بحران تازه پیش پای فدراسیون
چالش مجوز حرفهایها در فوتبال آماتور ایران
درحالی که فوتبال ایران در تلاش است تا با گذار از ساختارهای سنتی به سمت مدیریت حرفهای حرکت کند، ابهام و تناقض در فرآیند صدور مجوز حرفهای حالا به یک بحران حقوقی و ورزشی تبدیل شده است. عدم صدور مجوز برای باشگاههایی نظیر سپاهان و فولاد، درحالی که مدیرعامل سپاهان این اتفاق را جوک سال خوانده، نه تنها آینده این دو باشگاه را در رقابتهای داخلی و خارجی تهدید میکند بلکه زنجیرهای از ابهامات را در مورد معرفی نمایندگان ایران در عرصه آسیا ایجاد کرده است.
اکنون سوال اصلی اینجاست که آیا جایگاههای آسیا براساس نتایج فنی در جدول تعیین میشود یا براساس تاییدیه اداری؟
در دنیای فوتبال مدرن مجوز حرفهای تنها یک برگه اداری نیست بلکه گواهی بر سلامت مالی، ساختار مدیریتی و زیرساختهای یک باشگاه است. بدون این مجوز هیچ باشگاهی حق حضور در رقابتهای سطح اول قاره و حتی برخی رقابتهای داخلی را ندارد. اما آنچه در روزهای اخیر در راهروهای فدراسیون فوتبال و هیات صدور مجوز اتفاق افتاده بیشتر از آنکه شبیه به یک فرآیند استاندارد باشد، شبیه به یک مینریزی حقوقی است که عدالت ورزشی را در بنبست قرار داده است. با بررسی دقیق وضعیت باشگاهها شاهد یک واقعیت عجیب و چالشبرانگیز هستیم. درحالی که تیمهایی مثل استقلال و تراکتور به عنوان دو تیم صدرنشین علاوه بر کسب مجوز حرفهای مسیر خود را برای حضور در لیگ نخبگان آسیا کاملا هموار کردهاند اما در لایههای پایینتر جدول معادلات به شدت تغییر کرده است. بخش جالب توجه تفاوت عملکرد باشگاهها در کسب این مجوز است. باشگاههایی نظیر گلگهر (تیم چهارم جدول) چادرملو (پنجمین تیم جدول) و پرسپولیس (ششمین تیم جدول) با موفقیت مجوز خود را دریافت کردهاند. حتی باشگاههایی در رتبههای پایینتر مانند آلومینیوم اراک هم توانسته استانداردهای لازم را پشت سر گذاشته و مجوز حرفهای خود را دریافت کنند. این یعنی باشگاههای میانی و پایینتر جدول این لیگ نیمهکاره از نظر ساختاری و مالی وضعیت مطلوبتری نسبت به برخی تیمهای با ریشه فوتبال ایران دارند.
اما چالش اصلی و هسته مرکزی این بحران در رده سوم جدول نهفته است. سپاهان اصفهان تیمی که براساس نتایج فنی و رتبه سوم لیگ برتر سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا سطح ۲ را از آن خود کرده بود اکنون در یک بنبست بزرگ قرار دارد. طبق گزارشهای هیات بدوی صدور مجوز سپاهان به دلیل عدم بارگذاری صحیح مدارک موفق به دریافت مجوز حرفهای نشده است. در کنار سپاهان، باشگاه فولاد خوزستان هم با مشکل مشابهی روبهرو است؛ با این تفاوت که دلیل اصلی عدم دریافت مجوز در فولاد بیشتر بودن بدهیهای انباشته نسبت به داراییهای باشگاه عنوان شده است. اگرچه فولاد با قرارگیری در رتبه هفتم جدول عملا شانسی برای سهمیه آسیا ندارد اما پرونده این تیم نشان دهنده عمق بحران مالی در باشگاههای بزرگ است که در شرایط جنگ بدتر هم شده است، اما مساله اصلی سپاهان است. سپاهان که اکنون قصد دارد پرونده خود را به کمیته استیناف ارجاع بدهد تا شاید بتواند این تصمیم را به چالش بکشد در واقع سرنوشت سهمیه سوم ایران را در گروی این فرآیند قرار داده است. اینجاست که ما با یک تضاد حقوقی روبهرو میشویم. اگر سپاهان نتواند در مرحله استیناف موفق به دریافت مجوز شود فدراسیون فوتبال در یک موقعیت بسیار حساس قرار میگیرد. طبق قوانین AFC معرفی نمایندگان باید براساس نتایج فنی در جدول باشد اما این قوانین نیز مشروط به داشتن مجوز حرفهای هستند.
در صورت نهایی شدن عدم صدور مجوز برای سپاهان، فدراسیون با دو راه پیش رو خواهد بود.
راه نخست پذیرش نتیجه فنی است. یعنی پافشاری بر حق سپاهان و تحمل فشارهای احتمالی ازسوی کنفدراسیون آسیا. راه دوم انتقال سهمیه به ردههای بعدی است. در این سناریو فدراسیون مجبور خواهد بود سهمیه را به تیم بعدی که هم مجوز دارد و هم از نظر فنی در رده بعدی است، اختصاص بدهد. در اینجا نام گلگهر کرمان سیرجان که در رتبه چهارم جدول قرار دارد و برخلاف سپاهان مجوز حرفهای خود را دریافت کرده به عنوان اصلیترین جایگزین مطرح میشود.
تصور کنید تیمی که چهارمین تیم برتر کشور است و تمام استانداردهای اداری را رعایت کرده جایگزین تیمی شود که سومین تیم کشور بوده اما در فرآیند اداری شکست خورده است. این اتفاق میتواند بر اعتبار لیگ برتر ایران و همچنین بر عدالت ورزشی مهر تلخی بزند.
بحران فعلی لیگ ایران فراتر از کاغذ بازیها است. بحران مجوز حرفهای سپاهان نشان دهنده یک ضعف ساختاری بزرگ در مدیریت باشگاههای ایران است. اینکه باشگاهی با وزن و اعتبار سپاهان در مرحله بارگذاری مدارک دچار خطا شود، نشان میدهد که حتی در سطح حرفهای مدیریت اداری باشگاههای ما هنوز با استانداردهای فیفا فاصله زیادی دارد. فدراسیون فوتبال نباید این بحران را صرفا یک موضوع اداری ببیند. تصمیم نهایی فدراسیون در مورد سهمیه سوم سپاهان یا گلگهر نه تنها تکلیف یک باشگاه را روشن می کند بلکه می تواند پیام مهمی به تمام باشگاه های ایرانی ارسال کند: در فوتبال مدرن، نتیجه روی زمین (در زمین فوتبال) تنها نیمی از مسیر است و نیمه دیگر، انضباط در اتاقهای مدیریت است. نظمی که با شرایط بد اقتصادی باشگاههای ایرانی زیر سوال میرود،. اما اگر فدراسیون نتواند بین نتایج فنی و الزامات حرفهای تعادلی عادلانه برقرار کند ریسک از دست دادن اعتبار در سطح آسیا و ایجاد نارضایتیهای گسترده در میان هواداران و باشگاهها بیش از هر زمان دیگری احساس خواهد شد. حالا تمام نگاهها به کمیته استیناف و تصمیم نهایی فدراسیون است، تصمیمی که میتواند مرز میان عدالت و بینظمی را در فوتبال ایران تعیین کند. اگرچه همانطور که در ابتدا و بین گزارش عنوان شد برقراری نظم و عدالت در این لیگ با باشگاههای اکثرا دولتی و ورشکسته هرگز به راس هرم در فوتبال خلاصه نمیشود و نیاز به یک بازنگرنی کلان از سطوح بالاتر از ورزش است.