هويت
ژئوپليتيك ايران
فايزه توكلي
هويت ژئوپليتيك ايران، ريشه در جايگاه بيبديل اين سرزمين به عنوان «چهارراه تمدنها و استراتژي جهان» دارد. اين هويت، حاصل تعامل ديالكتيكي سه عنصر ثابت است: موقعيت جغرافيايي ممتاز، پيشينه تاريخي كهن و نقشآفريني به عنوان يك دولت-تمدن. در اين نوشتار، ابعاد اين هويت را واكاوي ميكنيم.
ريشههاي هويت ژئوپليتيك ايران: بنيانهاي تاريخي
هويت ژئوپليتيك كنوني ايران، ريشه در اعماق تاريخ دارد و بر پايه عوامل زير شكل گرفته است:
۱- جايگاه چهارراهي از دوران باستان: از ديرباز، فلات ايران به دليل موقعيت مركزي خود، پل ارتباطي ميان شرق و غرب و شمال و جنوب بوده است. تحليلگران معاصر ايران را «چهارراه تمدني و هويتي» توصيف ميكنند كه همواره نقش مركزي در مبادلات فرهنگي و تجاري منطقه داشته است.
۲- امپراتوريهاي بزرگ و ميراث متمركز: سنت سياسي ايران بر پايه تمركزگرايي استوار بوده است. از زمان هخامنشيان تا به امروز، ايده «ايران» به عنوان يك قلمروی سياسي و فرهنگي واحد تداوم يافته است. پژوهشها نشان ميدهد كه در ايران باستان، مكانگزيني پايتختها يك «رويكرد ژئوپليتيكي» براي كنترل فضا و ايجاد انسجام ملي و هويتي بوده است.
۳- حافظه تاريخي و هويت ديني: هويت ايراني پيوندي ناگسستني ميان ميراث پيشااسلامي و هويت شيعي است. از عصر صفويه به بعد، تشيع به عنوان يكي از لايههاي اصلي هويت ملي درآمده و در برابر همسايگان سنيمذهب، هويتي متمايز ايجاد كرده است. اين پيوند باعث شده ايران نه صرفا يك دولت-ملت، بلكه يك «دولت-تمدن» قلمداد شود كه ايدئولوژي و فرهنگش در سراسر منطقه گسترده است.
هويت ژئوپليتيك ايران در جهان امروز
در نظام بينالملل معاصر، هويت ژئوپليتيك ايران ابعاد پيچيدهتري يافته و به عنوان «قدرت منطقهاي بازدارنده» ظاهر شده است:
۱- قلب استراتژيك «ريملند»: ايران در قلب منطقهاي قرار دارد كه نظريهپردازاني چون نيكلاس اسپايكمن آن را «ريملند» (حاشيه خشكي) اوراسيا ميناميدند. كنترل بر اين منطقه كليد تسلط بر اوراسيا و به تبع آن جهان است؛ عاملي كه ايران را به يك بازيگر ژئواستراتژيك حياتي تبديل كرده است.
۲-پل انرژي جهان: ايران با قرار گرفتن در نقطه تلاقي خاورميانه، قفقاز و آسياي مركزي، پل ارتباطي ميان شرق و غرب است. از سويي ديگر، ايران صاحب بخش قابل توجهي از سواحل شمالي تنگه هرمز است؛ آبراهي كه حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور ميكند و ايران به عنوان يك قدرت مسلط بر آن، اهرم فشار بينظيري در سياست جهاني دارد.
۳- جزيره ثبات در درياي ناآرام: امروزه ايران در محاصره پنج حوزه ژئوپليتيكي قرار دارد كه هر يك عرصه منافع قدرتهاي بزرگ و منطقهاي است. اين موقعيت، «فشار ژئوپليتيك» دايمي بر ايران ايجاد كرده است. تحليلگران، واكنش ايران به اين فشار را در قالب دولتي «محاصره شده و نگهبان» توصيف ميكنند؛ مفهومي كه در سياست خارجي و امنيت ملي ايران ريشه دوانده است.
از نگاه مورخان و نظريهپردازان
نظريهپردازان و مورخان سرشناس با تحليل عمق تاريخي و موقعيت ژئوپليتيك ايران، بر پيچيدگي و اهميت آن صحه گذاشتهاند:
۱-«سهلايه هويتي»: ديويد مناشري، محقق برجسته تاريخ ايران، معتقد است هويت تاريخي ايران بر سه لايه مجزا اما درهم تنيده بنا شده است: ۱) هويت شاهنشاهي، باستاني و پارسي؛ ۲) هويت قرون وسطايي، اسلامي و شيعي؛ و ۳) هويت جديد، مدرن و غربي. به باور مناشري، نوسان ميان اين سه لايه، تركيب پيچيدهاي از ناسيوناليسم، اسلام و ايدههاي غربي را پديد آورده است كه فهم ايران امروز را دشوار ميكند.
۲- «چهارراه تمدني» از نگاه برژينسكي: زبيگنيو برژينسكي، استراتژيست معروف امريكايي، در كتاب «صفحه شطرنج بزرگ» ايران را به درستي يك «چهارراه تمدني و هويتي» توصيف ميكند. تحليل او حاكي از آن است كه قدرت نرم ايران نه در منابع، بلكه در پيوند ناگسستني ميان باورهاي ديني و هويت ملي آن نهفته است؛ پيوندي كه باعث «روحيه مقاومت» در برابر قدرتهاي سلطهگر شده است. از اين منظر، هدف استراتژيهاي غربي همواره گسستن اين اتحاد راهبردي ميان دين و مليت در ايران بوده است.
كلام آخر
در يك كلام، هويت ژئوپليتيك ايران بر پايه «دولت-تمدن كهن در چهارراه استراتژيك جهان» تعريف ميشود. اين هويت دووجهي، بزرگترين فرصت براي ايفاي نقش تمدنيسازي و بزرگترين چالش براي حفظ امنيت در برابر قدرتهاي جهاني است.
٭پژوهشگر تاريخ معاصر پژوهشگاه علوم انساني و عضو پژوهشكده دانشنامهنگاري
منابع
ريچارد فراي، «عصر زرين فرهنگ ايران» (ترجمه مسعود رجبنيا)
- زبيگنيو برژينسكي، «صفحه شطرنج بزرگ» (ترجمه پژوهشكده مطالعات راهبردي)
- همايون كاتوزيان، «ايران: جامعه، دولت و جنبش ملي» (درباره دوگانگي دولت-تمدن)
- كارل اِرنست زاخائو (خاورشناس آلماني) با ترجمههاي مرتضي ثاقبفر، «نظامهاي فكري و اجتماعي ايران»