• 1405 چهارشنبه 1 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6330 -
  • 1405 يکشنبه 3 خرداد

ادامه از صفحه اول

استاندارد‌هاي دوگانه شوراي امنيت

 اين اقدام را نقض آشكار اصل ممنوعيت حمله به تاسيسات هسته‌اي تحت پادمان يك دولت عضو معاهده منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT) دانسته و آن را مصداق آشكاري از جنايت جنگي و تهديدي عليه نظم جهاني عدم اشاعه توصيف كرده است. در بخش ديگري از اين نامه تاكيد شده است؛ اين حملات نظامي ناقض كنوانسيون‌هاي ژنو و پروتكل‌هاي مربوطه، اساسنامه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، معاهده عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT)، موافقتنامه پادمان جامع ايران و آژانس (INFCIRC/214)، قطعنامه‌هاي شوراي حكام و استانداردهاي ايمني آژانس است. وزارت دفاع امارات متحده عربي روز سه‌شنبه 29 ارديبهشت در بيانيه‌اي ادعا كرد، پدافند هوايي اين كشور طي ۴۸ ساعت گذشته، با ۶ پهپاد كه سعي داشتند مناطق حياتي اين كشور را هدف قرار دهند، مقابله كرد. به گزارش تابناك و به نقل از ايسنا، اين وزارتخانه در بيانيه خود همچنين مدعي شد: «تحقيقات ثابت مي‌كند پهپادهايي كه نيروگاه هسته‌اي «البراكه» را هدف قرار دادند، از خاك عراق آمده بودند.» در بيانيه قبلي وزارت دفاع امارات كه عصر يكشنبه منتشر شده بود، آمده كه سه پهپاد از سمت مرزهاي غربي وارد خاك اين كشور شد. دو مورد از پهپادها با موفقيت خنثي شدند، اما سومي به يك ژنراتور برق در خارج از محيط نيروگاه هسته‌اي براكه در منطقه الظفره اصابت كرد. اين در حالي انجام شد كه طبق توضيحات داده شده پيش از آن به نيروگاه هسته‌اي بوشهر حملاتي صورت گرفته، اما سكوت نهاد‌هاي بين‌المللي بالاخص شوراي امنيت سازمان ملل در اين رابطه و واكنش و محكوميت حمله به نيروگاه هسته‌اي امارات پس از آن مي‌تواند نشان‌دهنده استاندارد‌هاي دوگانه كشورهاي غربي باشد، زيرا روسيه حمله‌اي كه به نيروگاه هسته‌اي بوشهر شد را محكوم كرد. اما به دليل حق وتوي امريكا و ساير كشور‌هاي غربي از مطرح كردن اين قضيه در شوراي امنيت خودداري كرد.  روسيه پيش از آتش‌بس تخليه كامل را برنامه‌ريزي و حدود 600 پرسنل را در ماه مارس و اوايل اين ماه خارج كرده بود. الكسي لياخچف، رييس روس اتم گفت: 108 كارگر در حال ترك نيروگاه بوشهر هستند و تنها 20 نفر براي مراقبت از تجهيزات در آنجا خواهند ماند. روسيه با مقابله به مثل مي‌توانست قطعنامه محكوميت حمله به نيروگاه هسته‌اي امارات را وتو كند. اما دليل محكوميت حمله توسط روسيه و تصويب شدن قطعنامه مي‌تواند اين باشد كه روسيه و چين قصد دارند با كشورهاي غربي در شوراي امنيت همكاري كنند تا قطعنامه‌هايي در شوراي امنيت تصويب شود كه در آن اقدامي هماهنگ صورت بگيرد تا زيرساخت‌هاي انرژي و نيروگاه‌هاي هسته‌اي را در صورت شروع دوباره جنگ هدف قرار ندهند و همچنين اين اقدام مي‌تواند به عنوان اقدامي دسته‌جمعي در شوراي امنيت براي جلوگيري از شروع مجدد جنگ و كاهش تنش موثر باشد.

 

از يالتا تا هرمز

در نتيجه، جنگ تنها يك رويارويي نظامي محدود باقي نماند بلكه به عاملي تأثيرگذار بر بازار انرژي و تجارت جهاني نيز بدل شد. اهميت اين تحولات زماني روشن‌تر مي‌شود كه به واكنش برخي از نظريه‌پردازان اصلي سياست خارجي امريكا توجه كنيم. در ۱۰ مه ۲۰۲۶، رابرت كاگان در مجله «آتلانتيك» مقاله‌اي با عنوان «كيش و مات در ايران» منتشر كرد. اهميت اين مقاله تنها در محتواي آن نيست، بلكه در جايگاه نويسنده آن نهفته است. كاگان از برجسته‌ترين چهره‌هاي فكري جريان نومحافظه‌كار و از نظريه‌پردازان مرتبط با پروژه «قرن امريكايي جديد» به شمار مي‌رود؛ جرياني كه در دهه‌هاي گذشته بر استفاده از قدرت نظامي امريكا براي حفظ برتري جهاني تأكيد مي‌كرد و از حاميان اصلي جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود.
از اين رو، توصيف جنگ با ايران با اصطلاح «كيش و مات» معنايي فراتر از يك تعبير روزنامه‌نگارانه پيدا مي‌كند. هنگامي كه چنين تعبيري از سوي يكي از مدافعان سرسخت هژموني امريكا بيان مي‌شود، در واقع نشانه‌اي از ترديد عميق در كارآمدي مدلي است كه بر اين فرض بنا شده بود كه برتري نظامي ايالات متحده مي‌تواند به نتايج سياسي نهايي و تعيين‌كننده منجر شود. در اين معنا، مساله فقط موفقيت يا شكست يك عمليات نظامي خاص نيست؛ بلكه پرسش بزرگ‌تري مطرح مي‌شود: آيا ايالات متحده همچنان قادر است حتي با وجود برتري نظامي خود، نظم‌هاي سياسي پايدار را در مناطق پيچيده‌اي مانند خاورميانه تحميل كند؟ در همان زماني كه واشنگتن با بحران‌هاي متوالي در خاورميانه درگير بود، چين مسير متفاوتي را دنبال مي‌كرد. پكن به‌جاي مداخله مستقيم نظامي، تمركز خود را بر گسترش نفوذ اقتصادي، سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌ها و توسعه شبكه‌هاي تجاري در چارچوب ابتكار «كمربند و راه» قرار داد. اين راهبرد به چين امكان داد تا بدون ورود به جنگ‌هاي پرهزينه، حضور خود را در مناطق راهبردي مانند خليج فارس و درياي سرخ گسترش بدهد. در نتيجه، تصوير كلي نظام بين‌الملل در حال تغيير است. ايالات متحده همچنان بزرگ‌ترين قدرت نظامي جهان باقي مانده، اما تبديل اين قدرت به نظمي سياسي پايدار بيش از گذشته دشوار شده است. در مقابل، قدرت‌هايي مانند چين با تكيه بر ابزارهاي اقتصادي و تجاري نفوذ خود  را  به‌تدريج گسترش  مي‌دهند.
تمام اين تحولات نشان مي‌دهد كه جهان به‌آرامي از مرحله تك‌قطبي پس از جنگ سرد فاصله مي‌گيرد. قدرت نظامي همچنان عامل مهمي در سياست جهاني است، اما ديگر به‌تنهايي تعيين‌كننده نيست. اقتصاد، فناوري، مسيرهاي انرژي، مشروعيت بين‌المللي و شبكه‌هاي ائتلافي همگي به عناصر تعيين‌كننده  در موازنه  قدرت تبديل شده‌اند.
اگر كنفرانس يالتا نماد آغاز نظمي جهاني بر پايه توازن قدرت‌هاي بزرگ بود، تحولات امروز خاورميانه شايد نشانه‌اي از پايان دوره‌اي باشد كه پس از جنگ سرد با برتري بلامنازع امريكا شكل گرفت. از يالتا تا هرمز، روايت اصلي سياست جهاني تغيير كرده است: جهاني كه ديگر توسط يك قدرت واحد اداره نمي‌شود، بلكه در حال حركت به سوي نظمي پيچيده‌تر و چندقطبي است؛ نظمي كه در آن قدرت نظامي تنها يكي از عناصر تعيين‌كننده در معادلات ژئوپليتيكي خواهد  بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون