• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6333 -
  • 1405 شنبه 9 خرداد

«اعتماد» در گفت‌وگو با غلامرضا كريمي بررسي می‌کند

تنفس تاكتيكي در خليج‌فارس

 در جريان آخرين تحركات ديپلماتيك ميان ايران و ايالات‌متحده امريكا، نشانه‌هايي از پيشرفت در رايزني‌هاي غيرمستقيم مشاهده مي‌شود. منابع متعدد از‌جمله گزارش‌هاي رسانه‌هايي چون الجزيره از سطحي از خوشبيني در كاخ سفيد حكايت دارند و مدعي‌اند واشنگتن خود را به توافق نزديك مي‌بيند. جي‌دي ونس، معاون رييس‌جمهور امريكا نيز با اشاره ادعايي به حسن‌نيت طرف ايراني، اصلي‌ترين چالش باقي‌مانده را «كاربرد زبان» و به‌ ويژه تكليف ذخاير اورانيوم غني‌شده ايران دانسته است. با اين حال آن‌گونه كه گروهي از ناظران مدعي‌اند فارغ از حق غني‌سازي، يكي از محورهاي كليدي پيش‌نويس‌هاي احتمالي تفاهم، مديريت هماهنگ تنگه هرمز با مشاركت ايران و عمان و خروج تدريجي نيروهاي نظامي امريكا از پيرامون منطقه است. اين دو متغير، در كنار بحث آزادسازي اموال بلوكه‌ شده ايران، همچنان محل گمانه‌زني‌هاي جدي هستند. سفر اخير محمدباقر قاليباف، رييس مجلس شوراي اسلامي و سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان به قطر نيز در همين راستا ارزيابي مي‌شود؛ سفري كه با ديدارهايي در دوحه همراه بوده و ظاهرا بر پيگيري ابعاد اجرايي تفاهم احتمالي و موضوعات مرتبط با ذخاير اورانيوم متمركز بوده است. در اين ميان، نقش ميانجيگراني همچون پاكستان برجسته است. ديدارهاي مقامات پاكستاني با همتايان امريكايي و ايراني، در كنار تحليل برخي تحليلگران درباره ردپاي پكن در تحولات، نشان‌دهنده پيچيدگي ديپلماسي چندجانبه در منطقه است. با اين حال، چالش‌هاي اساسي همچنان پابرجاست: سرنوشت برنامه هسته‌اي ايران، ميزان لغو تحريم‌ها (كه بخشي از آن نيازمند تصميم كنگره است) و موضع‌گيري احتمالي اسراييل و محافظه‌كاران راديكال امريكايي. از همين رو كارشناسان در داخل باور دارند كه هرگونه توافق، چه به شكل يادداشت تفاهم ۶۰ روزه و چه فراتر از آن، نيازمند تعادل دقيق ميان منافع ملي ايران، واقع‌بيني ديپلماتيك و حفظ عزت و اقتدار كشور است. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسي آخرين تحولات و سناريو‌هاي پيش رو با دكتر غلامرضا كريمي، دانشيار روابط بين‌الملل دانشگاه خوارزمي گفت‌وگو كرده است.

غلامرضا كريمي، عضو هيات علمي و دانشيار روابط بين‌الملل دانشگاه خوارزمي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره مفاد احتمالي پيش‌نويس تفاهمنامه ميان ايران و امريكا، كه با ميانجيگري پاكستان و هماهنگي چين و قطر و حمايت بخش عمده‌اي از كشورهاي عربي حاشيه جنوبي خليج‌فارس همراه بود، توضيح داد: اين پيش‌نويس حاوي نكات مهمي است كه بايد در بستر وضعيت «نه جنگ و نه صلح» فعلي ارزيابي شود و مي‌تواند بستر توقف خصومت‌ها و آغاز مذاكرات درباره موضوعات مورد اختلاف را در بازه ۶۰روزه فراهم كند. با اين حال به گفته اين كارشناس مسائل بين‌الملل، شدت اختلافات، كارشكني‌هاي اسراييل و امارات، فعاليت لابي‌هاي اسراييلي در امريكا و فشارهاي فزاينده دموكرات‌ها بر ترامپ، امكان تاييد نهايي تفاهمنامه را بسيار دشوار كرده و به تشديد تنش‌ها و درگيري‌ها در محدوده تنگه هرمز انجاميده است.
اين دانشيار روابط بين‌الملل در ادامه و در تشريح بند مربوط به مديريت هماهنگ تنگه هرمز توسط ايران و عمان تصريح كرد: در صورت تحقق اين بند، با يك تحول حقوقي و عملياتي مهم مواجه خواهيم بود، زيرا رژيم عبور در تنگه تاكنون مبتني بر كنوانسيون ۱۹۸۲ حقوق درياها بوده كه ايران آن را تصويب نكرده، اما در عمل به عنوان يك رويه پذيرفته بود. به گفته كريمي، ايران اكنون در پي به‌رسميت شناخته شدن حق حاكميت مشترك تاريخي با عمان بر اين آبراه است؛ امري كه در صورت تحقق، عبور تمامي كشتي‌ها، ازجمله نفتكش‌ها و شناورهاي نظامي امريكا را منوط به هماهنگي دوجانبه مي‌كند و مي‌تواند پروژه «آزادي ناوبري» امريكا را كه در دوره آتش‌بس مطرح شده بود، به‌ طور نامحسوس زير سوال ببرد. كريمي با تاكيد بر ابعاد راهبردي اين موضوع ادامه داد: اين روند مي‌تواند يك پيروزي راهبردي براي ايران باشد و تنگه هرمز را از يك گذرگاه صرفا بين‌المللي به يك كريدور دوحاكميتي با نقش محوري تهران تبديل كند؛ ظرفيتي كه ايران در جريان جنگ ۴۰ روزه با بستن تنگه و ايجاد محاصره دريايي به عنوان يك اهرم ژئوپليتيك به نمايش گذاشت. به گفته كريمي، امريكا و متحدانش به‌صورت رسمي اين پيشنهاد را نپذيرفته و مي‌كوشند ماهيت اين «هماهنگي» را به عنوان يك رويه فني و نه سازوكار حاكميتي تعريف كنند تا ايران صرفا بتواند هزينه‌هايي در حوزه زيست‌محيطي و عبور كشتي‌ها دريافت كند، بدون آنكه كنترل كامل بر تنگه داشته باشد. از محتواي پيش‌نويس نيز چنين برمي‌آيد كه در صورت توافق نهايي، تنگه هرمز بازگشايي شده و وضعيت تردد تا حد زيادي به شرايط پيش از جنگ بازمي‌گردد. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در بخش ديگري از اظهارات خود و در توضيح موضوع خروج نظامي امريكا اظهار داشت: اين مساله داراي سطوح مختلفي است. به گفته او، امريكا پذيرفته بخشي از ناوگان هوايي خود را از يك پايگاه در اسراييل خارج كرده و به اروپا منتقل كند، اما درباره خروج نيروهاي نظامي از پايگاه‌هاي مستقر در كشورهاي عربي حاشيه جنوبي خليج‌فارس در بازه ۶۰ روزه، توافق مشخصي صورت نگرفته است. كريمي تاكيد كرد: باتوجه به فشار لابي‌هاي اسراييلي و جمهوري‌خواهان جنگ‌طلب، پذيرش چنين تعهدي ازسوي امريكا به ‌منزله عقب‌نشيني كامل و اعلام شكست جدي تلقي مي‌شود و از اين رو احتمال پذيرش آن بسيار اندك است. او در عين حال خاطرنشان كرد: در چارچوب اين تفاهم، مقرر شده در طول اين ۶۰ روز، حملات در جبهه‌هاي مختلف ازجمله لبنان متوقف و نوعي تضمين براي عدم تعرض به تماميت ارضي ايران شكل بگيرد؛ وضعيتي كه بيش از آنكه نشان‌دهنده خروج راهبردي كامل باشد، نوعي آتش‌بس و عقب‌نشيني تاكتيكي محسوب مي‌شود. كريمي تصريح كرد: براساس پيش‌نويس يادداشت تفاهم، اگرچه ايران از طريق طرح موضوع تسلط بر تنگه هرمز امتيازات قابل‌توجهي كسب كرده، اما اين به معناي تثبيت حقوقي و بين‌المللي حاكميت كشورمان بر تنگه نيست و خروج نظامي امريكا نيز به‌صورت كامل محقق نخواهد شد. به گفته او، باتوجه به اينكه ترامپ تمايلي به پذيرش شكست تمام‌عيار ندارد، حتي در صورت امضاي اين تفاهم، بايد آن را بيشتر به ‌منزله يك «تنفس تاكتيكي» براي دوطرف دانست كه ماهيت خصمانه روابط را تغيير نمي‌دهد، بلكه زمينه را براي مذاكرات جدي‌تر و دستيابي به توافقي جامع‌تر فراهم مي‌كند. كريمي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره تنش‌هاي نظامي اخير ميان ايران و امريكا در حوالي تنگه هرمز اظهار داشت: در طول هفته گذشته، تنش‌هاي نسبتا شديدي ميان دوطرف شكل گرفته كه ريشه آن به تلاش امريكا براي عبور كشتي‌هاي نظامي‌اش از تنگه هرمز و ورود به خليج‌فارس و تاكيد ايران بر لزوم هماهنگي هرگونه تردد تحت نظارت تهران بازمي‌گردد. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي افزود: حملات بامداد پنجشنبه امريكا به حاشيه فرودگاه بندرعباس و برخي سايت‌هاي موشكي و پاسخ ايران به يك پايگاه هوايي امريكا مي‌توانست به عنوان نقض آتش‌بس تلقي شود، اما هر دوطرف اعلام كردند كه اين اقدامات به معناي پايان آتش‌بس نيست. غلامرضا كريمي با تاكيد بر الگوي رفتاري واشنگتن ادامه داد: اين تحولات نشان مي‌دهد امريكا تلاش مي‌كند فشار نظامي و ديپلماسي را به‌ طور همزمان پيش ببرد؛ رويكردي كه روند تحولات را وارد مرحله‌اي پيچيده و شكننده كرده و سطح بي‌اعتمادي ميان طرفين را به ‌شدت افزايش داده است. از منظر ايران، چنين اقداماتي در ميانه آتش‌بس اين برداشت را تقويت مي‌كند كه امريكا به تعهدات خود پايبند نيست و از گفت‌وگو صرفا براي مديريت تنش بهره مي‌برد. با اين حال واكنش فوري و متناسب سپاه پاسداران مانع از تشديد غيرقابل‌كنترل بحران شد و نشان داد ايران همچنان به چارچوب توافق پايبند است، هر چند امريكا در آستانه نهايي شدن يادداشت تفاهم مي‌كوشد با حركت بر لبه تيغ، امتيازات بيشتري كسب كند. كريمي تاكيد كرد: اين‌گونه تنش‌ها يك بازي خطرناك «باخت-باخت» براي طرفين است و تنها درك مشترك از هزينه‌هاي فاجعه‌بار يك جنگ گسترده مي‌تواند از فروپاشي كامل آتش‌بس جلوگيري كند، هرچند وقوع اقدامات غافلگيركننده همچنان مي‌تواند به شعله‌ور شدن يك درگيري گسترده در خاورميانه منجر شود.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل درباره چشم‌انداز بازگشايي تنگه هرمز و پيامدهاي آن اظهار كرد: تحقق اين وضعيت در گرو پذيرش شروطي است كه يك وضعيت فرضي را شكل مي‌دهد؛ در غير اين صورت، باز شدن تنگه صرفا روي كاغذ به معناي بازگشت به شرايط پيش از جنگ و عبور و مرور آزاد كشتي‌ها نخواهد بود. با اين حال، به گفته كريمي، باتوجه به سطح تسلط و كنترلي كه ايران بر تنگه هرمز به دست آورده، حتي در صورت بازگشت ظاهري به وضعيت پيشين، مديريت اين آبراه به‌صورت مشترك با عمان تداوم خواهد داشت و تهديدهاي لفظي ترامپ، وزير دفاع و وزير خزانه‌داري امريكا عليه هرگونه ترتيبات جديد و هشدار به عمان نيز نشان مي‌دهد بازگشت كامل به وضعيت قبل از جنگ عملا ممكن نيست. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي ادامه داد: اين وضعيت يك دستاورد راهبردي كم‌سابقه براي ايران است؛ چراكه پيش از جنگ، رژيم حاكم بر تنگه مبتني بر عبور و مرور آزاد بود، اما تحولات اخير نقش محوري ايران را در تامين امنيت اين شاهرگ حياتي برجسته كرده و موقعيت تهران در اين آبراه را ارتقا داده است. اين شرايط همزمان يك «فرصت ۶۰روزه» براي امريكا نيز هست؛ به اين معنا كه اگر در اين بازه زماني توافق‌هاي جدي درباره مسائل مورداختلاف، به‌ويژه برنامه هسته‌اي و تحريم‌ها، حاصل نشود، اين دوره مي‌تواند به مرحله‌اي براي آماده‌سازي طرفين جهت ازسرگيري احتمالي درگيري‌ها تبديل شود. غلامرضا كريمي در ادامه تصريح كرد: در طول اين ۶۰ روز، مسائل باقي‌مانده بايد تعيين‌تكليف شود و ترامپ مي‌تواند اين بازه را در ظاهر به عنوان يك پيروزي ديپلماتيك براي خود معرفي كند؛ چراكه امكان مديريت فشارهاي داخلي و بين‌المللي، تثبيت شاخص‌هاي اقتصادي و حفظ حضور نظامي در منطقه را خواهد داشت. اين كارشناس روابط بين‌الملل در ادامه خاطرنشان كرد: آنچه در حال وقوع است، نه يك عقب‌نشيني راهبردي، بلكه نوعي بازگشت تاكتيكي است كه فرصتي 
۶۰ روزه دراختيار طرفين قرار مي‌دهد تا درحالي كه ابزارهاي نظامي و اقتصادي خود را حفظ كرده‌اند، زمينه نزديك‌سازي مواضع را فراهم كنند و اين يادداشت تفاهم را بايد بيشتر نوعي معامله موقت براي خريد زمان دانست تا پايان خصومت‌ها.
غلامرضا كريمي همچنين درباره موضوع آزادسازي اموال بلوكه ‌شده ايران نيز اظهار كرد: اين مساله يكي از پيچيده‌ترين محورهاي معادله مذاكرات كنوني است و عملا به ميدان اصلي تقابل دوطرف تبديل شده است. بدين معنا كه ايران درخواست روشن ۱۴ماده‌اي ارايه كرده كه در آن آزادسازي ۲۴ ميليارد دلار از دارايي‌هاي مسدودشده خود را مطرح كرده و براساس آن، ۱۲ ميليارد دلار بلافاصله پس از امضاي تفاهمنامه و مابقي در طول دوره ۶۰ روزه مذاكرات آزاد مي‌شود؛ موضوعي كه به عنوان پيش‌شرط آغاز هرگونه گفت‌وگوي جدي مطرح شده است. كريمي با اشاره به مواضع واشنگتن افزود: امريكايي‌ها تحت فشارهاي داخلي، مواضعي دوگانه اتخاذ كرده‌اند و ترامپ اعلام كرده تا زماني كه ايران اورانيوم غني‌شده خود را تحويل ندهد، هيچ پولي آزاد نخواهد شد؛ موضعي كه بيشتر ريشه در رقابت‌هاي داخلي و انتقادات دموكرات‌ها دارد كه توافق احتمالي را از منظر منافع امريكا ضعيف‌تر از برجام مي‌دانند. درنتيجه، احتمال دارد روند انتقال منابع به‌ صورت تدريجي و پلكاني و با اختصاص وجوه آزاد شده به كالاهاي مشخص و حتي با نوعي نظارت بين‌المللي انجام شود تا حساسيت‌هاي سياسي داخلي كاهش يابد. كريمي با اشاره به سفر هياتي بلندپايه به رياست محمدباقر قاليباف و با حضور عباس عراقچي و عبدالناصر همتي به قطر نيز خاطرنشان كرد: اين تحركات در راستاي حل‌وفصل همين مساله انجام شده و به نظر مي‌رسد ترامپ در عمل تا حد زيادي اين پيش‌شرط ايران را پذيرفته و قرار است با امضاي تفاهم، فرآيند آزادسازي منابع آغاز شود؛ فرآيندي كه با فرمول‌هاي مصالحه‌آميز پيشنهادي قطر و برخي كشورهاي عربي طوري طراحي شده كه در عين آزادسازي دارايي‌هاي ايران، از طرح اتهام «پرداخت باج» به دولت امريكا جلوگيري كند.
اين استاد دانشگاه درباره واكنش‌هاي احتمالي اسراييل و شاهين‌هاي جنگ‌طلب به تفاهمنامه ميان ايران و امريكا اظهار داشت: در صورت تحقق اين توافق، واكنش اسراييل و جناح‌هاي تندرو جمهوري‌خواه بسيار تند خواهد بود؛ چراكه از منظر اسراييل، اين تفاهمنامه به‌منزله يك شكست راهبردي براي واشنگتن تلقي مي‌شود. اين توافق نه‌تنها به اهداف اعلامي جنگ، ازجمله تغيير نظام سياسي ايران، برچيده شدن كامل برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي و مهار نفوذ منطقه‌اي دست نيافته، بلكه به تثبيت موقعيت ايران در منطقه انجاميده است. كريمي افزود: در چنين شرايطي، اسراييل به‌جاي مطالبه پيروزي، در پي دريافت تضمين از امريكا برآمده تا حداقل آزادي عمل خود در لبنان را حفظ كند و تعيين تكليف نهايي موضوعات هسته‌اي را به پس از دوره ۶۰ روزه موكول سازد. كريمي با اشاره به تحولات در واشنگتن تصريح كرد: تضعيف بي‌سابقه نفوذ لابي اسراييل بر تصميمات كاخ سفيد و انتقاد رقباي داخلي نتانياهو از ناتواني او در اثرگذاري بر امريكا، يكي از مهم‌ترين تحولات اين دوره است. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در ادامه به شكاف درون حزب جمهوري‌خواه نيز اشاره كرد و گفت: بخشي از جمهوري‌خواهان تندرو در كنگره، ازجمله سناتورهايي مانند تد كروز و ليندسي گراهام، به ‌شدت به مفاد توافق معترض‌اند و آن را تكرار خطاي دولت اوباما ارزيابي مي‌كنند، درحالي كه طيف عملگرا تلاش دارد آن را به عنوان يك دستاورد ديپلماتيك معرفي كند. اين دوگانگي در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي نوامبر ۲۰۲۶، هم انسجام دروني حزب را تضعيف كرده و هم بر ميراث سياسي ترامپ سايه انداخته؛ ميراثي كه بر «فشار حداكثري» استوار بوده و اكنون با پذيرش تفاهمنامه‌اي كه به خلع سلاح ايران منجر نشده، با چالش جدي مواجه است. غلامرضا كريمي، در ارزيابي ابعاد اقتصادي و حقوقي تفاهمنامه نيز تصريح كرد: موضوع لغو كامل تحريم‌ها يكي از پيچيده‌ترين معماهاي مذاكرات جاري است و دست‌كم سه لايه متمايز دارد؛ نخست، حدود اختيارات قانوني رييس‌جمهور امريكا، دوم، واقعيات سياسي داخلي اين كشور و سوم، سبك تصميم‌گيري غيرقابل پيش‌بيني دونالد ترامپ. نخست، رييس‌جمهور امريكا به‌ تنهايي اختيار لغو يك‌باره و كامل تحريم‌هاي مصوب كنگره را ندارد و تحريم‌ها به دو دسته تقسيم مي‌شوند: بخشي كه از طريق فرامين اجرايي رييس‌جمهور اعمال شده و با امضاي او قابل تعليق يا لغو است و بخشي كه بر پايه قوانين كنگره وضع شده و لغو آن بدون همراهي اين نهاد امكان‌پذير نيست، هر چند قوه مجريه ابزارهايي مانند معافيت‌هاي اجرايي و تفسير موسع از معافيت‌هاي بشردوستانه براي كاهش عملي فشارها دراختيار دارد. اين كارشناس روابط بين‌الملل در ادامه با اشاره به شخصيت ترامپ اظهار داشت: ماهيت غيرقابل پيش‌بيني او و نوعي «ديپلماسي كمين» كه مذاكره را ابزار برتري تاكتيكي مي‌بيند، همراه با حملات نظامي پس از اعلام پيشرفت مذاكرات و اظهارات متناقض، به يكي از موانع اصلي اعتمادسازي تبديل شده است. به گفته اين استاد دانشگاه، درحالي‌كه ترامپ از تمايل ايران به توافق سخن مي‌گويد، همزمان تااكيد مي‌كند هيچ‌گونه كاهش تحريم يا آزادسازي اموال بلوكه شده در كار نخواهد بود؛ كنشي كه به ابزار چانه‌زني تبديل شده، اما ايران در اين دور نشان داده بر اصول ثابتي پايبند است و اين تاكتيك‌ها الزاما مواضع تهران را تغيير نمي‌دهد. كريمي در جمع‌بندي تاكيد كرد: پذيرش درخواست ايران براي لغو كامل تحريم‌ها در بازه ۶۰ روزه بسيار بعيد است، اما مي‌توان به فرمول‌هاي مصالحه حداقلي اميد داشت كه شامل آزادسازي تدريجي بخشي از منابع بلوكه ‌شده، معافيت‌هاي موقت براي صادرات نفت و تعليق غيررسمي برخي تحريم‌ها باشد؛ اقداماتي كه مي‌تواند هم فشارهاي داخلي امريكا را مديريت كند و هم مسير كاهش تدريجي فشارها بر ايران را باز نگه دارد. غلامرضا كريمي با اشاره به نقش بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در تحولات اخير نيز تصريح كرد: ردپاي چين در اين روندها به‌وضوح قابل مشاهده است و در اين ميان، اسلام‌آباد با اتكا به جايگاه ژئوپليتيك خود و سطحي از اعتماد دوجانبه با تهران و واشنگتن، به بازيگر محوري در ديپلماسي پنهان تبديل شده است. به گفته او، آتش‌بس موجود تا حد زيادي محصول ابتكار پاكستان بوده و اين كشور اكنون نيز كانال اصلي تبادل پيام‌ها و پيشنهادها ميان طرفين به شمار مي‌رود. كريمي افزود: موقعيت منحصربه‌فرد پاكستان، يعني پيوندهاي مذهبي با ايران از يك‌سو و روابط نظامي و ديپلماتيك با امريكا از سوي ديگر، آن را به واسطه‌اي كم‌بديل تبديل كرده، هر چند در هفته‌هاي اخير با انتقاد برخي چهره‌هاي تندرو جمهوري‌خواه مواجه شده و همزمان، بن‌بست‌هاي هسته‌اي و تشديد تنش‌هاي نظامي سايه‌اي سنگين بر روند ديپلماسي انداخته است. در چنين فضاي پرتنشي، پاكستان با اعزام مقامات سياسي و نظامي خود به واشنگتن و تهران و رايزني با پكن، در پي مديريت بحران و حفظ كانال‌هاي ارتباطي است و در ديدار ترامپ و شي جين‌پينگ نيز موضوع ايران و دو اصل جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي و باز ماندن تنگه هرمز براي كشتيراني بين‌المللي مورد تاكيد قرار گرفته است. به گفته كريمي، چين با احتياط راهبردي از تعهدات يك‌جانبه پرهيز كرده و نقش خود را بيشتر در قالب حمايت از ابتكارات پاكستان و تقويت مسير آتش‌بس و مذاكره تعريف كرده است. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در ادامه با اشاره به سفر اخير مقامات ايراني به دوحه اظهار داشت: اين سفر در سطح آشكار براي پيگيري آزادسازي منابع بلوكه‌شده انجام شده، اما در سطحي عميق‌تر بخشي از يك جابه‌جايي ژئوپليتيك در روند مذاكرات است؛ به اين معنا كه ايران تلاش كرده با تلفيق ديپلماسي و مقاومت ميداني، اهرم فشار خود را حفظ كند. كريمي در جمع‌بندي تاكيد كرد: پاكستان به عنوان محور ديپلماسي، چين به عنوان پشتيبان راهبردي در پس‌زمينه و قطر به عنوان بستر حل‌وفصل مسائل مالي، نوعي آرايش سه‌ضلعي ايجاد كرده‌اند كه به تهران امكان داده ضمن حفظ فشار، مذاكرات را از بن‌بست خارج كند، هر چند تداوم بي‌اعتمادي نسبت به رفتار امريكا و افزايش مقطعي تنش‌ها نشان مي‌دهد اين روند هنوز در چارچوب يك موازنه قدرت پيچيده در منطقه جريان دارد. غلامرضا كريمي در انتها درباره اختلافات پيرامون ذخاير اورانيوم ۶۰درصدي ايران تصريح كرد: باتوجه به مواضع صريح دوطرف، امريكا بر انتقال اين مواد به خارج از ايران تاكيد دارد و در مقابل، ايران بر حفظ آن در داخل و رقيق‌سازي داخلي اصرار مي‌كند. در اين ميان، به نظر مي‌رسد راهكارهاي مياني با نظارت شديد نهادهاي تخصصي بين‌المللي در حال شكل‌گيري است. كريمي در ادامه افزود: ترامپ با انتقال اورانيوم ايران به روسيه و چين مخالف است و ايران نيز خروج اين مواد را به‌منزله خلع سلاح و نقض حاكميت خود مي‌داند؛ بر اين اساس، سناريوي «رقيق‌سازي در داخل تحت نظارت فراملي» به يك گزينه جدي در مذاكرات 
۶۰ روزه آينده تبديل شده است. اين كارشناس روابط بين‌الملل با تشريح اين سناريو اظهار داشت: بر‌مبناي اين راهكار، ايران مي‌پذيرد سطح غناي ذخاير ۶۰درصدي خود را تا حد قابل قبولي كاهش دهد و از آستانه گريز هسته‌اي فاصله بگيرد؛ فرآيندي كه با سخت‌گيرانه‌ترين سطوح راستي‌آزمايي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و دسترسي‌هاي گسترده براي بازرسان همراه خواهد بود. اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در عين حال به چالش‌هاي فني اشاره كرد و گفت: بخشي از اين ذخاير به ‌دليل آسيب‌هاي ناشي از حملات نظامي اخير امريكا از نظر فيزيكي ناپايدار شده و ممكن است امكان رقيق‌سازي كامل آنها در داخل كشور در حال حاضر با محدوديت‌هايي همراه باشد؛ موضوعي كه به يكي از مسائل اصلي مذاكرات تبديل شده است. كريمي در جمع‌بندي تاكيد كرد: با‌توجه به پذيرش نسبي اصل رقيق‌سازي ازسوي طرفين و تعهد ايران به تعليق عملي غني‌سازي گسترده و همكاري حداكثري با آژانس، نه خروج كامل اورانيوم از ايران محقق خواهد شد و نه تهران اين اهرم راهبردي را واگذار مي‌كند و دو‌طرف ناگزير به يك توافق موقت براي توقف تنش و خريد زمان مي‌رسند تا در پرتو كاهش تنش، راهكارهاي بلندمدت‌تر فني و سياسي را جست‌وجو كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون