اقتصاد، امنيت و آينده مذاكرات
از سوي ديگر مذاكرات در شرايط فعلي با دشواريهاي متعددي روبهرو هستند. نخست آنكه فضاي بياعتمادي در روابط بينالملل افزايش يافته است. تجربه خروج برخي قدرتها از توافقات بينالمللي و تغيير مداوم ائتلافها باعث شده اعتماد سياسي ميان كشورها كاهش پيدا كند. در نتيجه مذاكرات امروز بيش از گذشته شكننده و موقتي به نظر ميرسند.
دومين چالش تأثير شديد رسانهها و افكار عمومي بر روند مذاكرات است. در گذشته بسياري از گفتوگوهاي سياسي در فضايي محرمانه انجام ميشد اما اكنون شبكههاي اجتماعي و رسانههاي بينالمللي لحظهبهلحظه روند مذاكرات را تحليل ميكنند و همين مساله فشار تصميمگيري را افزايش داده است. دولتها ناچارند علاوه بر ميز مذاكره افكار عمومي داخلي و خارجي را نيز مديريت كنند. عامل مهم ديگر رقابت قدرتهاي بزرگ است. جهان بهتدريج به سمت نظمي چندقطبي حركت ميكند و اين مساله بر مذاكرات منطقهاي و بينالمللي تأثير مستقيم گذاشته است. رقابت ميان امريكا و چين، تنشهاي روسيه و غرب و تحولات خاورميانه همگي سبب شدهاند كه بسياري از مذاكرات ديگر صرفا دوجانبه نباشند بلكه تحت تأثير موازنههاي گسترده ژئوپليتيكي قرار بگيرند. در چنين شرايطي آينده مذاكرات به چند عامل اساسي وابسته خواهد بود. نخست ميزان واقعگرايي طرفهاي مذاكره است. تجربه نشان داده مذاكراتي موفقتر هستند كه بر پايه درك متقابل از محدوديتها و منافع واقعي شكل بگيرند نه بر اساس اهداف حداكثري و غيرقابل تحقق. اصرار بر مواضع سختگيرانه معمولا روند گفتوگوها را طولاني و پرهزينه ميكند.
عامل دوم پيوند دادن سياست خارجي با توسعه اقتصادي است. در دنياي امروز سياست خارجي زماني موفق تلقي ميشود كه بتواند به بهبود شرايط اقتصادي، افزايش تجارت، جذب سرمايه و كاهش فشارهاي معيشتي منجر شود. به همين دليل ديپلماسي اقتصادي به يكي از مهمترين ابعاد سياست خارجي كشورها تبديل شده است.
سومين عامل ضرورت تنوعبخشي به روابط خارجي است. وابستگي بيش از حد به يك قدرت يا يك بلوك سياسي ميتواند قدرت مانور كشورها را كاهش بدهد. بسياري از دولتها تلاش ميكنند روابط متوازنتري با بازيگران مختلف جهاني برقرار كنند تا در شرايط بحران گزينههاي بيشتري در اختيار داشته باشند.
در نهايت بايد پذيرفت كه آينده مذاكرات در جهان امروز نه به حذف اختلافات بلكه به مديريت آنها وابسته است. واقعيت اين است كه رقابت و اختلاف ميان كشورها همواره وجود خواهد داشت اما هنر ديپلماسي در جلوگيري از تبديل اين اختلافات به بحرانهاي پرهزينه است. كشورهايي كه بتوانند ميان امنيت، اقتصاد و سياست خارجي هماهنگي بيشتري ايجاد كنند در محيط پيچيده كنوني موفقتر خواهند بود.
امروز بيش از هر زمان ديگري روشن شده است كه مذاكره صرفا يك انتخاب سياسي نيست بلكه ضرورتي براي حفظ ثبات اقتصادي و امنيت ملي است. جهان در حال گذار به مرحلهاي جديد از روابط بينالملل است. مرحلهاي كه در آن قدرت كشورها نه فقط با توان نظامي بلكه با قدرت اقتصادي، ظرفيت ديپلماتيك و توان مديريت بحران سنجيده خواهد شد.