• 1405 جمعه 20 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6329 -
  • 1405 شنبه 2 خرداد

چرا نبايد درختان ريشه كن و باد افتاده هيركاني را برداشت كنيم؟

كاهش حجم چوب مُرده و بدهي انقراض

حامد يوسف‌زاده

بررسي ۳۷ مطالعه در مورد آستانه‌هاي حفاظتي در جنگل‌هاي اروپا نشان مي‌دهد كه براي حفظ تنوع زيستي گونه‌هاي وابسته (شامل قارچ‌هاي چوب‌زي، سوسك‌هاي ساپروكسيليك، خزه‌ها، گلسنگ‌ها و پرندگان)، وجود دست‌كم ۲۰ تا ۵۰ مترمكعب چوب مرده در هكتار ضروري است. در جنگل‌هاي پهن‌برگ راش و بلوط اروپا، اين آستانه معمولا ۳۰ تا ۵۰ مترمكعب در هكتارتعيين شده كه مي‌تواند مبنايي براي حفظ پايداري اكولوژيك اين بوم‌سامانه‌ها در نظر گرفته شود. با اين حال، اعمال مستقيم اين اعداد به جنگل‌هاي هيركاني نيازمند احتياط است. بر اساس مطالعات داخلي، مقدار فعلي چوب مرده در اين جنگل‌ها حدود ۲۳ مترمكعب در هكتار برآورد شده است. هرچند اين رقم در محدوده پايين آستانه‌هاي اروپايي قرار مي‌گيرد؛ اما از مقدار پيشنهادي براي جنگل‌هاي راش و بلوط اروپا (۳۰ تا ۵۰ مترمكعب) كمتر است. اين اختلاف از نظر حفاظتي حائز اهميت است، زيرا جنگل‌هاي هيركاني در عرض‌هاي جغرافيايي پايين‌تر و اقليمي گرم‌تر و مرطوب‌تر واقع شده‌اند. در نتيجه، فصل رشد طولاني‌تر، فعاليت بيشتر تجزيه‌كنندگان (به‌ويژه قارچ‌ها) و سرعت بالاتر پوسيدگي چوب، باعث كاهش ماندگاري چوب مرده در اين جنگل‌ها نسبت به بسياري از جنگل‌هاي اروپايي شده است.
بنابراين، مقدار ۲۳ مترمكعب در هكتار در جنگل‌هاي هيركاني نبايد به عنوان وضعيت مطلوب حفاظتي تعبير شود، بلكه سطحي نزديك به حداقل آستانه‌هاي اروپايي است. به نظر مي‌رسد براي حفظ پيوستگي زيستگاه‌هاي ساپروكسيليك در اين منطقه، بايد سهم بيشتري از چوب مرده نسبت به آستانه‌هاي حداقلي اروپا در جنگل باقي بماند. در نتيجه، هدف‌گذاري حفاظتي براي جنگل‌هاي هيركاني در محدوده‌اي بالاتر از ۲۳ مترمكعب و نزديك به آستانه جنگل‌هاي پهن‌برگ اروپا، يعني حدود ۳۰ تا ۵۰ مترمكعب در هكتار، رويكردي منطقي‌تر و محافظه‌كارانه‌تر خواهد بود.
عواقب برداشت درختان بادافتاده و ريشه‌كن بدون توجه به آستانه حفاظتي حداقل
در صورتي كه در مديريت جنگل‌هاي هيركاني به نياز اكولوژيك گونه‌هاي وابسته به چوب مرده و تفاوت بنيادي شرايط اقليمي اين جنگل‌ها با جنگل‌هاي سردتر اروپا توجه نشود، اكوسيستم ممكن است وارد فرآيندي موسوم به بدهي انقراض (Extinction Debt) شود. در چنين وضعيتي، اگرچه بخشي از گونه‌ها هنوز ظاهرا در جنگل حضور دارند، اما زيستگاه ديگر توان پشتيباني پايدار از جمعيت آنها را ندارد و فرآيند انقراض عملا از پيش آغاز شده است؛ با اين تفاوت كه پيامدهاي آن ممكن است با تأخيري چندساله يا حتي چند دهه اي آشكار شود. به بيان ديگر، حضور كنوني گونه‌ها لزوماً به معناي سلامت اكولوژيك يا پايداري بلندمدت اكوسيستم نيست؛ بلكه مي‌تواند بازمانده‌اي از شرايط مناسب گذشته باشد.
مطالعات اروپايي نمونه‌هاي روشني از اين پديده ارايه كرده‌اند. براي مثال، سوسك نادر Pytho kolwensis تنها در جنگل‌هايي با بيش از ۷۰ مترمكعب چوب مرده در هكتار مشاهده شده و در بسياري از جنگل‌هاي تحت بهره‌برداري عملا حذف شده است. همچنين قارچ تخصصي Antrodiella citronella فقط در توده‌هايي با بيش از ۱۲۰ مترمكعب چوب مرده حضور داشته و كاهش درختان خشكيده و افت تداوم چوب مرده موجب افت شديد جمعيت آن شده است. حتي در مورد داركوب نيز گزارش شده كه اگرچه اينگونه هنوز در برخي جنگل‌هاي مديريت‌ شده ديده مي‌شود، اما جمعيت آن در بسياري از مناطق شمال اروپا روندي كاهشي دارد؛ وضعيتي كه به عنوان نمونه‌اي كلاسيك از بدهي انقراض تفسير مي‌شود، زيرا زيستگاه ديگر ظرفيت كافي براي حفظ پايدار جمعيت را ندارد.
در چنين شرايطي، برخي قارچ‌هاي شاخص چوب‌زي نيز مي‌توانند به عنوان نشانگرهاي حساس كاهش كيفيت اكولوژيك جنگل عمل كنند. براي نمونه، گونه Fomes fomentarius كه يكي از مهم‌ترين قارچ‌هاي تجزيه‌كننده چوب در جنگل‌هاي پهن‌برگ معتدل به شمار مي‌رود، وابستگي بالايي به درختان كهنسال، ضعيف‌شده و خشكيده، به‌ويژه راش دارد. اين قارچ علاوه بر نقش كليدي در تجزيه چوب و چرخه عناصر غذايي، در ايجاد حفره‌ها و ريززيستگاه‌هايي براي بسياري از حشرات و بي‌مهرگان ساپروكسيليك نيز اهميت دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه حذف درختان خشكيده و كاهش تداوم چوب مرده در جنگل‌هاي مديريت‌شده، باعث افت پراكنش و كاهش جمعيت اين قارچ مي‌شود؛ زيرا چرخه پيوسته ايجاد بسترهاي مناسب براي استقرار آن مختل مي‌شود.
اين مساله در جنگل‌هاي هيركاني مي‌تواند حتي شديدتر باشد. در اقليم مرطوب و نسبتا گرم هيركاني، سرعت تجزيه چوب بالاتر بوده و زمان ماندگاري تنه‌هاي افتاده و درختان خشكيده كوتاه‌تر است. در نتيجه، كاهش حجم چوب مرده مي‌تواند با سرعت بيشتري موجب گسست در تداوم زيستگاه گونه‌هاي ساپروكسيليك شود. 
پيامد نهايي اين روند، كاهش تدريجي تنوع زيستي جنگل، حذف گونه‌هاي حساس و رليكت، ساده‌شدن ساختار اكولوژيك و افت تاب‌آوري اكوسيستم خواهد بود. از آنجا كه بسياري از گونه‌هاي وابسته به چوب مُرده در تجزيه مواد آلي، چرخه عناصر غذايي، ايجاد ريززيستگاه‌ها و حفظ پايداري شبكه‌هاي غذايي نقش كليدي دارند، حذف تدريجي آنها مي‌تواند عملكرد كلي اكوسيستم جنگل‌هاي هيركاني را تحت تأثير قرار دهد. بنابراين، حتي اگر كاهش چوب مرده در كوتاه‌مدت بحران آشكاري ايجاد نكند، در بلندمدت مي‌تواند به نوعي «انقراض خاموش» در بخشي از ارزشمندترين مولفه‌هاي تنوع زيستي جنگل‌هاي هيركاني منجر شود.
 و كلام آخر
جنگل‌هاي هيركاني يكي از كهن‌ترين و ارزشمندترين اكوسيستم‌هاي جنگلي جهان و از مهم‌ترين نقاط داغ تنوع زيستي در منطقه غرب آسيا به شمار مي‌روند. اين جنگل‌ها كه بازمانده جنگل‌هاي پهن‌برگ دوران سوم زمين‌شناسي هستند، به عنوان يك پناهگاه زيستي (Refugium) ميليون‌ها سال نوسانات اقليمي، يخبندان‌هاي كواترنري و تغييرات گسترده محيطي را پشت سر گذاشته‌اند و امروزه بخش مهمي از ميراث تكاملي جنگل‌هاي معتدل جهان را در خود حفظ كرده‌اند. وجود صدها گونه گياهي بومي و رليكت، تنوع بالاي زيستگاه‌ها، حضور گونه‌هاي اندميك و ذخاير ژنتيكي كم‌نظير باعث شده است كه جنگل‌هاي هيركاني نه‌ تنها در مقياس ملي، بلكه در سطح جهاني داراي اهميت اكولوژيك و حفاظتي باشند؛ اهميتي كه ثبت اين اكوسيستم به عنوان ميراث جهاني يونسكو نيز آن را تأييد مي‌كند.
با اين حال، اين اكوسيستم منحصر‌به‌فرد امروز در معرض يكي از پيچيده‌ترين بحران‌هاي اكولوژيك تاريخ خود قرار گرفته است. طي حدود نيم ‌قرن گذشته، درصد قابل توجهي از مساحت جنگل‌هاي هيركاني از بين رفته و براي نزديك به دو دهه، ميزان برداشت چوب تقريبا هم‌تراز با ميزان رويش سالانه جنگل بوده است. در كنار اين فشارها، چراي بي‌رويه دام، تخريب زادآوري طبيعي، جاده‌سازي، قطعه‌قطعه‌شدن زيستگاه‌ها و حذف درختان كهنسال و خشكيده، ساختار اكولوژيك جنگل را به‌شدت تضعيف كرده است. بسياري از ارزشمندترين رويشگاه‌هاي هيركاني، به‌ويژه جنگل‌هاي جلگه‌اي، ماندابي و كنار ‌دريا كه زماني غني‌ترين كانون‌هاي تنوع زيستي اين اكوسيستم بودند، امروز يا به‌طور كامل از بين رفته‌اند يا تنها بقايايي محدود از آنها باقي مانده است.
همزمان، وضعيت تنوع زيستي و حيات‌وحش هيركاني نيز روندي نگران‌كننده پيدا كرده است. نابودي گسترده شمشادهاي هيركاني، زوال ملج، مرگ شب‌خسب‌ها و كاهش شديد جمعيت سرخدارهاي هيركاني كه اكنون در فهرست سرخ‌گونه‌هاي تهديدشده (در سطح ملي) قرار دارند، تنها بخشي از نشانه‌هاي اين بحران است. افزون بر آن، گونه‌هاي بومزاد ارزشمندي مانند ليلكي و سفيدپلت نيز در خطر انقراض قرار گرفته اند؛ و بسياري از درختان رليكت مانند آزاد و لرگ در وضعيت آسيب‌پذير قرار گرفته‌اند. اين روند نشان مي‌دهد كه هيركاني تنها در حال از دست دادن پوشش جنگلي نيست، بلكه بخشي از حافظه تكاملي و هويت زيست‌جغرافيايي خود را نيز از دست مي‌دهد.در چنين شرايطي، مفهوم بدهي انقراض (Extinction Debt) اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. بسياري از گونه‌هاي وابسته به جنگل‌هاي كهنسال، چوب مُرده و ريززيستگاه‌هاي طبيعي ممكن است هنوز ظاهرا در جنگل حضور داشته باشند؛ اما زيستگاه ديگر توان پشتيباني بلندمدت از جمعيت آنها را ندارد. در واقع، بخشي از تنوع زيستي هيركاني ممكن است اكنون وارد فرآيند «انقراض خاموش» شده باشد؛ فرآيندي كه طي آن‌گونه‌ها هنوز ديده مي‌شوند؛ اما از نظر اكولوژيك در مسير حذف تدريجي قرار گرفته‌اند. اين مساله در مورد گونه‌هاي وابسته به چوب مُرده و ساختارهاي طبيعي جنگل اهميت بيشتري دارد. مطالعات اروپايي نشان داده‌اند كه حذف درختان كهنسال، كاهش چوب مرده و بهره‌برداري شديد مي‌تواند باعث فروپاشي تدريجي جمعيت قارچ‌هاي چوب‌زي، سوسك‌هاي ساپروكسيليك و پرندگان وابسته به درختان خشكيده شود. حتي قارچ شاخصي مانند Fomes fomentarius كه نقش مهمي در تجزيه چوب، چرخه عناصر غذايي و ايجاد ريززيستگاه براي بسياري از بي‌مهرگان جنگلي دارد، در اثر حذف درختان كهنسال و كاهش تداوم چوب مرده دچار افت جمعيتي مي‌شود. در جنگل‌هاي هيركاني، به دليل اقليم مرطوب و نسبتا گرم هيركاني، سرعت تجزيه چوب بيشتر و زمان ماندگاري درختان خشكيده كوتاه‌تر است؛ بنابراين هرگونه كاهش در حجم چوب مُرده مي‌تواند  سريع‌تر از جنگل‌هاي سردتر اروپا موجب گسست در تداوم زيستگاه‌هاي ساپروكسيليك شود.
 اگر سياست‌هاي نادرست گذشته، از جمله بهره‌برداري غيراصولي، كاهش چوب مرده و تخريب رويشگاه/ زيستگاه‌ها ادامه يابد، نسل آينده نه با جنگل‌هاي هيركاني واقعي، بلكه با لكه‌هاي فقير از تنوع زيستي و كم‌تاب‌آور روبرو خواهد شد؛ جنگلي كه شايد هنوز ظاهري سبز داشته باشد، اما بخش مهمي از عملكردهاي اكولوژيك، تنوع زيستي تخصصي و روابط پيچيده زيستي خود را از دست داده باشد. 
هيركاني تنها يك توده جنگلي نيست، بلكه يكي از آخرين بازمانده‌هاي جنگل‌هاي باستاني پهن‌برگ معتدل جهان است و حفاظت از آن، حفاظت از بخشي از تاريخ تكامل حيات روي زمين محسوب مي‌شود. از اين‌رو، جلوگيري از تداوم سياست‌هايي كه طي دهه‌هاي گذشته ضربات سنگيني بر پيكره اين اكوسيستم وارد كرده‌اند، ضرورتي علمي، اكولوژيك و بين‌نسلي است؛ زيرا هر كاهش جديد در كيفيت اكولوژيك هيركاني، ممكن است بخشي از بدهي انقراضي باشد كه نسل‌هاي آينده ناچار به پرداخت آن خواهند شد.
عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس نور

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون