چرا رسانهاي براي شنيدن صداي جوانان نداریم
رسانه بايد به اين باوربرسد كه همه اين افراد، با هر نوع سليقهاي، فرزندان همين سرزميناند. آنها نبايد در كشور خود احساس غريبي، بلاتكليفي و سرگرداني كنند. اين جوان بايد ديده شود. بايد بتواند حرف بزند. مشكلاتش را بگويد. با ديدن خود از تريبونهاي رسمي كشور احساس غرور كند. يك سازوكار گفتمانسازي وسيع و فراگير از طريق رسانه ملي براي اين طيف عظيم فكري بايد در جامعه رسانه كشور نهادينه شود. بعضا در رسانههاي اجتماعي ديده ميشود كه برخي از نهادها از جذب اين جوانان به مراكز غيرقانوني ديگر كشورها خبر ميدهند، اما اشاره نميكنند كه چرا چنين اتفاقاتي ميافتد!!. به كمكاري نهادهاي مسوول و دلايل آن اشاره نميكنند. يا صرف دادن آمار از آسيبها و گرفتاريها و معضلات اجتماعي مربوط به جوانان كشور كه هنر نيست، هنر در جذب آنهاست. هنر در ايجاد ميدان فعاليت براي شنيدن صداي آنهاست. حواسمان باشد كه اگر ما نتوانيم بستر فرهنگي براي حضور آنها در جامعه، كه مهمترين بخش آن امكان ديده شدن در فضاهاي رسانهاي رسمي در كشور است، مهيا كنيم، سرويسهاي بيگانه بيكار ننشسته و بهدنبال اهداف تخريبي خود، از طريق همين جوانان خواهند بود. آنها بهدنبال فرصتي براي چنين لابيهايي هستند تا روي مغز و ذهن و جيب و لباس جوانان كشورمان كار كنند. آنها چهل سال است به دنبال چنين فرصتهايي ميگردند. و چه فرصتي بهتر از كار فرهنگي...!! كه بهراحتي بتوانند روي فرهنگ اين جوان با انواع و اقسام روشها كار كنند. وقتي ببينند ما كاري براي جوانان كشورمان انجام نميدهيم و آنها را به امان خدا رهايشان كردهايم، همين كم كاري ما بهترين فرصت را براي فعاليتهاي آنها فراهم خواهد ساخت. پس چه بهتر كه از هماكنون به فكر سرمايههاي انساني اين كشور باشيم.مستندساز و منتقد