گزارش «اعتماد» از درآمد ميليوني باشگاههاي ايراني از سهميه مليپوشان
شكارچيان دلار در سايه جام جهاني
گروه ورزش| در حالي كه باشگاههاي فوتبال ايران با بحرانهاي مزمن مالي، بدهيهاي سنگين و عدم پايداري اقتصادي دست و پنجه نرم ميكنند يك خبر خوشايند در افق مالي آنها پديدار شده: بمباران دلاري از سوي فيفا! با اعلام فهرست ۳۰ نفره تيم ملي براي جام جهاني ۲۰۲۶ حالا محاسبات رياضي نشان ميدهد كه باشگاههاي موفق با حضور بازيكنان خود در تورنمنت بزرگ جهان درآمدي ميليوني به ارز دلار كسب خواهند كرد، اما اين درآمد تا چقدر ميتواند گلوگاههاي مالي آنها را باز كند؟ جام جهاني تنها و بزرگترين نمايش فوتبالي جهان نيست، بلكه بزرگترين بازار مبادلات مالي در دنياي ورزش است. طبق دستورالعملهاي شفاف فدراسيون بينالمللي فوتبال باشگاهها بابت حضور بازيكنان خود در فهرست نهايي جام جهاني مبالغ قابلتوجهي دريافت ميكنند. اين مبلغ براساس تعداد روزهايي كه بازيكن در تورنمنت حضور دارد، محاسبه ميشود. باتوجه به اينكه فيفا از تاريخ ۱۵ خرداد (يك هفته مانده به شروع مسابقات) پرداختها را محاسبه ميكند اگر فرض كنيم تيم ملي ايران در مرحله گروهي جام جهاني حضور داشته باشد و در تاريخ ۶ تير كار خود را به پايان برساند هر بازيكن مليپوش بهازاي ۲۳ روز حضور در اين مسابقات مبلغي در حدود ۲۵۳ هزار دلار دريافت خواهد كرد. اين عدد براي باشگاههايي كه كارخانه توليد مليپوش هستند ميتواند تفاوت ميان بقا و فروپاشي مالي باشد.
پرسپوليس؛ پادشاه درآمدزايي با حضور لژيونرها- در صدر باشگاههايي كه از اين چرخه دلاري سود ميبرند، پرسپوليس قرار دارد. اين باشگاه با داشتن ۵ بازيكن در فهرست تيم ملي ايران شامل پيام نيازمند، حسين كنعاني، ميلاد محمدي، اميرحسين محمودي و علي عليپور آماده دريافت درآمدي بالغ بر يك ميليون و ۲۵۰ هزار دلار در پايان مرحله گروهي است. اما جالب اينجاست كه قدرت اقتصادي پرسپوليس تنها به مليپوشان ايراني محدود نميشود. حضور بازيكنان خارجي در تركيب اين تيم مثل اوستون اورونوف و الكسيس گندوز و ايگور سرگيف در تيمهاي ملي ازبكستان و الجزاير ميتواند درآمد اين باشگاه را حدود ۷۶۰ هزار دلار ديگر افزايش fدهد. در مجموع اگر اين سناريو محقق شود، پرسپوليس در پايان مرحله گروهي جام جهاني با درآمدي در حدود ۲ ميليون دلار روبهرو خواهد بود؛ مبلغي كه در نرخ ارز فعلي ميتواند بخش بزرگي از بدهيهاي جاري اين باشگاه را پوشش دهد.
تراكتور و سپاهان؛ سودآوري از دل تخصص- تراكتور نيز با استراتژي هوشمندانه در جذب بازيكنان باكيفيت خود را براي دريافت مبالغ هنگفت آماده كرده است. با حضور ۵ بازيكن در تيمهاي ملي (۴ بازيكن ايراني شامل عليرضا بيرانوند، شجاع خليلزاده، اميرحسين حسينزاده و مهدي ترابي و اوديل خامكروبكوف در تيم ملي ازبكستان) تراكتور در پايان مرحله گروهي حدود يك ميليون و ۲۵۰ هزار دلار درآمد خواهد داشت. سپاهان اصفهان هم كه همواره به تقويت زيرساختهاي خود مشهور بوده با داشتن چهار ستون اصلي در تيم ملي يعني سيدحسين حسيني، احسان حاجصفي، اميد نورافكن و آريا يوسفي درآمدي در حدود يك ميليون دلار را در جيب خود خواهد گذاشت. اين مبلغ براي باشگاهي كه همواره در رقابتهاي آسيايي حضور دارد يك برگ برنده استراتژيك محسوب ميشود.
استقلال؛ تنوع در مليپوشان و درآمد متنوع- در مورد استقلال هم داستان بسيار جذاب است! استقلال با تركيبي از بازيكنان داخلي و خارجي مجموعا ۶ مليپوش در فهرستهاي مختلف دارد. درحالي كه صالح حرداني، روزبه چشمي و اميرمحمد رزاقينيا نماينده ايران هستند حضور داكنز نازون در تيم ملي هاييتي و رستم آشورماتوف و جلالالدين ماشاريپوف در تيم ملي ازبكستان تعداد مليپوشان اين باشگاه را افزايش ميدهد. با اين محاسبات استقلال در پايان مرحله گروهي جام جهاني درآمدي بيش از ۱.۵ ميليون دلار خواهد داشت.
توزيع نابرابر ثروت در فوتبال ايران- در بررسي ساير باشگاهها شاهد شكاف عميقي هستيم. درحالي كه فولاد خوزستان با ۳ بازيكن سهم قابلتوجهي از اين بودجه را به خود اختصاص داده است، باشگاههايي نظير آلومينيوم اراك، ملوان بندرانزلي، خيبر خرمآباد، چادرملو اردكان و پيكان هر كدام با داشتن تنها يك بازيكن درآمد اندكي خواهند داشت. اما تصوير تلختر مربوط به باشگاههايي است كه در اين بازار دلاري هيچ سهمي ندارند. باشگاههايي مثل گل گهر، فجر سپاسي، استقلال خوزستان، شمسآذر، ذوبآهن و مس رفسنجان با نبود حتي يك بازيكن در اردوي تيم ملي از اين جريان نقدينگي دلاري كاملا محروم هستند. اين نشاندهنده شكاف ميان باشگاههاي كلاسيك و ثروتمند و باشگاههاي متوسط و كوچك در فوتبال ايران است.
ابهام در مسير؛ آيا درآمدها كاهش مييابد؟- بايد توجه داشت كه اين محاسبات عليالحساب و براساس فهرست فعلي است. با توجه به اينكه فهرست نهايي تيم ملي هنوز قطعي نيست و احتمال حذف بازيكنان (كه در گزارش قبلي در «اعتماد» به آن پرداختيم) وجود دارد اين درآمدها ميتواند به شدت كاهش يابد. هر بازيكني كه از فهرست نهايي خط بخورد مستقيما از جيب باشگاه كم خواهد كرد. اما درنهايت بايد پرسيد: آيا اين درآمدهاي دلاري صرف تقويت زيرساختها، نوسازي باشگاهها و كاهش وابستگي به حمايتهاي دولتي خواهد شد يا اينكه تنها يك مسكن موقت براي پوشاندن حفرههاي عميق مالي است كه پس از پايان تورنمنت دوباره به همان وضعيت بحراني باز خواهند گشت؟ جام جهاني ۲۰۲۶ براي باشگاههاي ايراني هم يك فرصت طلايي براي كسب ارز است و هم آزموني براي مديريت اين ثروت ناگهاني.