«اعتماد» ابعاد ژئوپليتيكي رويارويي در خليجفارس را بررسي می کند
بیم بیداری تنگههای جهان
حديث روشني
در شرايطي كه تلاشها براي نزديك كردن ديدگاههاي ايران و امريكا با هدف پايان دادن به جنگ همچنان ادامه دارد، اما مساله تنگه هرمز و رفع محاصره غيرقانوني آن ازسوي ايالاتمتحده به يكي از عوامل كليدي اين گفتوگوها تبديل شده. همزمان با ابراز خوشبيني محتاطانه مقامهاي امريكايي و پاكستاني درباره پيشرفت مذاكرات با حضور وزير كشور و فرمانده ارتش اين كشور در ايران، اما شواهد حاكي از آن است كه تهران توانسته ابتكار عمل را در اين آبراه راهبردي در دست بگيرد و با تبديل هرمز به اهرم فشار ژئوپليتيكي، معادلات انرژي و تجارت جهاني را تحتتاثير قرار بدهد. همچنين رايزنيهاي ايران و عمان درباره ايجاد سازوكار دائمي مديريت و عوارضگيري در تنگه هرمز، نشان ميدهد تهران بهدنبال تثبيت نقش خود در كنترل اين مسير حياتي است؛ مسيري كه تنشهاي حاكم بر آن بهاي نفت را به شدت افزايش داده و حتي نگراني از تكرار بحراني مشابه ركود ۲۰۰۸ را زنده كرده است. اكنون برخي ناظران هشدار ميدهند الگوي هرمز ممكن است به نمونهاي براي تغيير سازوكار عبور و مرور در ساير آبراههاي استراتژيك جهان تبديل شود. در همين راستا نشريه فارنافرز با انتشار يادداشتي آورده: در اواخر فوريه و در روزهاي آغازين تجاوز آشكار امريكا و اسراييل به ايران، با ابتكار تهران در راستاي مديريت هوشمند تنگه استراتژيك هرمز صادرات نفت خاورميانه عمل تحت تاثير قرار گرفت و بهاي انرژي بهشدت افزايش يافت. با اين همه كنترل آبراهها از ديرباز ابزاري براي مهار رقبا و شكلدهي به معادلات راهبردي بوده است. به گونهاي كه در سال ۱۹۵۱ و پس از ملي شدن صنعت نفت ايران، بريتانيا با اعمال فشار دريايي تلاش كرد مانع صادرات نفت ايران شود. همچنين ادعا شده در جريان «جنگ نفتكشها» در سال ۱۹۸۴ نيز ايران در واكنش به حملات عراق، در تنگه هرمز مينگذاري كرد. با اين حال، در هر دو مقطع، تنگه هرمز همچنان باز ماند و جريان عبور و مرور دريايي كاملا متوقف نشد.
اهرم غافلگيركننده ايران
حال آنچه بحران كنوني هرمز آشكار ميكند، اين است كه تغيير رژيم حقوقي يك تنگه دريايي امروز بسيار آسانتر و پيامدهاي آن بسيار گستردهتر از گذشته شده است. فناوريهاي نسبتا ارزانقيمت از سامانههاي نظارت ساحلي و موشكهاي ضدكشتي مستقر در ساحل گرفته تا پهپادها، شناورهاي بدون سرنشين و مينهاي دريايي اكنون اين امكان را براي قدرتهاي ميانه فراهم كردهاند كه در مقياسي وسيع، كنش گذار باشند و هزينههاي سنگيني به رقبا تحميل كنند. اين درحالي است كه همزمان، تمركز بخش بزرگي از تجارت جهاني و جريان انتقال انرژي در تعداد محدودي از گذرگاههاي باريك دريايي، اثرگذاري بحرانهاي محلي را چندين برابر كرده است. در اين ميان، حملات امريكا و اسراييل به ايران و تهديد ادعايي دونالد ترامپ، رييسجمهور ايالاتمتحده، مبني بر محاصره تنگه هرمز، نشاندهنده آمادگي بيشتر اين بازيگران براي تحميل هزينههاي اقتصادي گسترده است. به نوشته نيويورك تايمز، يك آبراه حتي بدون بسته شدن كامل نيز خود ميتواند تبعات اقتصادي سنگيني ايجاد كند؛ به بياني ديگر صرف تهديد به اختلال كافي است تا هزينههاي بيمه افزايش يابد، مسيرهاي كشتيراني تغيير كند و بازارها براي كالا دچار التهاب شوند. براي آسيا نيز اهميت اين تحولات حتي بيشتر است. اگرچه تنگه هرمز عمدتا يك گلوگاه انرژي به شمار ميرود، اما آبراههاي آسيا در قلب زنجيره جهاني تجارت، انرژي و نيمههاديها قرار دارند. از همين رو به ادعاي برخي تحليلگران اين احتمال وجود دارد بحران هرمز شايد زمينهساز تكرار الگوهايي مشابه در سراسر منطقه هند ـ اقيانوسيه شود؛ از محدوديتهاي احتمالي امريكا بر تردد در تنگه «مالاكا» گرفته تا محاصره احتمالي تنگه «تايوان» ازسوي چين، يا جلوگيري امريكا و فيليپين از دسترسي به تنگه «لوزون» چراكه فشار بر اين گلوگاههاي اصلي ميتواند بهتدريج به آبراههاي فرعي نيز سرايت كند. تحولات اخير در مجمعالجزاير اندونزي كه تا حد زيادي از نگاهها دور مانده نشان ميدهد واشنگتن و پكن بيش از گذشته خود را براي اختلال در مسيرهاي دريايي آماده ميكنند و در حال رقابت بر سر كنترل كريدورهاي ثانويه دريايي آسيا هستند.
بحران مشروعيت براي امريكا
فارن پالسي نيز با اشاره به متغيرهاي فوق آورده اواسط آوريل و پس از به نتيجه نرسيدن مذاكرات براي پايان جنگ و بازگشايي مقطعي تنگه، دونالد ترامپ مدعي شد نيروي دريايي امريكا تمام كشتيهايي را كه قصد ورود يا خروج از تنگه هرمز داشته باشند محاصره خواهد كرد. اين اظهارات نيز بلافاصله نگرانيهاي حقوقي گستردهاي را در ارتباط با كنوانسيون حقوق درياهاي سازمان ملل و همچنين حقوق مخاصمات مسلحانه دريايي برانگيخت؛ مجموعه قواعدي كه نحوه جنگ دريايي و رفتار با كشتيهاي بيطرف را تعيين ميكند. بر اساس كنوانسيون حقوق درياها (UNCLOS) در مورد تنگههايي كه عرض آنها ۲۴ مايل دريايي يا كمتر است مانند تنگه هرمز با عرض ۲۱ مايل دريايي اصل «عبور ترانزيتي» برقرار است؛ اصلي كه به كشتيها و هواپيماها حق عبور و پرواز بدون مانع ميدهد. هر چند ايالاتمتحده به اين كنوانسيون- كه در سال ۱۹۹۴ اجرايي شد- نپيوسته، اما به طور كلي اصول بنيادين آن را به عنوان بخشي از حقوق عرفي بينالملل ميپذيرد. با اين حال، دستورالعملهاي اجرايي بعدي فرماندهي مركزي ايالاتمتحده (سنتكام) دامنه دستور رييسجمهور را محدودتر كرد. طبق اين دستورالعملها، محاصره دريايي قرار بود به صورت بيطرفانه عليه كشتيهاي همه كشورهايي اعمال شود كه به بنادر ايران وارد يا از آن خارج ميشوند، بدون آنكه آزادي ناوبري براي كشتيهايي كه ميان بنادر غيرايراني در حال تردد هستند مختل شود. به اين ترتيب به ادعاي برخي ناظران، بيانيه سنتكام بهگونهاي تنظيم شد كه از منظر حقوقي قابليت دفاع داشته باشد اما اينگونه نشد و مشورعيت ايالاتمتحده در ارتباط با حقوق درياها به شكلي جدي زير سوال رفت. همزمان و به نوشته برخي از كارشناسان مواضع حداكثري رييسجمهور امريكا همچنان آشكارا با كنوانسيون حقوق درياها و نيز حقوق مخاصمات مسلحانه دريايي در تضاد است. چرا كه ممنوعيت كامل عبور كشتيها از تنگه با اصل «عبور ترانزيتي» سازگار نيست و در چارچوب حقوق جنگ دريايي نيز مجاز شمرده نميشود.
وقتي انرژي به سلاح تبديل ميشود!
همزمان نشريه فارنپالسي با انتشار يادداشتي نوشت: شايد هيچ جا به اندازه آسيا، پيامدهاي تبديل تنگههاي دريايي به ابزار فشار و جنگ، سنگين و تعيينكننده نباشد. تنگه «مالاكا» كه در باريكترين نقطه تنها ۱.۵ مايل دريايي عرض دارد، محل عبور حدود ۴۰درصد تجارت جهاني و ۸۰درصد واردات انرژي چين است. دور زدن اين مسير مستلزم عبور از آبراههاي فرعي اندونزي يا حركت در مسير طولانيتر پيرامون استرالياست؛ مسيري كه زمان، هزينه و ريسك حملونقل را بهشدت افزايش ميدهد. در سال ۲۰۰۳ «هو جينتائو» رييسجمهور وقت چين، آسيبپذيري پكن در برابر احتمال محاصره اين مسير را «معضل مالاكا» توصيف كرد. تحولات اخير در هرمز اكنون اين نگراني را تشديد كرده است. بهاحتمال زياد، پكن تلاشهاي خود را براي كاهش وابستگي به تنگه «مالاكا» افزايش خواهد داد؛ ازجمله از طريق توسعه خطوط لوله زميني در ميانمار، روسيه و آسياي مركزي، گسترش دسترسي به بنادر اقيانوس هند و همچنين توسعه مسيرهاي كشتيراني قطب شمال. گفتني است اختلال در اين شريان حياتي تنها محدود به چين نخواهد بود. تنگه «مالاكا» مهمترين مسير دريايي ميان مراكز توليدي شرق آسيا و بازارهاي اروپا و خاورميانه است و بسته شدن آن ميتواند زنجيرههاي حياتي تامين جهاني را از هم بگسلد، شوكهاي گسترده اقتصاد كلان ايجاد كند و حتي به اقتصاد امريكا آسيب بزند. به نوشته فارن پالسي، تا پيش از اين، ميشد تصور كرد كه واشنگتن به دليل تبعات اقتصادي عظيم، از ايجاد اختلال در عبور و مرور اين تنگه پرهيز خواهد كرد. اما بحران هرمز نشان داد چنين ملاحظاتي ديگر وزن گذشته را ندارند. حملات امريكا و اسراييل به ايران با توجه اندكي به پيامدهاي گسترده آن از جمله اثراتش بر متحدان و شركا انجام شد و محاصره دريايي امريكا، حتي در نسخه محدودشده سنتكام، به افزايش بهاي جهاني انرژي و مواد غذايي دامن زد. بحران هرمز همچنين نشان داد كه تنگهها ميتوانند به ابزاري براي تحت فشار قرار دادن دول متخاصم و اعمال فشار تبديل شوند. اگرچه كشورهاي ساحلي تنگه «مالاكا» انگيزهاي براي بستن اين آبراه ندارند، اما دريافت عوارض عبور مثلا تحت عنوان ماليات يا عوارض زيستمحيطي موضوع متفاوتي است. در حال حاضر، سنگاپور بخش عمده منافع تجاري عبور كشتيها را از طريق خدمات بندري و ترانزيتي خود به دست ميآورد، اما يك دولت مليگرا يا پوپوليست در اندونزي يا مالزي ممكن است تصميم بگيرد از كشتيهاي تجاري اجاره يا عوارض دريافت كند. اخيرا وزير دارايي اندونزي نيز چنين احتمالي را مطرح كرد، هر چند وزير خارجه اين كشور خيلي زود از آن عقبنشيني كرد.
زلزله در آسيا
فارين پالسي در ادامه يادداشت خود آورد: همانند تنگه «هرمز» و «مالاكا» هرگونه اختلال در تنگه تايوان كه حدود ۲۰درصد تجارت دريايي جهان از آن عبور ميكند، ميتواند تجارت جهاني را با تهديد جدي مواجه سازد. با اين حال محاصره تنگه «تايوان» خطري متفاوت و بسيار پيچيدهتر به همراه دارد، چراكه «تايوان» همچنان بزرگترين توليدكننده نيمههاديهاي پيشرفته در جهان است و محاصره اين جزيره ميتواند واردات انرژي و مواد اوليه آن را مختل و صادرات تراشههاي حياتي براي زنجيره تامين جهاني را متوقف كند. برخلاف چين كه در حال ايجاد مسيرهاي جايگزين براي كاهش وابستگي به مالاكاست، تايوان عملا هيچ مسير جغرافيايي جايگزيني ندارد؛ بنادر اصلي اين جزيره در امتداد سواحل غربي و مشرف به تنگه قرار گرفتهاند و ساختار كوهستاني درون جزيره نيز حملونقل شرق به غرب را دشوار ميكند. در صورت وقوع چنين محاصرهاي، صنايع فناوري و حتي توليدات دفاعي در سراسر جهان فلج خواهند شد. براساس برآورد «بلومبرگ» چنين بحراني ميتواند ۵.۳ درصد توليد ناخالص داخلي جهان را از بين ببرد. اما فراتر از تبعات اقتصادي، اين آبراهها مزيتهاي مهم نظامي و عملياتي نيز ايجاد ميكنند. همانگونه كه بحران هرمز نشان داد، كنترل سرزمينهاي مجاور يك تنگه، بهويژه در گذرگاههاي باريك، برتري قابلتوجهي ايجاد ميكند. حال نيز اين واقعيتهاي تاكتيكي بر آرايش نظامي آسيا نيز اثر گذاشتهاند. تحولات هرمز عملا راهبرد «ممانعت از دسترسي/ منع منطقهاي» چين را تاييد ميكند؛ راهبردي كه هدف آن محدود كردن و دشوار ساختن عمليات دشمنان در آبهاي پيراموني چين از طريق شبكهاي از سامانههاي موشكي، دريايي، هوايي و نظارتي است. همزمان، اين تحولات با راهبرد «خارپشتي» تايوان نيز همخواني دارد؛ دكترين دفاعياي كه بر استقرار سامانههاي متحرك، پراكنده و مقاوم براي دفع تهاجم تأكيد ميكند. اگرچه تنگه تايوان بسيار عريضتر از هرمز است و حدود ۷۰ مايل دريايي در باريكترين نقطه و در نتيجه به تسليحات دوربردتري نياز دارد، اما اصل راهبردي يكسان است. به ادعاي فارن پالسي، در جنوب اين منطقه نيز رزمايشهاي مشترك امريكا و فيليپين بر توسعه تواناييهاي بازدارندگي موضعي در تنگه «لوزون» متمركز شدهاند؛ گذرگاهي كه درياي جنوبي چين را به اقيانوس آرام متصل ميكند و بهدليل عمق زياد، امكان عبور پنهاني زيردرياييها را فراهم ميسازد. اين تنگه، شاهراهي حياتي براي حملونقل تجاري و جابهجايي نيروهاي دريايي ميان شرق آسيا و اقيانوس آرام به شمار ميرود و در صورت اختلال در تنگه تايوان، به مسير جايگزين كليدي تبديل خواهد شد. پكن نيز اخيرا در واكنش به اين رزمايشها، مانورهاي آتش زنده برگزار كرد؛ اقدامي كه اهميت راهبردي تنگه «لوزون» را برجسته ميكند. از آنجا كه تنگههاي «تايوان» و «لوزون» هر دو بيش از ۲۴ مايل دريايي عرض دارند، در آنها كريدورهاي پيوستهاي از مناطق انحصاري اقتصادي وجود دارد كه آزادي عبور و مرور در آبهاي آزاد بر آن حاكم است. از اين رو، محاصره اين كريدورها يا ايجاد اختلال غيرموجه در عبور از آنها، آشكارا ناقض حقوق بينالملل محسوب ميشود.
هراس قاره سبز از تكرار سناريوي هرمز
همزمان نشريه فايننشال تايمز با انتشار گزارشي پيرامون اهميت راهبردي اختلال در تنگهها توسط كشورهاي ساحلي نوشت: هرگونه اختلال در تنگههاي پرتردد، فشار بر مسيرهاي جايگزين و فرعي را افزايش ميدهد و در نتيجه، آسيبپذيريهاي تازهاي ايجاد ميكند. در اين ميان اگر عبور و مرور در تنگه «مالاكا» محدود شود، بخش عمدهاي از ترافيك دريايي ناچار خواهد بود از مسيرهاي جايگزين در مجمعالجزاير اندونزي عبور كند؛ ازجمله تنگه «سوندا» ميان «سوماترا» و «جاوه» و تنگه «لومبوك»؛ آبراهي عميق ميان جزاير بالي و لومبوك. بنابراين بهنظر ميرسد هم پكن و هم واشنگتن بيش از گذشته احتمال اختلال در گلوگاههاي اصلي دريايي را جدي گرفتهاند و بيسروصدا در حال رقابت براي كسب برتري در اين آبها هستند. در اوايل آوريل، جاكارتا يك وسيله زيرآبي بدون سرنشين با منشا احتمالي چيني را در تنگه «لومبوك» كشف كرد؛ موضوعي كه نشان ميدهد پكن توجه خود را به اين آبراه افزايش داده است. عبور و مرور در آبهاي مجمعالجزايري براساس رژيم «عبور از خطوط دريايي مجمعالجزايري» در كنوانسيون حقوق درياها تنظيم ميشود؛ اصلي كه حق ناوبري و پرواز مداوم و بدون مانع را در «حالت عادي» تضمين ميكند. منظور از حالت عادي آن است كه زيردرياييها ميتوانند در حالت غوطهور باقي بمانند و از مسيرهاي تعيينشده يا آبراههايي كه به طور معمول براي ناوبري بينالمللي استفاده ميشوند عبور كنند. خارج از اين كريدورها، كشتيها و نه هواپيماها تنها از حق «عبور بيضرر» برخوردارند؛ حقي كه در شرايطي كه «براي امنيت ضروري» تشخيص داده شود، ميتواند به حالت تعليق درآيد و زيردرياييها نيز ملزم خواهند بود روي سطح آب حركت كنند. تمركز ترافيك دريايي در مسيرهاي قابل پيشبيني، رديابي و هدف قرار دادن كشتيها و هواپيماها را آسانتر ميكند. واشنگتن با درك اين آسيبپذيري، تلاش كرده است با اندونزي به توافقي جامع درباره حق پرواز دست يابد تا دسترسي به مسيرهاي جايگزين تضمين شود. با اين حال به نوشته فايننشال تايمز حساسيتهاي سياسي پيرامون اين توافق بسيار بالاست. در اواسط آوريل، تنها چند روز پيش از امضاي توافق عملياتي، يك رسانه هندي خبر اين توافق را افشا كرد. وزارت خارجه اندونزي نيز به وزارت دفاع اين كشور هشدار داد كه چنين توافقي ممكن است اين تصور را ايجاد كند كه اندونزي وارد يك ائتلاف نظامي شده و در نتيجه اين كشور را درگير وضعيتهاي منازعه منطقهاي، ازجمله بحران احتمالي در درياي جنوبي چين، كند. اكنون سرنوشت اين توافق در هالهاي از ابهام قرار دارد. همزمان، پكن هشدار داده كه چنين ترتيبي ميتواند با منشور اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسيا (آسهآن) مغايرت داشته باشد. در ادامه گزارش فايننشال تايمز آمده است: كشورهايي كه به آزادي عبور و مرور دريايي وابستهاند، ديگر نميتوانند فرض كنند قواعد حاكم بر آبراههاي راهبردي در برابر بحرانها و درگيريها به طور خودكار پابرجا خواهند ماند. امريكا و متحدان و شركاي آن بايد فورا براي كاهش آسيبپذيريها در گلوگاههاي دريايي آسيا اقدام كنند. واشنگتن و متحدانش بايد تواناييهاي نظارت و واكنش دريايي را در تايوان و ديگر كشورهاي كليدي دريايي ازجمله اندونزي، مالزي و سنگاپور كه ميزبان تاسيسات لجستيكي امريكا است تقويت كنند تا بتوانند فعاليتهايي مانند مينگذاري در آبراههاي راهبردي را شناسايي و بازدارندگي ايجاد كنند. از طرفي تحليلگران اكنون ديگر اذعان دارند كه تهران اكنون دريافته كه در تنگه هرمز از ابتكار عمل و اهرمي ارزان، سريع و ويرانگري برخوردار است. لذا هشداري واضح براي آسيا است: اگر راهكارهايي بلندمدت براي رفع بحران ايجاد نگردد، الگوهاي مشابه ميتواند در سراسر منطقه هند- اقيانوسيه تكرار شود. باتوجه به حجم عظيم تجارت جهاني كه به عبور بدون وقفه از گلوگاههاي منطقه وابسته است، تغيير سازوكار آبراههاي آسيا ميتواند پيامدهايي فاجعهبار براي اقتصاد جهاني به همراه داشته باشد.
بازگشت به مدار ديپلماسي
در حالي كه رفتوآمدهاي ديپلماتيك ميان تهران، واشنگتن و پايتختهاي منطقه وارد مرحلهاي فشرده و كمسابقه شده، پاكستان همچنان مديريت روند ميانجيگري ميان ايران و امريكا را بر عهده دارد؛ روندي كه برخي رسانههاي منطقهاي از احتمال نامگذاري توافق احتمالي به عنوان «بيانيه اسلامآباد» خبر ميدهند. با اين حال آنچه تاكنون از مواضع طرفين و گزارشهاي رسانهاي برميآيد، نشان ميدهد مسير دستيابي به توافق همچنان پيچيده، فرسايشي و همراه با تهديدهاي نظامي است. با اين همه در تازهترين تحولات «العربيه» مدعي شده در صورت دستيابي تهران و واشنگتن به تفاهم، توافق اوليه ممكن است با عنوان «بيانيه اسلامآباد» شناخته شود؛ توافقي كه قرار است چارچوبي موقت براي توقف جنگ و آغاز مذاكرات جامعتر در بازه زماني مشخص باشد. همزمان روزنامه «العربي الجديد» نيز با اشاره به سفر ژنرال عاصم منير، فرمانده ارتش پاكستان، به تهران، اين سفر را «آخرين تلاش براي جلوگيري از بازگشت منطقه به جنگ» توصيف كرده است. با اين حال، يك منبع پاكستاني تاكيد كرده تهران و واشنگتن هنوز در پروندههاي اصلي انعطاف كافي نشان ندادهاند. همزمان گزارشهايي نيز از تشديد تحركات ميانجيها منتشر شده است. العربيه از اعزام يك هيات فني و حقوقي پاكستاني به تهران خبر داده و خبرنگار الجزيره در تهران، اعلام كرده وساطتها به مرحلهاي رسيده كه يكي از رهبران منطقهاي مستقيما براي پر كردن شكافها وارد عمل شده است. به ادعاي او، به نظر ميرسد قطر در مقطع كنوني تنها نقش مكمل پاكستان را ايفا نميكند، بلكه به يكي از بازيگران محوري روند مذاكرات تبديل شده و احتمال دارد يكي از ميانجيها بهزودي راهي واشنگتن شود. در تهران نيز مقامات ايراني تاكيد دارند كه تمركز مذاكرات فعلا بر «پايان جنگ» است، نه پرونده هستهاي. در همين رابطه نيز پيشتر اسماعيل بقايي، سخنگوي تيم مذاكرهكننده ايراني، با اشاره به افزايش رفتوآمدهاي ديپلماتيك، اعلام كرده بود كه ميانجي رسمي مذاكرات همچنان پاكستان است و در شرايط فعلي بحث هستهاي در اولويت قرار ندارد. او همچنين تصريح كرد كه ايران پس از دو دور مذاكره و ورود طرف مقابل به جنگ، اكنون ابتدا بهدنبال تضمينهاي امنيتي و خاتمه درگيريهاست. بقايي تاكيد كرد اختلافات تهران و واشنگتن آنقدر عميق است كه نميتوان انتظار توافق سريع داشت. در همين حال، منابع نزديك به مذاكرات از ادامه رفتوبرگشت پيشنويسها بدون دستيابي به پيشرفت تعيينكننده خبر ميدهند. اكسيوس به نقل از يك مقام امريكايي، مذاكرات را «طاقتفرسا» توصيف كرده و نوشته پيشنويسها هر روز ميان طرفين مبادله ميشود، اما هنوز نتيجه ملموسي حاصل نشده است. به ادعاي اين وبسايت، دونالد ترامپ در روزهاي اخير از روند كند مذاكرات بهشدت كلافه شده و حتي گزينه ادعايي يك عمليات نظامي گسترده براي اعلام «پيروزي نهايي» را مطرح كرده است. با وجود اين فضاي پرتنش، برخي رسانههاي امريكايي و منطقهاي از شكلگيري چارچوبي اوليه براي توافق موقت سخن ميگويند. والاستريت ژورنال نيز در اين رابطه گزارش داده ميانجيگران منطقهاي از جمله پاكستان، قطر و برخي كشورهاي عربي تلاش ميكنند دوطرف را به يك توافق محدود و موقت برسانند؛ توافقي كه نه براي حل كامل اختلافات، بلكه براي تمديد آتشبس و فراهم كردن زمان بيشتر جهت مذاكرات جامعتر طراحي شده است. در همين راستا «بلومبرگ» مدعي شده امارات با پيوستن به عربستان و قطر از ترامپ خواسته به ديپلماسي فرصت بيشتري بدهد و از بازگشت به جنگ خودداري كند؛ زيرا كشورهاي خليج فارس نگرانند تشديد درگيري، ثبات اقتصادي منطقه را تهديد كند. همزمان گزارشهايي نيز درباره پيشنهاد جديد امريكا منتشر شده كه شامل آزادسازي تدريجي داراييهاي بلوكهشده ايران، معافيتهاي نفتي و كاهش محدوديتهاي بانكي است. با اين حال، تهران همچنان بر دريافت تضمينهاي روشن درباره رفع تحريمها تاكيد دارد؛ موضوعي كه به ادعاي برخي ناظران به نظر ميرسد همچنان اصليترين گره مذاكرات باقي مانده است.