• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6328 -
  • 1405 پنج‌شنبه 31 ارديبهشت

«اعتماد» در گفت‌وگو با مجيد محمدشريفي بررسي كرد

همگرایی جبهه شرق

نوشين محجوب

 ولاديمير پوتين، رييس‌جمهور روسيه روز سه‌شنبه وارد پكن شد و در مراسمي رسمي و باشكوه كه رسانه‌ها آن را مشابه استقبال رهبران چين از دونالد ترامپ توصيف كردند، مورد استقبال قرار گرفت. اين سفر دو روزه تنها چند روز پس از ديدار ترامپ با شي جين‌پينگ انجام شد، درحالي كه بحران تنگه هرمز همچنان اقتصاد جهاني را تحت فشار شديد قرار داده و تنش‌ها را از اوكراين تا خليج‌فارس به يكديگر پيوند زده است. علاوه بر اين، اين ديدار با بيست ‌و پنجمين سالگرد پيمان حسن همجواري و همكاري روسيه و چين همزمان شده است. انتظار مي‌رود پوتين و شي جين‌پينگ حدود چهل سند همكاري در زمينه تجارت انرژي و فناوري امضا كنند، بالاخص آنكه تجارت دوجانبه دو كشور در ماه‌هاي اخير رشد چشمگيري داشته و هر دو بازيگر بر شراكت راهبردي خود تاكيد دارند. در اين ميان رسانه‌ها درباره سفر رهبران دو قدرت جهان با فاصله كم به پكن تحليل‌هاي متفاوتي را رسانه‌اي كردند. به گزارش الجزيره، ميزباني چين از دو رهبر امريكا و روسيه در فاصله كوتاه نشان‌دهنده انعطاف ديپلماتيك پكن و تلاش اين كشور براي ايفاي نقش قدرت متعادل‌كننده در عرصه جهاني است.  شي جين‌پينگ با حفظ روابط اقتصادي با امريكا همزمان شراكت با روسيه را به عنوان اهرم كليدي در برابر فشارهاي غربي تقويت مي‌كند، اما به نوشته نيويورك تايمز بحران خليج‌فارس و اختلال در تنگه هرمز كه پس از درگيري‌هاي امريكا و اسراييل با ايران شدت گرفته يكي از محورهاي اصلي گفت‌وگوهاي پوتين و شي خواهد بود. اين نشريه تاكيد دارد كه امروز هر دو كشور از افزايش قيمت انرژي سود برده‌اند اما چين به عنوان بزرگ‌ترين واردكننده نفت جهان نگران تامين پايدار انرژي خود است. گزارش‌ها حاكي است كه برخي كشتي‌هاي چيني با رعايت پروتكل‌هاي ايراني توانسته‌اند از تنگه عبور كنند. همگرايي جبهه شرقي شامل روسيه، چين و ايران نيز در اين سفر برجسته است.  به باور گروهي از تحليلگران هر دو قدرت شرقي حمايت سياسي و فني خود از ايران را ادامه داده‌اند هر چند پكن از تشديد مستقيم حاصل از درگيري پرهيز كرده و بر پايان جنگ تاكيد دارد. اين همگرايي فرصتي براي مسكو و پكن ايجاد كرده تا نفوذ خود را در خاورميانه گسترش دهند. هر چند همين گروه باور دارند كه استراتژي ميان‌مدت چين بهره‌برداري هوشمندانه از دو جنگ اوكراين و خليج‌فارس است. پكن با اين رويكرد غرب را تضعيف كرده روسيه را وابسته‌تر ساخته و نقش خود را به عنوان قدرت برجسته در حل بحران‌هاي جهاني تثبيت مي‌كند.  علاوه بر اين ميزباني همزمان از ترامپ و پوتين سيگنال روشني به واشنگتن مي‌فرستد كه چين نه در جبهه ضدامريكايي مطلق بلكه در موقعيتي متعادل قرار دارد. در همين راستا «اعتماد» با هدف بررسي ابعاد اين تحولات با مجيد محمدشريفي، عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و كارشناس مسائل بين‌الملل گفت‌وگو كرده است. مجيد محمدشريفي، عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و كارشناس مسائل بين‌الملل، سفر اخير ولاديمير پوتين به چين را به‌ طور مستقيم مرتبط با تحولات خاورميانه، خليج‌فارس و به ‌ويژه تنگه هرمز دانست و تاكيد كرد كه در اين سفر حتما درباره وضعيت خليج‌فارس و تنگه هرمز گفت‌وگو خواهد شد و پكن، مسكو را در جريان مباحث طرح‌ شده با دونالد ترامپ قرار خواهد داد. هر چند دستور كار مشترك پكن و مسكو فراتر از خليج‌فارس است و موضوعاتي مانند انتقال انرژي روسيه به چين باتوجه به رخدادهاي اخير در هرمز، جنگ اوكراين و سطح همكاري‌هاي نظامي ميان دو كشور نيز در كانون مذاكرات قرار دارد.  به گفته اين عضو هيات علمي، روابط روسيه و چين پس از حمله مسكو به اوكراين و تحريم‌هاي شديد امريكا و اتحاديه اروپا وارد مرحله‌اي تازه شده و برخي ناظران از آن به عنوان نوعي همكاري استراتژيك ياد مي‌كنند؛ به اين معنا كه بحران اوكراين و موضع واحد غرب در برابر روسيه، موجب نزديكي هر چه بيشتر دو كشور شده است.  اين استاد دانشگاه افزود: اين روند به ‌ويژه به يكي از نگراني‌هاي اصلي جمهوري‌خواهان و شخص ترامپ تبديل شده، زيرا آنان معتقدند سياست حمايت همه‌جانبه غرب از اوكراين، عملا چين و روسيه را به هم نزديك كرده است. محمدشريفي يادآور شد: يكي از اولويت‌هاي مهم سياست خارجي ترامپ در دور دوم رياست‌جمهوري‌اش ايجاد شكاف ميان مسكو و پكن و دور كردن روسيه از چين بود. به همين دليل، ترامپ ابتدا كوشيد با متهم كردن اوكراين، تحت فشار قرار دادن زلنسكي براي پذيرش طرح صلح خود و طرح كاهش تحريم‌هاي مسكو، مانع از تعميق همكاري استراتژيك روسيه و چين شود؛ رويكردي كه يادآور ديپلماسي نيكسون و كيسينجر در جنگ سرد است، با اين تفاوت كه اين‌بار امريكا تلاش كرد از مسير نزديك شدن به مسكو و ترغيب روسيه به توافق صلح با اوكراين، اين كشور را از مدار چين خارج كند. شريفي در ادامه افزود: پس از ناكامي اين سياست، ترامپ رويكرد خود را تغيير داد و مستقيما به سمت چين رفت و با تركيبي از تشويق و تهديد، ازجمله تهديد به تحريم‌هاي جديد، كوشيد پكن را به فاصله گرفتن از روسيه ترغيب كند، هر چند اين سياست نيز تاكنون نتيجه مشخصي به همراه نداشته است.  به گفته اين كارشناس، مي‌توان مطمئن بود ترامپ در سفر خود به پكن درباره روسيه، رويكرد چين نسبت به مسكو و ضرورت حفظ فاصله پكن از روسيه گفت‌وگو كرده و اكنون پوتين با سفر به چين در تلاش است روابط استراتژيكي را كه پس از جنگ اوكراين ميان دو كشور شكل گرفته، تقويت و به پكن يادآوري كند كه مناسبات مسكو-پكن ماهيتي راهبردي دارد و چين نبايد تحت‌تاثير فشارها يا مشوق‌هاي امريكا از روسيه فاصله بگيرد. محمدشريفي با اشاره به اينكه پكن در نظام بين‌الملل محاسبات خاص خود را دارد كه لزوما با محاسبات مسكو يكسان نيست، گفت احتمال دارد چين تحت‌تاثير فشارها يا تشويق‌هاي واشنگتن ناگزير شود بخشي از روابط خود با روسيه را محدود كند؛ سناريويي كه به زيان مسكو است.  به باور او، روسيه تلاش خواهد كرد روابط تقويت ‌شده پس از جنگ اوكراين با چين را در برابر پيامدهاي سفر ترامپ به پكن و احتمال ارايه برخي وعده‌ها ازسوي واشنگتن حفظ كند و از اين منظر، سفر اخير پوتين به چين بسيار مهم و تاثيرگذار است. محمدشريفي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره تحولات منطقه‌اي توضيح داد كه بي‌ترديد شي‌جين‌پينگ و پوتين در اين سفر درباره خاورميانه، خليج فارس و تنگه هرمز گفت‌وگو خواهند كرد و اين موضوع از محورهاي اصلي مذاكرات است. او با تاكيد بر اينكه روسيه و چين را بايد در زمره حاميان جمهوري اسلامي ايران، نه متحدان كامل آن، دانست، تصريح كرد: اين دو كشور خواهان بازگشت وضعيت سياسي منطقه به شرايط پيش از جنگ هستند، هرچند در قبال تحولات خليج‌فارس و هرمز، به دليل تفاوت منافع، دو نگاه كاملا متمايز دارند.  به گفته اين استاد دانشگاه، چين به ‌طور جدي به جريان انرژي از خليج‌فارس و تنگه هرمز وابسته است و يكي از پايه‌هاي اقتصاد اين كشور استمرار باثبات صادرات انرژي از اين آبراه است؛ از اين رو، يكي از اولويت‌هاي اصلي پكن اين است كه به هر شكل ممكن، چه از مسير تشويق جمهوري اسلامي ايران و چه راه‌حل‌هاي ديگر، تنگه هرمز براي صادرات انرژي باز بماند.  محمدشريفي يادآور شد: چين روابط بسيار خوبي با امارات، عربستان و قطر دارد و اين كشورها نيز از شركاي مهم پكن در خليج‌فارس‌اند؛ بنابراين منافع آنان نيز براي چين اهميت بالايي دارد و در مجموع، باز شدن تنگه هرمز يكي از مهم‌ترين منافع پكن در اين بحران محسوب مي‌شود. محمدشريفي با اشاره به رويكرد متفاوت مسكو گفت: از نگاه روسيه، تحولات تنگه هرمز و اختلال در جريان انرژي از خليج‌فارس نوعي فرصت است، زيرا هر چه صادرات انرژي از اين منطقه با اختلال بيشتري مواجه شود، امكان فروش نفت روسيه با سهولت و حتي قيمت بالاتر افزايش مي‌يابد. روسيه در چنين شرايطي مي‌تواند علاوه بر چين، سبد شركاي خود را متنوع كرده و به كشورهاي بيشتري انرژي صادر كند و در همين چارچوب بحث تمديد محدوديت‌هاي تحريم نفت روسيه و فراهم شدن امكان صادرات براي مسكو مطرح است تا هم همه نفت روسيه فقط به سمت چين نرود و هم پكن نتواند آن را با قيمت بسيار پايين خريداري كند. محمدشريفي جمع‌بندي كرد كه در تنگه هرمز، چين و روسيه از دو نوع منفعت متضاد پيروي مي‌كنند، اما ادامه جنگ و احتمال گسترش تحولات سياسي يا نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران براي هيچ‌يك مطلوب نيست. به همين دليل، در عين اختلاف منافع در حوزه انرژي، دو كشور در اين هدف مشترك‌اند و آن پايان درگيري و عدم حمله نظامي به ايران است. او در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به تداوم بحران در تنگه هرمز گفت اخلال در هرمز در راستاي منافع روسيه است؛ بنابراين تا زماني كه بحران به جنگي بزرگ و غيرقابل پيش‌بيني منجر نشود، بسته ماندن تنگه و اختلال در صادرات انرژي در جهت منافع مسكو خواهد بود و روسيه از اين فرصت بهره خواهد گرفت. در مقابل، اين وضعيت كاملا به زيان منافع اقتصادي و امنيتي چين است؛ از اين رو، پكن تمام تلاش خود را خواهد كرد تا شايد از روسيه بخواهد از نفوذ خود بر ايران استفاده كند و تهران را به بازگشت تنگه هرمز به حالت عادي ترغيب كند؛ يعني انتظار مي‌رود شي ‌جين‌پينگ از پوتين بخواهد با رهبران ايران در تماس باشد و از آنها بخواهد سياست خود را در هرمز تغيير دهند.  اين كارشناس افزود: اين درخواست در راستاي منافع روسيه نيست و پوتين چنين اقدامي را به‌خودي‌خود انجام نخواهد داد، اما چين قطعا چنين مطالبه‌اي را مطرح مي‌كند و ممكن است در ازاي آن وعده‌هايي به مسكو بدهد؛ براي مثال، افزايش همكاري‌هاي نظامي در بحران اوكراين يا استفاده از اهرم فشار خود بر امريكا براي شكل‌گيري توافقي مطلوب‌تر براي روسيه. به گفته او، مساله اوكراين مي‌تواند به وجه‌المصالحه‌اي تبديل شود كه در آن چين از روسيه بخواهد ايران را براي تغيير سياست در تنگه هرمز تحت فشار بگذارد. اگر اين وعده‌ها براي روسيه عيني و قابل‌اعتماد باشد، ممكن است پوتين به استفاده از نفوذ خود بر جمهوري اسلامي ايران ترغيب شود، اما اگر به وعده‌هاي چين اعتماد نكند يا آنها را ناكافي بداند، مسكو همچنان از بسته ماندن تنگه هرمز استقبال خواهد كرد. محمدشريفي در ارزيابي كلي آرايش قدرت‌ها گفت كه در شرايط كنوني نمي‌توان از «جبهه شرق» به معناي يك بلوك منسجم سخن گفت. به بياني ديگر در جنگ جاري نمي‌توان خطوط يك اتحاد مشخص را ترسيم كرد و مدعي شد ناتو، كشورهاي خليج‌فارس و اسراييل در يك بلوك و چين، روسيه و ايران در بلوكي ديگر قرار دارند؛ چنين تصوري نادقيق است و اين بحران نتوانسته مرزبندي‌هاي سخت ميان دو بلوك ايجاد كند.  اين استاد دانشگاه افزود: حتي اصل صحبت از دو بلوك منسجم چندان دقيق نيست و نمي‌توان ادعا كرد روسيه و چين حتما با ايران وارد رابطه استراتژيك شده‌اند و بي‌ترديد با تمام توان از آن حمايت خواهند كرد يا همه كمك‌هاي نظامي لازم را دراختيار تهران مي‌گذارند. به گفته شريفي، هر چند كمك‌هايي ازسوي روسيه و چين انجام شده و ممكن است در آينده نيز ادامه يابد، اما اين وضعيت به معناي شكل‌گيري يك بلوك مسلح و مستحكم نيست. چين و روسيه در روابط خود با امريكا منافعي دارند كه مي‌تواند تحت تاثير قرار گيرد و ابزارهاي فشاري كه دراختيارشان است آن‌قدر نيست كه واشنگتن را وادار به تغيير سياست‌هايش در خليج‌فارس و نسبت به ايران كند.  او يادآوري كرد: امريكا و اسراييل در مواجهه با ايران اهدافي را دنبال مي‌كنند كه آن‌قدر برايشان مهم است كه مخالفت روسيه و چين يا كمك‌هاي محدود آنها به ايران نمي‌تواند اين سياست‌ها را تغيير دهد؛ اين كشورها منافعي حياتي را پيگيري مي‌كنند كه حاضر نيستند آن را وجه‌المصالحه يا ابزار معامله با مسكو و پكن قرار دهند و چين و روسيه نيز به اندازه‌اي ابزار دراختيار ندارند كه بتوانند امريكا را در اين زمينه تحت فشار جدي بگذارند. محمدشريفي افزود: ممكن است كمك‌هاي اطلاعاتي روسيه، برخي كمك‌هاي محدود نظامي اين كشور يا كمك‌هاي چين به ايران ادامه يابد، آن‌هم در سطحي محدود؛ اما سخن گفتن از شكل‌گيري يك بلوك قدرتمند شرقي با عضويت ايران، چين و روسيه در برابر امريكا و غرب سخن دقيقي نيست و چنين رخدادي اتفاق نخواهد افتاد. او درباره رويكرد پكن توضيح داد كه در كوتاه‌مدت و ميان‌مدت استراتژي چين باز شدن تنگه هرمز و بازگشت وضعيت صادرات انرژي به شرايط پيش از جنگ است و اين موضوع در صدر دستور كار پكن قرار دارد. چين مي‌خواهد روابط تجاري رو به رشد خود با كشورهايي مانند عربستان، امارات و قطر را ادامه دهد و به‌ تدريج جاي پاي خود را در خليج‌فارس و خاورميانه مستحكم‌تر كند، در حالي كه اساسا به دنبال ورود به بحران‌ها و تعهدات نظامي نيست و برخلاف امريكا، كشورهاي منطقه نمي‌توانند روي چين به عنوان متحد نظامي حساب ويژه‌اي باز كنند. به باور اين استاد دانشگاه، چين همچنان خواهان تداوم روابط خود با ايران است بنابراين، پايان جنگ از منافع اصلي پكن در منطقه است. مهم‌ترين اتفاق نامطلوب براي چين در كوتاه‌مدت و ميان‌مدت، تداوم بسته ماندن تنگه هرمز و در سطحي وسيع‌تر دگرگوني نظم امنيتي خليج‌فارس و خاورميانه است، زيرا در اين صورت چين در بلندمدت تحت فشار جدي قرار مي‌گيرد. اگر امريكا بتواند در بلندمدت كنترل خود را بر تنگه هرمز اعمال كند، اين آبراه به گلوگاهي براي فشار بر چين تبديل مي‌شود و پكن به اين خطر آگاه است؛ از اين رو، چين تلاش خواهد كرد تنگه هرمز مانند گذشته و به عنوان يك آبراه بين‌المللي مطابق قواعد حقوق بين‌الملل اداره شود، بدون آنكه نه ايران و نه امريكا كنترل كامل آن را در دست گيرند. شريفي در بخش ديگري از سخنانش درباره جنگ اوكراين، خاطرنشان كرد كه چين به ‌طور كلي همان سياست قبلي خود را ادامه خواهد داد؛ يعني حمايت از روسيه، اما نه به‌ صورت گسترده و نامشروط و نه با كمك‌هاي نظامي فراگير. مطلوب پكن پايان جنگ از طريق توافق است، هر چند از درگير ماندن امريكا و غرب در بحران اوكراين نيز بدش نمي‌آيد، به شرط آنكه اين درگيري درنهايت به استيلاي غرب بر اين منطقه منجر نشود. او درباره مناسبات سه قدرت بزرگ تاكيد كرد: روسيه، امريكا و چين سه كشوري هستند كه هم منافع مشترك و هم اختلاف‌نظرهايي دارند؛ نه همگرايي كامل ميان آنها شكل مي‌گيرد و نه يك قطب‌بندي كامل. در موضوع اوكراين، روسيه و امريكا منافع متضادي دارند و آنچه واشنگتن دنبال مي‌كند با اهداف مسكو متفاوت است، درحالي كه چين خواسته‌هايي نزديك‌تر به روسيه، هر چند نه به ‌طور كامل، دارد. امريكايي‌ها نيز به‌شدت نگران نزديكي بيش از حد روابط روسيه و چين‌اند و هم اهرم فشار عليه مسكو و هم عليه پكن دراختيار دارند و مجموع اين عوامل باعث مي‌شود در برخي زمينه‌ها ميان اين سه قدرت همكاري شكل بگيرد، هرچند برخي مسائل نيز از مسير همكاري قابل حل نيست.  محمدشريفي تصريح كرد: اختلافات ميان اين سه قدرت هنوز به جبهه‌بندي روشن منجر نشده؛ به نحوي كه روسيه و چين در يك جبهه و امريكا در جبهه‌اي ديگر قرار گيرند. منافع آنها آن‌قدر متضاد و شبيه الگوي جنگ سردي نيست كه بلوك‌بندي‌هاي سخت ايجاد كند. چين در روابط خود با امريكا منافع بسيار حياتي، ازجمله در موضوع تايوان و جنگ تجاري، دارد و همين امر سبب مي‌شود پكن نخواهد بي‌محابا در تقابل با واشنگتن قرار گيرد. روسيه نيز در روابطش با امريكا منافعي دارد و مايل نيست به‌گونه‌اي رفتار كند كه واشنگتن به اين جمع‌بندي برسد كه مسكو و پكن يك بلوك واحد تشكيل داده‌اند؛ از اين رو، پيش‌بيني شكل‌گيري يك بلوك واحد ميان اين سه كشور دشوار است و بهتر است روابط آنان را به ‌صورت الگويي از همزماني همكاري، رقابت و تضاد منافع فهم كرد، نه بازتوليد يك بلوك‌بندي جنگ سردي. محمدشريفي در ادامه درباره چشم‌انداز تقابل ميان امريكا، اسراييل و جمهوري اسلامي ايران گفت: احتمال رويارويي دوباره اين سه بازيگر بسيار بالاست؛ شدت تنش‌ها به حدي است كه مي‌توان پيش‌بيني كرد در آينده نزديك بار ديگر درگيري نظامي رخ دهد. به نظر مي‌رسد طرفين نتوانند موضوعات خود را از طريق مذاكره حل‌وفصل كنند، زيرا خواسته‌هاي ايران با مطالبات امريكا كاملا متفاوت است و يافتن نقطه مشترك بسيار دشوار.  محمدشريفي افزود: در اين ميان نبايد نقش اسراييل را ناديده گرفت؛ اين رژيم خواهان تداوم جنگ است و به‌دنبال استفاده از قدرت نظامي امريكا براي حمله به ايران خواهد بود، زيرا معتقد است چنين حمله‌اي مي‌تواند در بلندمدت برتري راهبردي براي اسراييل ايجاد كند و منطقه را از تهديدات وجودي عليه خود خالي كند؛ بنابراين، ورود طرفين به جنگ چندان دور از ذهن نيست. شريفي در ادامه توضيح داد: باتوجه به ماهيت مطالبات طرفين و موضوعات مورد اختلاف، اين تنش‌ها احتمالا تنها از طريق جنگ حل‌وفصل خواهد شد و مسير مذاكره، مگر با عقب‌نشيني كامل يكي از طرفين از خواسته‌هاي خود، به توافق پايدار منجر نمي‌شود. در نتيجه، ميدان جنگ، توان نظامي و تاب‌آوري دوطرف نتيجه نهايي را تعيين خواهد كرد.  اين استاد دانشگاه در پايان درباره نقش روسيه و چين گفت: اين دو كشور همچنان از جمهوري اسلامي ايران حمايت خواهند كرد و ممكن است برخي كمك‌هاي نظامي و اطلاعاتي ارايه دهند، اما اين كمك‌ها بسيار محدود و در حدي نخواهد بود كه «تغييردهنده بازي» باشد. باتوجه به ساير اولويت‌هاي پكن و مسكو -ازجمله تايوان و جنگ تجاري براي چين و اوكراين براي روسيه- آنها نمي‌خواهند بر سر موضوع ايران با امريكا وارد تقابل مستقيم شوند؛ بنابراين، سرنوشت اين رويارويي عمدتا به توازن قدرت نظامي و ظرفيت طرفين در ميدان واگذار خواهد شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون