيك خود نيز وارد مذاكره شود. از منظري ديگر پكن تمايلي به ورود به جنگي پرهزينه ندارد، اما در عين حال نمي‌خواهد اين تصور ايجاد شود كه امريكا مي‌تواند در خاورميانه بدون در نظر گرفتن ملاحظات چين عمل كند. آنچه در پكن در جريان است، نوعي بازي پيچيده ميان دو قدرت است كه در آن ترامپ تلاش مي‌كند چين را به نوعي بي‌طرفي فعال سوق بدهد، در حالي كه چين نيز مي‌كوشد از اين موقعيت براي كسب امتيازات تجاري و سياسي استفاده كند.  ديهيم خان‌بيگي، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره جايگاه ايران و مساله تنگه هرمز در دستور كار ديدار ترامپ و رييس‌جمهوري چين توضيح داد كه اين موضوع يكي از اصلي‌ترين كانون‌هاي اختلاف ميان دو طرف به شمار مي‌رود. چين با توقف خريد نفت از ايران مخالفت كرده و نسبت به بسته بودن و نظامي‌سازي تنگه هرمز نيز ابراز نارضايتي داشته؛ مساله‌اي كه از نگاه او نشانه‌اي از ناكامي سياست فشار حداكثري واشنگتن محسوب مي‌شود.به باور اين كارشناس مسائل بين‌الملل اگر چين تا امروز چنين درخواست‌هايي را نپذيرفته، در شرايط فعلي نيز تن به آن نخواهد داد، زيرا وابستگي پكن به نفت ايران صرفا اقتصادي نيست و ابعاد راهبردي و ژئوپليتيكي دارد. ايران از جمله تامين‌كنندگاني است كه نفت خود را به يوان عرضه مي‌كند و در چارچوبي خارج از نظام مالي مبتني بر دلار فعاليت دارد و از همين رو، هرگونه تلاش براي قطع اين مسير، به معناي تضعيف يكي از  پايه‌هاي  استقلال مالي چين خواهد  بود.
خان‌بيگي در ادامه با تاكيد بر اينكه هيچ رهبري در چين چنين هزينه‌اي را نخواهد پذيرفت، اظهار داشت كه درخواست امريكا عملا به معناي قرباني كردن يكي از اركان مهم حاكميت اقتصادي اين كشور است. چين به عنوان بزرگ‌ترين واردكننده نفت جهان، بيش از هر بازيگر ديگري به امنيت اين مسير حياتي وابسته است، اما در عين حال، برداشت متفاوتي از منشأ تنش‌ها دارد.اين تحليلگر روابط بين‌الملل افزود كه چين، دليل اصلي نظامي‌سازي تنگه هرمز را متوجه امريكا و اسراييل مي‌داند و معتقد است حضور نيروهاي نظامي خارجي و اقدامات تحريك‌آميز، عامل اصلي تشديد بحران بوده است. او با اشاره به نارضايتي ترامپ از اين موضع تاكيد كرد كه اين رويكرد بيشتر تلاشي براي وارونه‌سازي واقعيت‌هاست و امريكا مي‌كوشد خواسته‌هاي خود را منطقي جلوه بدهد، در حالي كه اين مطالبات ماهيتي يك‌جانبه‌گرايانه دارند. از همين رو رويكرد معامله‌گرايانه ترامپ نمي‌تواند چين را با واشنگتن همسو كند، چراكه اساسا معامله زماني معنا پيدا مي‌كند كه هر دو‌طرف امتياز قابل‌توجهي براي ارايه داشته باشند و در اين مورد، امريكا گزينه‌اي ندارد كه بتواند جايگزين منافع ناشي از نفت ايران و مزاياي نظام مالي غير دلاري براي چين شود.
اين كارشناس روابط بين‌الملل با اشاره به تداوم خريد نفت ايران از سوي چين و مقاومت اين كشور در برابر فشارهاي واشنگتن، درباره ميزان نتيجه‌بخش بودن نشست پيش‌رو توضيح داد كه اين مذاكرات در بهترين حالت به نتايجي محدود و نمادين منجر خواهد شد، نه يك توافق راهبردي كه بتواند معادلات را دگرگون كند. ظاهرا چين نه‌تنها قصد عقب‌نشيني ندارد، بلكه از موضع قدرت وارد اين گفت‌وگوها شده و حتي با صدور دستور به شركت‌هاي خود براي ناديده گرفتن تحريم‌هاي امريكا و فعال‌سازي «قانون مسدودكننده» مسير تقابل حقوقي و اقتصادي با واشنگتن را در پيش گرفته است. چنين رويكردي به معناي ايستادگي ساختاري در برابر تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكاست. او در ادامه با اشاره به انباشت بيش از ۱.۴ ميليارد بشكه ذخاير استراتژيك نفت توسط چين خاطرنشان كرد كه اين ظرفيت، به پكن امكان داده بدون شتابزدگي در برابر فشارها مقاومت كند و در عمل، بخشي از اهرم‌هاي فشار امريكا را بي‌اثر سازد. خان‌بيگي با اشاره به اهرم‌هايي كه در اختيار واشنگتن قرار دارد، تصريح كرد كه اين ابزارها محدود و پرهزينه هستند. او با تاكيد بر تجربه جنگ تعرفه‌اي گذشته افزود: بازگشت به اين مسير مي‌تواند به اقتصاد داخلي امريكا و به‌ويژه سطح تورم آسيب وارد كند. خان‌بيگي همچنين در خصوص گزينه تحريم بانك‌هاي بزرگ چيني اظهار داشت كه چنين اقدامي تبعاتي بسيار گسترده براي اقتصاد جهاني خواهد داشت و به همين دليل، امريكا تاكنون از اجراي آن خودداري كرده و صرفا به ارسال پيام‌هاي هشدارآميز بسنده كرده است. اين تحليلگر روابط بين‌الملل با تاكيد بر حوزه‌هاي احتمالي امتيازدهي توضيح داد كه گزينه‌ها عمدتا در سه حوزه تجارت، فناوري و تايوان قابل تعريف هستند. در حوزه تجارت، احتمال افزايش خريد كالاهاي امريكايي از سوي چين وجود دارد و حتي نشانه‌هايي از تمايل به خريد بيشتر نفت امريكا مطرح شده، اما اين امتيازات ماهيتي اقتصادي دارند. در حوزه فناوري نيز ممكن است انعطاف‌هايي محدود شكل بگيرد، هرچند در موضوعات راهبردي، خطوط قرمز پابرجا خواهد ماند.ديهيم خان‌بيگي با اشاره به حساسيت مساله تايوان تاكيد كرد كه اين پرونده مهم‌ترين و پرريسك‌ترين حوزه تعامل ميان دو كشور است و هرگونه امتيازدهي در اين زمينه با محدوديت‌هاي جدي براي واشنگتن همراه خواهد بود. ملاحظات داخلي امريكا و فشارهاي سياسي، امكان ارايه امتيازات بزرگ در اين حوزه را عملا محدود مي‌كند. از همين رو چين نهايتا با نوعي «همكاري محدود» موافقت خواهد كرد، اما اين همراهي به معناي تغيير رفتار در قبال ايران نخواهد بود. پكن صرفا بر مواضعي مانند مخالفت با نظامي‌سازي تنگه هرمز، رد اخذ عوارض از كشتي‌ها و حمايت از راه‌حل‌هاي ديپلماتيك تاكيد خواهد كرد؛ مواضعي كه پيش‌تر نيز اعلام شده‌اند.از همين رو دستاوردهاي اين نشست بيشتر جنبه نمادين خواهد داشت و در مقابل، چين ممكن است امتيازات اقتصادي دريافت كند، بدون آنكه از خطوط قرمز راهبردي خود عبور كند. اين كارشناس روابط بين‌الملل، با اشاره به مقايسه ابتكار عمل ايران در تنگه هرمز با ملي‌سازي كانال سوئز توسط جمال عبدالناصر توضيح داد كه اين قياس از نظر تاريخي و ژئوپليتيك قابل‌اعتناست، اما بدون توجه به تفاوت‌هاي بنيادين ميان اين دو بستر، مي‌تواند گمراه‌كننده باشد. او تصريح كرد كه نقطه اشتراك اصلي اين دو تجربه در بهره‌گيري از موقعيت ژئواكونوميك براي اعمال فشار بر قدرت‌هاي بزرگ نهفته؛ به‌گونه‌اي كه در هر دو مورد، يك بازيگر منطقه‌اي با اتكا به كنترل يك آبراه حياتي، تلاش مي‌كند موازنه قدرت را به نفع خود تغيير بدهد.خان‌بيگي با تاكيد بر اين شباهت افزود كه عبدالناصر در سال ۱۹۵۶ با ملي‌سازي كانال سوئز، منافع حياتي بريتانيا و فرانسه را هدف قرار داد و نشان داد كشورهاي تازه استقلال‌يافته نيز مي‌توانند قواعد بازي را به چالش بكشند. همزمان ايران نيز با طرح امكان بستن يا كنترل تنگه هرمز، در پي آن است كه به امريكا و متحدانش نشان بدهد بدون لحاظ منافع تهران، جريان انرژي در خليج فارس با مخاطره مواجه خواهد شد؛ وضعيتي كه در آن، بازيگري كه از نظر نظامي و اقتصادي ضعيف‌تر به نظر مي‌رسد، از مزيت جغرافيايي به عنوان اهرم قدرت استفاده مي‌كند. خان‌بيگي در ادامه با تاكيد بر تفاوت‌هاي تعيين‌كننده ميان اين دو مقطع تاريخي خاطرنشان كرد كه نخستين تفاوت به ماهيت نظام بين‌الملل بازمي‌گردد. به گفته او، در بحران سوئز، ساختار دوقطبي نظام جهاني و رقابت ميان امريكا و شوروي موجب شد واشنگتن در نهايت بريتانيا و فرانسه را به عقب‌نشيني وادار كند، چراكه ملاحظات راهبردي ايجاب مي‌كرد از گسترش نفوذ شوروي جلوگيري شود. در شرايط كنوني، خاورميانه صحنه تقابل مستقيم‌تري ميان امريكا و متحدانش با ايران است و همين امر احتمال عقب‌نشيني مشابه از سوي واشنگتن را كاهش مي‌دهد. دومين تفاوت كليدي آن است كه در دهه ۱۹۵۰، كانال سوئز مسير تقريبا بي‌بديل ميان اروپا و آسيا بود، در حالي كه امروز براي تنگه هرمز مسيرهاي جايگزين، هرچند پرهزينه، وجود دارد. گزينه‌هايي مانند خطوط لوله زميني، كريدورهاي ترانزيتي و مسيرهاي دريايي طولاني‌تر، مانع از فلج كامل اقتصاد جهاني مي‌شوند و همين امر باعث مي‌شود اثرگذاري ابتكار عمل ايران نسبت به تجربه سوئز محدودتر و زمان‌مند باشد.ديهيم خان‌بيگي در ادامه با اشاره به پيامدهاي سياسي اين وضعيت اظهار داشت كه همان‌گونه كه بحران سوئز به تقويت جنبش عدم تعهد انجاميد، تحولات پيرامون تنگه هرمز نيز مي‌تواند به شكل‌گيري ائتلاف‌هاي جديد منجر شود؛ ائتلاف‌هايي كه بيش از آنكه بر مبناي همگرايي ايدئولوژيك باشند، بر مخالفت با يك‌جانبه‌گرايي امريكا استوارند. اين كارشناس روابط بين‌الملل در ادامه تاكيد كرد كه اگر ايران بتواند مديريت تنگه هرمز را به‌صورت هوشمندانه و كنترل‌شده پيش ببرد، نه از طريق انسداد كامل بلكه با ايجاد فشارهاي مقطعي و هدفمند، اين الگو مي‌تواند به نمونه‌اي براي ساير كشورها تبديل شود؛ الگويي كه نشان مي‌دهد چگونه مي‌توان با اتكا به مزيت‌هاي جغرافيايي، در برابر فشار قدرت‌هاي بزرگ موازنه ايجاد كرد.
ديهيم خان‌بيگي، كارشناس روابط بين‌الملل، در ارزيابي پيامدهاي احتمالي تداوم تنش‌ها در تنگه هرمز با اشاره به احتمال نزديكي كشورهاي عربي به چين توضيح داد كه اين روند عملا آغاز شده و ديگر نمي‌توان آن را صرفا يك سناريوي فرضي دانست. جنگ ايران و امريكا نشان داده چتر امنيتي ايالات متحده در خليج فارس كارايي پيشين را ندارد و آسيب‌پذيري زيرساخت‌هاي حياتي در منطقه، ترديدهاي جدي درباره ميزان تعهد واشنگتن به امنيت متحدانش ايجاد كرده است. همين وضعيت كشورهاي عربي را به سمت چين به عنوان يك شريك جايگزين سوق داده و نشانه‌هاي آن در گسترش همكاري‌هاي اقتصادي، سياسي و حتي نظامي قابل  مشاهده  است.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه با تاكيد بر تغييرات ساختاري در نظام بين‌الملل، درباره پايان نظم امريكايي تصريح كرد كه اين نظم به‌طور عملي فرسوده شده، اما جهان در حال ورود به يك دوقطبي ساده نيست. اگرچه امريكا و چين به عنوان دو قدرت اصلي برجسته شده‌اند، اما آنچه در حال شكل‌گيري است، نظمي پيچيده‌تر با ويژگي‌هاي چندقطبي است. در اين ميان تغيير در الگوهاي مبادلات انرژي و طرح‌هايي مانند جايگزيني تدريجي يوان به جاي دلار، نشانه‌هايي از اين گذار هستند و جنگ اخير نيز اين روند را تسريع كرده است.اين تحليلگر روابط بين‌الملل با تمركز بر نقش ايران در اين معادلات تاكيد كرد كه تهران براي چين يك كارت قابل معامله نيست، بلكه يك اهرم راهبردي  به شمار مي‌رود. همزمان پكن نيز به‌خوبي مي‌داند حذف ايران از معادلات منطقه‌اي مي‌تواند توازن قوا را به سود امريكا تغيير دهد و از همين رو، تلاش مي‌كند اين بازيگر را در چارچوبي مديريت‌شده حفظ كند.
خان‌بيگي همچنين با تاكيد بر سياست «تعادل راهبردي» چين خاطرنشان كرد كه پكن همزمان در پي حفظ روابط با ايران و كشورهاي عربي است و به همين دليل، از اتخاذ مواضع صريح و پرهزينه پرهيز مي‌كند. او افزود كه چين در تعامل با امريكا احتمالا از آمادگي براي كمك به مسيرهاي ديپلماتيك سخن خواهد گفت، اما اين همكاري به معناي اعمال فشار واقعي بر تهران نخواهد بود. چين از ايران به عنوان ابزاري براي افزايش وزن خود در معادلات منطقه‌اي استفاده مي‌كند و در عين حال به واشنگتن اين پيام را منتقل مي‌كند كه مديريت بحران‌هاي خاورميانه بدون مشاركت فعال پكن امكان‌پذير نيست.
اين كارشناس روابط بين‌الملل، با تمركز بر سفر وزير امور خارجه ايران به دهلي‌نو و حضور در نشست بريكس توضيح داد كه اين اقدام را بايد يك ابتكار چندلايه و حساب‌شده در نقطه تلاقي چند بحران مهم ارزيابي كرد؛ از جنگ با امريكا و اسراييل گرفته تا تنش در تنگه هرمز و چالش‌هاي مرتبط با مشروعيت نظم امريكايي در ميان قدرت‌هاي نوظهور.در همين راستا نخستين پيامد اين سفر تلاش براي شكستن انزواي ديپلماتيك و ايجاد بسترهايي براي گفت‌وگوهاي غيرمستقيم است. او افزود كه نقش هند به عنوان رييس دوره‌اي بريكس و اتخاذ موضعي نسبتا بي‌طرفانه، امكان تحرك ديپلماتيك بيشتري براي تهران فراهم كرده و ديدارهاي سطح بالا در حاشيه اين نشست نيز حامل پيام‌هايي معنادار براي واشنگتن بوده است. از منظري ديگر سفر آقاي عراقچي به تهران كمك مي‌كند تا دستور كار را از يك تقابل صرفا نظامي به سمت يك چالش مالي و انرژي‌محور تغيير دهد. طرح موضوعاتي مانند تحريم‌ها، امنيت انرژي و لزوم ايجاد سازوكارهاي مالي جايگزين، نشان‌دهنده تلاش ايران براي پيوند زدن بحران‌هاي جاري با بحث‌هاي كلان‌تر در بريكس، ازجمله كاهش وابستگي به دلار و تقويت همكاري‌هاي ارزي ميان اعضاست.ديهيم خان‌بيگي همچنين با اشاره به بعد عميق‌تر اين تحرك ديپلماتيك تاكيد كرد كه ايران تلاش دارد خود را در مركز مباحث مربوط به نظم جهاني جديد قرار دهد. اگرچه بريكس با اختلافات داخلي مواجه است، اما تهران مي‌كوشد از همين شكاف‌ها براي پيشبرد ايده‌هايي مانند ايجاد ساختارهاي مالي موازي و مقابله با يك‌جانبه‌گرايي استفاده كند و در اين چارچوب،  خود را نه به عنوان عامل بحران، بلكه به عنوان بازيگري متاثر  از اين  روندها  معرفي كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون