• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6331 -
  • 1405 دوشنبه 4 خرداد

با ترجمه‌هاي دريابندري و اخوت در نمايشگاه كتاب عرضه شد

دو كتاب براي فاكنرخوان‌ها

براي آنها كه معمولا لابه‌لاي ستون تازه‌هاي كتاب به دنبال آثار تازه انتشار يافته مي‌گردند، برگزاري مجازي نمايشگاه كتاب امسال هم چندان توفيري نداشت. آنها همواره به دنبال تازه‌هاي نشرند. در ميان طيف باقي‌مانده از كتاب‌خوان‌ها در قلمروی زبان فارسي، بخش مهمي از آنها مخاطبان ادبياتِ جدي و مستقل جهان‌اند. نمايشگاه امسال براي آنها آنقدري كتاب داشت كه سر ذوق‌شان بياورد. از آن ميان، دو كتاب از نويسنده مهم امريكايي و برنده نوبل ادبيات يعني ويليام فاكنر.
يكي از اين آثار «گور به گور» است كه از ارزشمندترين رمان‌هاي مدرن امريكايي قرن بيستم محسوب مي‌شود. بسياري بر اين باورند كه «گور به گور» در كنار ديگر آثار برجسته‌ فاكنر، جايزه‌ نوبل ادبيات را براي او به ارمغان آورد. اين رمان كه با ترجمه زنده‌ياد نجف دريابندري منتشر شده، داستان تقلاي خانواده‌ باندرن براي رساندن پيكر مادرشان به شهر جفرسون است. ادي مادر خانواده كه بيمار و در بستر مرگ است وصيت مي‌كند پيكرش را در زادگاهش به خاك بسپارند. در اين ايام كش، فرزند بزرگش، تابوت او را مي‌سازد. پس از مرگش اعضاي خانواده براي عمل به وصيت او راهي مي‌شوند؛ اما مصائب مسير آنها و حيوانات‌شان را گرفتار مي‌كند. مشكلاتي چون سيلاب و شكستگي پل‌ها كه نه‌تنها جسم‌شان را مي‌آزارد، روان و وجدان‌شان را نيز در معرض آزمون قرار مي‌دهد. كشمكش‌ها همچنان ادامه مي‌يابد، چالش‌ها مضاعف و راه صعب‌تر مي‌شود و جسد رو به فساد مي‌رود تا اينكه به مقصد مي‌رسند. اين رمان بر جريان رمان‌نويسي مدرن امريكا اثري عميق گذاشت و برخي از نويسندگان، شخصيت‌هاي داستاني و آثاري را مستقيما تحت‌ تأثير آن خلق كردند. 

 

 

 

 

ديگر كتابي كه از فاكنر در نمايشگاه امسال عرضه مي‌شود، «همين‌طور كه مي‌ميرم» است كه احمد اخوت به فارسي برگردانده.كتابي كه فاكنر بيشتر از آثار ديگرش دوست مي‌داشت. او هنگامي شروع به نوشتن اين رمان كرد كه در نيروگاه برق دانشگاه مي‌سي‌سي‌پي در شهر آكسفورد نگهبان شب بود و هنگامي‌ كه فراغتي مي‌يافت - معمولا بين ساعت دوازده شب تا چهار صبح - رمانش را مي‌نوشت. به گفته‌ خودش، در اتاق پشت دستگاه مولد برق فرغوني را وارونه مي‌كرد و از آن به جاي ميز استفاده مي‌كرد. در صداي هوهوي دستگاه تا چهار صبح مي‌نوشت، يعني وقتي كه بايد دوباره كوره‌ (زغال سنگي) آتش را تميز و آن را رو به ‌راه مي‌كرد. «همين‌طور كه مي‌ميرم» متشكل از ۵۹ فصل است كه در آن در مجموع با 15 شخصيت آشنا مي‌شويم. هريك از فصل‌هاي كتاب روايتي است از زبان يكي از آدم‌هاي رمان و اينكه چگونه جنازه‌ ادي باندرن در ياكناپاتافا را در طول 9 روز به قبرستان جفرسون مي‌برند تا بر اساس وصيت خود ادي، در قطعه‌ خانوادگي «در ميان عزيزانش» به خاك سپرده شود. در بخشي از كتاب مي‌خوانيد: «... بقيه روز را يك‌ضرب رفتيم تا دم‌دماي غروب به دكان سامسن رسيديم. بعد ديديم كه آن پل هم خراب شده. آنها هم يادشان نمي‌آمد آب رودخانه اينقدر بالا آمده باشد. تازه اسمش هم بود كه باران حسابي نيامده. آن اطراف پيرمردهايي بودند كه مي‌گفتند تا به ‌حال نديده‌اند و يادشان نمي‌آيد آب رودخانه اينقدر بالا بيايد و از كسي هم نشنيده‌اند كه اين‌طور طغيان كند. خداوند من را برگزيده و هر كه را بيشتر دوست داشته باشد بلاي بيشتري بر او نازل مي‌كند؛ ولي دروغ نگويم، انگار مدت‌هاست كه حكمت و لطفش را به من نشان نداده.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون