گزارش «اعتماد» از مشكلات آموزش غيرحضوري دانشآموزان و هزينههاي گزاف مدارس
سال سخت آموزش
شفق محمدحسيني
درست صبح نهم اسفندماه سال گذشته بود، همان صبح شنبه غمگيني كه همه دانشآموزان به ياد آخرهفتهاي پر از خوراكي و شب بيداري و بازي، پلكهايشان را به زور صداي معلم باز نگه داشته بودند. هيچ كدامشان در هيچ كجاي ايران خبرنداشتند كه بايد به زودي كتاب و درس و مدرسه و كلاس حضوري را ببوسند و بگذارند لب طاقچه و متوسل به فضاي مجازي نصفه و نيمهاي شوند كه چندان هم شبيه كلاس درس نيست. صبح نهم اسفندماه، والدين با بيقراري بعد از تماسهاي مدارس، به سمت مدرسه دويدند تا بچهها را به دندان گرفته و به خانه بياورند. برخي ساعتها در راه و ترافيك ماندند. بعضي مجبور شدند خودرو را ميان راه پارك كرده و پياده به خانه بازگردند. درنهايت اما هرچه كه بود، آغاز جنگ، خداحافظي با فضاي مدرسه و زنگ تفريح و بازيگوشي و ديدار دوستان بود. پرونده كلاسهاي حضوري از نهم اسفندماه سال گذشته تا امروز براي همه دانشآموزان بسته شد و در نهايت نيز با توجه به ادامه شرايط جنگي، آنهم در روزهايي كه همچنان همه در انتظار جنگي هستند كه شايد دوباره آغاز شود، اين سال تحصيلي به صورت مجازي به پايان خواهد رسيد.
از نهم اسفندماه كه برخي با ترس و لرز از سركلاسها به حياط رفتند و در انتظار والدين سراسيمهتر از خود، برخي گريستند، تا شبها و روزهاي بعدي آن كه بارها با صداي موشك و جنگنده و پدافند و پهپاد از خواب پريدند، ديگر رمقي برايشان باقي نماند كه بياموزند، آنهم پشت فضاي غبارآلود اينترنتي كه مدام قطع و وصل ميشد. چه آنها كه در شبكه شاد كلاسهايشان برگزار ميشد و چه آنها كه در سامانهها و اپليكيشنهايي كه مدرسه فراهم كرده بود، مدام از قطعي و وصل شدن دوباره اينترنت گله ميكردند. درنهايت هم با قطع شدن متعدد كلاسها، برخي مدارس، كلاسها را در بله برگزار ميكنند كه دانشآموزان از آن هم راضي نيستند. در اين فضاي منقطع اصلا ميشود آنقدر تمركز داشت تا چيزي آموخت، آن هم اگر سر سوزن علاقهاي باقي مانده باشد؟
دانشآموزان قرار است اين روزهاي پاياني سال تحصيلي را هم همچنان در خانه و در كلاسهاي مجازي برگزار كنند. وقتي بعد از نهم اسفندماه سال گذشته به دليل آغاز جنگ مدارس تعطيل و غيرحضوري شد، والدين بسياري مجبور شدند بخشي از كار و زندگي و فعاليت روزانه خود را تعطيل كنند و بچهها را چند ساعت در روز سر كلاس آنلاين بنشانند. بچههايي كه خسته و كلافه و ناراحت از وضعيتي بودند كه نميدانستند كي به پايان خواهد رسيد؟ اين ميان اما وضعيت مدام پيچيدهتر شد. از يك طرف با آغاز جنگ بسياري از شهر محل سكونت خود دور شدند و برگزاري كلاسهاي آنلاين آن هم در شرايطي كه زندگي نظم عادياش را از دست داده، كار سادهاي نه براي والدين و نه دانشآموزان است. والدينی كه برخيشان هزينههاي بسياري را براي يك سال تحصيلي فرزندانشان در مدارس غيردولتي پرداخته بودند با ميانگين حدود صد ميليون تومان، طبق گفته والدين به«اعتماد»، حالا هم مجبور به نگهداري و مراقبت از فرزندان در ساعتهاي مدرسه در خانه بودند و هم بايد هزينه بسياري را براي خدماتي كه دريافت نكردهاند، ميپرداختند.
در تماس «اعتماد» با بيش از 10 مدرسه غيرانتفاعي در سطح تهران، هيچ كدام توضيح روشني ندادند كه بخشي از شهريه يا حتي مبلغي كه در ازاي سرويس مدرسه در ماههايي كه كلاسها به صورت آنلاين بوده پرداخت شده است، بازخواهد گشت يا نه؛ تنها مسوول يك مدرسه درغرب تهران به «اعتماد» گفت كه آموزش و پرورش به مدارس اعلام كرده كه هزينه غذا و سرويس دانشآموزان بايد برگردانده شود. او در جواب اينكه آيا مدرسه شما اين مبلغ را بازگردانده نيز گفت كه درحال انجام است. برخي والدين هم به «اعتماد» گفتند مدرسه اصرار دارد كه شهريه سال تحصيلي آينده را هم زودتر دريافت كند. مركز پاسخگويي وزارت آموزش و پرورش استان تهران نيز در پاسخ والديني كه هزينه سرويس به آنها بازگردانده نشده، گفته كه ميتوانند از طريق آموزش و پرورش منطقه خود پيگيري كنند. اما سالي كه گذشت آنقدر سخت بود كه والدين حتي اگر بدانند و بخواهند اعتراض كنند هم، معتقدند فايدهاي ندارد و بسياري از آنها، حتي اگر ناراضي هم بودند، به هزينههايي كه مدرسه از آنها دريافت كرده است، اعتراضي نكردند. آنها ترجيح دادند اين سال تحصيلي طولاني و كسالتبار، زودتر به پايان برسد و بچهها نيز بعد از تحمل ماهها استرس و نگراني درنهايت از استرس امتحانات و درس و نمرهها خلاص شوند. ديگر اين ميان برخي به گفته خودشان رمقي براي اعتراض و پيگيري هزينههايي كه پرداخت كرده و خدماتي كه دريافت نكردهاند، ندارند.
كلاسهايي كه مدام قطع و وصل ميشود
ساره دانشآموز سال نهمي است كه ميگويد از روند كلاسهاي مجازي راضي نيست و مدام كلاسهايشان قطع و وصل ميشود. به ترتيب يك روز دانشآموزان وصل نميشوند و روزي معلمان؛ برخي اوقات نه تنها بچهها، كه خود معلمهاي ما هم انگار خسته هستند و حوصله ندارند و به اجبار درس ميدهند و درنهايت فضاي كسالتآوري است. مثلا براي كلاس ورزش معلم ويديويي را ميفرستد و ميگويد انجام بدهيد كه هيچ كدام از ما، اصلا حوصله نداريم و تنها به همان كلاسهاي مهمتر توجه ميكنيم.
ساره براي يك سال هزينه تحصيلي به مدرسه حدود 100 ميليون تومان پرداخته است. پدر اين دانشآموز هم ميگويد كه باقي مانده شهريه مدرسه حدود 25 ميليون تومان بود كه آن را هم چند روز قبل گفتند براي دريافت تاييديه تحصيلي بايد بپردازيد و مجبور به پرداخت آن شديم. خود مسوولان مدرسه هم در جواب دانشآموزان گفتند كه ما به معلمها حقوقشان را پرداخت كرديم و كلاسها هم صورت آنلاين برگزار شده و به همين دليل نميتوانيم مبلغي را بازگردانيم.
مريم كه دو فرزندش در مدرسه غيردولتي درس ميخوانند، ميگويد كه كلاسهاي دو فرزندش به طور مرتب برگزار ميشود و در سامانهاي كه مدرسه معرفي كرده، حتي برخي مواقع ارتباط تصويري هم با معلم خود دارند. از روند كلاسها راضي است اما ميگويد كه خودش و بسياري از والدين معتقدند بخشي از هزينه مدرسه بايد برگردانده ميشد، اما به گفته خودش به دليل اينكه حتي اگر اعتراض هم كنند كسي توجه نميكند و اثري ندارد، اعتراضي به مدرسه ندارند. همچنين مدرسه مرتب به آنها فشار ميآورد كه شهريه سال آينده را زودتر پرداخت كنند.
اسفند ماه بسياري از دانشآموزان و بچههاي پيشدبستاني كه در مهدكودكها و مدارس ثبتنام كردند، با آغاز جنگ، به مدرسه نرفتند و مكانهاي آموزشي هم تعطيل شدند. اما برخي والدين كه هزينه ماه اسفند را كامل پرداخت كردند، حالا ناراضي هستند كه چرا وقتي فرزندشان اصلا حضوري نداشته و خدماتي دريافت نكرده است، بايد هزينه زيادي را پرداخت كنند، آنهم در شرايطي كه جنگ به اندازه كافي فشار رواني و اقتصادي به همه خانوادهها وارد كرده است.
غزل، كه يكي از فرزندانش پيشدبستاني است، ميگويد: فرزند من تنها چند روز اول اسفندماه گذشته را به مهدكودك رفت اما مدرسه ميگويد كه بايد شهريه كامل اسفند را پرداخت كنيد. دليلش هم اين است كه مسوولان مهدكودك ميگويند بايد حقوق پرسنل را پرداخت كنيم. پاسخ آنها به اعتراض والدين هم اين بوده است بخشنامه آموزش و پرورش است كه كودك اگر يك جلسه از يك ماه را هم به مهد آمده باشد، بايد هزينه كامل آن ماه را پرداخت كند. سخنگوي آموزش و پرورش به تماسهاي «اعتماد» پاسخي نداد كه صحت اين بخشنامه را تاييد كند و مسوولان پيشدبستاني هم بخشنامهاي را به والدين نشان ندادند.
كلاسهاي آنلاين چالشهاي خودش را دارد كه هر كودك و والدينش به نوعي با آن درگير هستند؛ از عدم تمركز گرفته تا قطع و وصل شدن مداوم اينترنت و بيميلي دانشآموزان به حضور در فضاي مجازي و خاموش، بدون ديدار حضوري دوستان و آموزگارشان. غزل درباره تجربه فرزند ديگرش هم گفت: فرزند خود من از اين طولاني شدن كلاسهاي درس به صورت آنلاين خسته است و به اجبار در كلاسها شركت ميكند. تمركزش بسيار كم است و دائم اينترنت قطع و وصل ميشود و مدام در كلاس يكي از شاگردان يا معلم قطع ميشود. خيلي اوقات بچهها با يكديگر مشغول صحبت هستند و صداي معلمشان نميآيد و وقتي از بچهها دليلش را ميپرسم، ميگويند خانم معلم قطع شده است. يا مثلا ديروز ما يك ساعت و نيم آخر كلاس را نداشتيم. همه بچهها وصل بودند اما معلم نميتوانست وصل شود. من خودم ديگر آن سختگيري اوليه را ندارم كه فرزندم در هر چهار كلاس روزانه حاضر باشد، زيرا ميبينم كه فرزندم اذيت ميشود و همين مساله سبب كاهش يادگيري ميشود. معلم به همين دليل هفتهاي يك بار براي تك تك بچهها كلاس فوقالعاده ميگذارد. باز شركت در همان كلاس را هم بچهها تحمل نميكنند و با التماس و به اجبار والدين حضور پيدا ميكنند.
استيصال والدين
همين مساله كلاسهاي آنلاين و بودن بچهها در محيط خانه، سبب خانهنشيني برخي مادران شاغل شده است. اين مادر در اين باره هم گفت: بالاخره در خانه يكي از والدين بايد مراقب بچه باشد. با همه سختيهايي كه والدين با آن مواجه هستند و خودشان بخشي از كار و فعاليت روزانه خود را عملا حذف كردهاند، بايد شهريه كامل مدرسه را هم پرداخت كنند كه انتظار والدين اين است حداقل درصدي از شهريه را كم كنند، زيرا مدرسه تعطيل است و ما تنها هزينه كلاس آنلاين را پرداخت ميكنيم. همه اين چالشها سبب شده دنبال راهكاري جدي باشيم. باتوجه به اينكه از هماكنون ميگويند قطعيهاي برق سال آينده بسيار زياد است و ممكن است تعداد روزهاي آنلاين مدارس دانشآموزان زيادتر هم شود. من به اين فكر افتادم كه يا خودم به فرزندانم درس و آموزش درخانه بدهم كه با توجه به پيچيده شدن مباحث آموزشي امروز، مثلا براي يك تمرين رياضي چند راهحل پيچيده وجود دارد كه زمان ما اصلا به اين شكل نبود، يا به دنبال مدارس خانگي باشم كه مطمئن باشم هر روز در فضايي حضوري و با چند بچه همسن و سال خودش باشد و بازي ميكند و مشغول است. امروز بچهها مدام در خانه و پاي لپتاپ هستند و اين سبب ميشود كه فعاليت فيزيكي بچهها كم شود.
بخشي از هزينه بسيار مدارس غيردولتي به دليل كلاسهاي فوقبرنامه دانشآموزان است كه در هر مدرسهاي متفاوت است. برخي باشگاه و سالن ورزشي مجهز و بعضي از آنها هم كلاسهايي مانند زبان فرانسه يا شاهنامهخواني و... دارند كه با توجه به فضاي آفلاين كلاسها در دوره جنگ، اين كلاسها اغلبشان عملا تعطيل شده است. حالا هرقدر هم مدارس فضاي آفلايني براي شاهنامهخواني در نظر بگيرند يا ويديوي كلاسها را براي دانشآموزان بفرستند، اغلب والدين و حتي خود معلمها معتقدند كه بچهها ديگر علاقهاي به اين كلاسها به صورت مجازي ندارند و خيلي هنر كنند، بتوانند همان برنامه درسي معمول خود را انجام بدهند. والدين هم خسته و مستأصل هستند كه باوجود توقف اين برنامهها، چرا بايد هزينههاي بسياري را بپردازند. از طرفي هم خيلي از والدين به دليل اينكه خودشان تجربه خوبي از مدارس دولتي نداشتهاند، ترجيح ميدهند فرزندان خود را در اين مدارس ثبتنام نكنند. همه اينها شرايط آموزشي دانشآموزان و همچنين وضعيت رواني كل افراد خانواده را كمي پيچيدهتر از هميشه كرده است.
زهره، معلم پيشدبستاني غيردولتي است كه ميگويد از زمان آغاز جنگ در اسفندماه، حقوقشان پرداخت نشده. تنها از زماني كه كلاسهاي آنلاين سه روز در هفته برگزار ميشود كه يك ساعت است به آنها حقوق تنها همين يك ساعت را پرداخت ميكنند. ميگويد كه مثلا اگر حقوقمان 9 ميليون تومان بوده، حالا مبلغ 4 و نيم ميليون تومان را دريافت ميكنند كه اين مساله براي معلمان مشكل است و اعتراض دارند و ميگويند كه ما ترجيح ميدهيم كه كلاسها آنلاين باشد و حقوق حداقلي را دريافت كنيم و بهتر از اين است كه اصلا حقوقي نداشته باشيم. درواقع مدرسهاي كه طرف قرارداد است موظف است حقوق معلم را كامل پرداخت كند كه برخي مدارس اين كار را نكردند.
در حالي كه مدارس دولتي از شبكه شاد استفاده ميكنند و نه والدين و نه خود دانشآموزان و حتي معلمان هم از آن راضي نيستند، اغلب مدارس غيردولتي از سامانههاي ديگري استفاده ميكنند كه بايد هزينههاي اشتراك آنها پرداخت شود. مرضيه دو فرزند دارد كه در مدرسه دولتي تحصيل ميكنند، ميگويد: كلاسها مرتب قطع و وصل ميشود و بچهها اصلا رغبتي به يادگيري ندارند و همه سنگيني بار يادگيري بچهها برعهده مادر است. شبكه شاد كه مدام قطع ميشود و معلم هم تنها به فرستادن ويديويي اكتفا ميكند و مادران همه معترض هستند كه بايد ابتدا خودشان مباحث آموزشي را ياد بگيرند - كه بسيار با آنچه خودشان زماني آموختهاند متفاوت است - و بعد تازه به دانشآموز ياد بدهند و در انتها هم تكاليف را با سرعت كم و اختلالهاي مداوم اينترنت ارسال كنند.
دولت در حالي فضاي آموزشي را مجازي كرده كه زيرساختهاي مناسب آن را فراهم نكرده است، به همين دليل مدارس غيردولتي براي استفاده از سامانههايي كه حق اشتراك دريافت ميكنند و كمتر قطع و وصل ميشوند، هزينه مضاعفي را باز به والدين تحميل ميكنند كه هم هزينه اينترنت را پرداخت كنند و هم مدارس بايد هزينهاي براي تهيه اشتراك پرداخت كنند تا كلاسهايشان را برگزار كنند و درنهايت هم اين دانشآموزان هستند كه از خيره شدن به لپتاپ و گوشيهاي همراه خسته شدهاند و تمركز و يادگيريشان به شدت افت كرده است.
طاهره، معاون يك مدرسه ابتدايي غيردولتي در غرب تهران هم ميگويد به دليل اينكه كلاسها در شبكه شاد به درستي برگزار نميشد، خود مدرسه هزينهاي را به يك سامانه پرداخت كرده و كلاسهاي آنلاين را در آن فضا برگزار ميكنند و هر معاوني هم 8 كلاس را اداره ميكند و حواسش به حضور و غياب دانشآموزان است يا اگر نتوانست متصل شود را بررسي ميكند و يك كانال هم در بله دارند براي هر كلاسي آنجا محتواي آفلاين ميگذارند و در طول روز هم يك ساعت بعد كلاسها زمان براي رفع اشكال ميگذارند. به همين دلايل اصلا پولي به دانشآموزان بازگردانده نشده و حقوق معلمان هم به طور كامل پرداخت شده است. اين معاون درباره بازپرداخت هزينه سرويس به دانشآموزان هم گفت كه اطلاعي ندارد.
الهام، معلم مدرسه غيردولتي و خودش مادر است. مدرسه آنها حقوق همه معلمها را كامل پرداخت كرده است. او ميگويد: در مدارس غيردولتي كلاسهاي مجازي هم متفاوت از مدارس دولتي است. مدير بستر بهتري را براي اوليا و دانشآموزان فراهم ميكند. فرزند من كه در مدرسه دولتي درس ميخواند، تنها روزي دو ساعت در فضاي شاد يا بله است و اينترنتش مدام قطع و وصل ميشود. اما در مدرسهاي كه خودم آموزگار هستم دانشآموزان در فضاي بهتري آموزش ميبينند و زمانش هم بيشتر است.
او درباره شرايط بچهها در كلاسهاي مجازي باتوجه به تجربه خود از زمان كرونا تا امروز گفت: سال اولي كه كلاسها در زمان كرونا به صورت مجازي برگزار شد، ابتدا وضعيت بحراني بود، اما براي سال دوم آن، ذهنها از قبل آماده بود. ولي امروز دانشآموزان مخصوصا بعد از استرسي كه متحمل شدند، با توجه به اينكه روز نهم اسفندماه كه جنگ آغاز شد در مدرسه حضور داشتند و فشاري كه در آن روز به آنها وارد شد، به نظر ميرسد هنوز بر شانههاي آنها سنگيني ميكند. مخصوصا بچههاي ابتدايي كه ترس بيشتري داشتند و احساس ناامني كردند. دوره كرونا ما مشكل اينترنت را نداشتيم و به راحتي ميتوانستيم اگر دانشآموزی مثلا ابهام در مباحث رياضي داشت، برايش ويديويي ارسال ميكرديم و مطلب را توضيح ميداديم اما امروز مساله اين است كه فيلمها در نرمافزارهاي داخلي به سختي باز ميشود. يك فيلم يك دقيقهاي ممكن است روزها طول بكشد تا بتواند ديده شود. بچهها خسته هستند و اين روزها كه روزهاي پاياني سال است، احساس ميكنم كه همان بچه درسخوانها هم كم آوردهاند. تكاليف ابتدا خيلي خوشخط نوشته و فرستاده ميشد اما اين روزها تنها به دليل اينكه استرس نمره دارند ميفرستند و حتي توجهي به صحيح نوشتن آن هم ندارند و حتي نظارت اوليا هم روي بچهها كمتر شده است و اين خود حاكي از حال روحي سختي است كه در جامعه عمومي هست و همه با آن درگير هستيم و نميدانيم در نهايت هم چه خواهد شد.
چه معلمان و چه والدين دانشآموزاني كه فرزندانشان را در مدارس غيردولتي ثبتنام كردهاند، معتقدند كه كلاسهاي آنلاين، آن خروجي را كه انتظار دارند، ندارد و در كنار آن، طولاني شدن زمان برگزاري اين كلاسها به دليل شرايط جنگي، در كنار استرس و اضطراب مسائل ديگري كه كودكان در خانه براي سپري كردن اين دوران با آن مواجه هستند، سبب كاهش بيش از پيش بازدهي كلاسهاي آنلاين شده است. غير از دوره همهگيري كرونا -كه به دليل شرايط بحراني مدارس دوسال آنلاين بود- درحالي كه در گذشته به دليل آلودگي هوا، تنها چند روز كلاسها به صورت آنلاين برگزار ميشد، اما حالا هفتههاست كه بچهها كلاسهاي آنلاين را در فضاي خانه و در شرايط جنگي برگزار ميكنند. همين سبب شده است كه بسياري از معلمهاي مدارس غيردولتي فرزندانشان را در مدارس دولتي ثبتنام كنند و حالا باتوجه به اينكه وضعيت تحصيلي سال آينده هم همچنان نامشخص است و كلاسهاي آنلاين هم بازدهي لازم را ندارد، بسياري از والدين كه برخي خودشان معلم هم هستند، بهخصوص در مقطع ابتدايي به «اعتماد» گفتند كه قصد دارند براي سال تحصيلي جديد، تشكيل گروهي بدهند كه بچهها را در خانه و در فضايي شبيه مدرسه خانگي آموزش بدهند. حالا اما هزينه گزاف يك سال تحصيلي در مدرسه غيردولتي -كه به بيش از 100 ميليون تومان هم در برخي مدارس ميرسد- باتوجه به افزايش همه اقلام بهخصوص بعد از جنگ، سبب شده است كه بسياري از والدين حتي اگر بخواهند هم نتوانند فرزندانشان را در مدارسي با امكانات بيشتر ثبتنام كنند. امكانات و خدماتي كه اصلا مشخص نيست باز هم اگر شرايط به گونهاي باشد كه كلاسها آنلاين برگزار شود، چه مقدار از آن را دانشآموزان دريافت خواهند كرد.
دانشآموزاني كه سال سختي را پشت سرگذاشتند، در سايه ابهام و سر و صدا و بمباران اضطرابي كه از والدين و اطرافيانشان به آنها تزريق ميشد، حتي نميدانند براي سال آينده آموزشي چه در انتظارشان است. حالا براي امتحانات درسهايي آماده ميشوند كه نتوانستند درست و حسابي آنها را بياموزند و مدرسه در يك سال تحصيلي گذشته، مفهوم متفاوت و دوري برايشان پيدا كرد. باشد كه آيندهاي امنتر و نيمكتهاي محكمتر و سروصداي بازي و شاديشان، باز بپيچد در فضاي كلاس و كل محلههاي تهران را حال و هواي كودكي بردارد.