در حوالي روز جهاني ارتباطات
كلمات خالياند؛ ما به آنها جان ميدهيم
مرضيه نگهبان مروي
يكشنبهاي كه گذشت در تقويم ما به نام «ارتباطات» ثبت شده است؛ اما حقيقت اين است كه ارتباط، فراتر از سيمهاي مخابراتي و لايكهاي مجازي، در اعماق ذهن ما اتفاق ميافتد. براي درك اينكه چرا يك شعر قلب كسي را ميلرزاند و براي ديگري تنها چند خط معمولي است، هيچ خطكشي دقيقتر از نظريه «منبع معني» دكتر مهدي محسنيانراد نيست.
در نگاه سنتي، فكر ميكرديم ارتباط يعني فرستادن يك بسته حاوي «معنا» براي ديگري. اما محسنيانراد با ظرافتي ستودني به ما آموخت كه «معنا» در واژهها نيست، بلكه در درونِ خودِ ماست. او معتقد است واژهها تنها «محرك» هستند. وقتي نويسندهاي كلمهاي را روي كاغذ مينشاند، در واقع كليدي را به سمت شما پرتاب ميكند. اگر در «منبع معني» شما (كه همان انبار خاطرات، دردها، دانش و تجربههاي زيسته شماست) قفلي متناسب با آن كليد وجود داشته باشد، در باز ميشود و «معنا» در ذهن شما متولد ميگردد.
اينجاست كه شكوهِ ادبيات و هنر نمايان ميشود. ادبيات، جادوي فراخواني است. وقتي شما داستاني را ميخوانيد و در ميانههاي آن ناگهان بغض ميكنيد، نويسنده آن بغض را به شما «نداده» است؛ بلكه او با كلماتش، سطل را به چاهِ عميقِ وجود شما انداخته و آن احساسِ خفته را بالا كشيده است. اينكه يك نفر با شعري ارتباط برقرار ميكند، يعني منبع معني او با دنياي شاعر «اشتراك» دارد. او دردهايي كشيده يا زيباييهايي ديده كه با كدهاي شاعر همخواني دارد.
اما چرا گاهي ارتباط برقرار نميشود؟ چرا يك شاهكار ادبي براي كسي خستهكننده است؟ پاسخ بيرحمانه نيست، بلكه كاملا ارتباطي است: «منبع معني» آن مخاطب در آن لحظه، فاقدِ موادِ اوليه لازم براي بازسازي آن پيام است. شايد او هنوز در سني نيست كه تلخي آن شكست را درك كند يا شايد در فرهنگي بزرگ شده كه نمادهاي آن نويسنده برايش بيگانه است. در واقع، ما هيچ كتابي را نميخوانيم، مگر آنكه چيزي از پيش در درونمان داشته باشيم كه با آن كتاب گره بخورد.
ادبيات به ما يادآوري ميكند كه براي برقراري ارتباط، تنها داشتنِ زبانِ مشترك كافي نيست؛ ما به «جانِ مشترك» نياز داريم. هر چه بيشتر بخوانيم، بيشتر ببينيم و عميقتر زندگي كنيم، «منبع معني» خود را غنيتر ميكنيم. با هر كتاب، وسعتِ اين منبع بيشتر ميشود و در نتيجه، ما به انساني تبديل ميشويم كه ميتواند با طيف گستردهتري از آدمها و مفاهيم جهان ارتباط برقرار كند.
در اين روزِ زيبا، بياييد به جاي تمركز بر ابزارهاي ارتباطي، به «منبعِ» درونمان فكر كنيم. ادبيات، تمرينِ مداوم براي بزرگ كردنِ اين منبع است تا روزي برسد كه هيچ كلامِ مهربانانهاي در جهان برايمان غريبه نباشد.