• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6333 -
  • 1405 شنبه 9 خرداد

گام اول پس از جنگ؛ حفظ دستاوردها

اما هزينه جنگ فقط مادي نبود: اضطراب‌ها و نگراني‌هاي نشسته در دل خانواده‌هاي ايراني و آثار روحي-رواني بين‌نسلي، بخش مهمي از پيامدهاست.
دو: دستاورد راهبردي: استقلال و ادراك ملي: با وجود همه خسارت‌ها، اين جنگ دو دستاورد براي ما به همراه آورد: يكي ملموس و ديگري ناملموس و هر دو مي‌توانند پايه‌هاي ايران نوين در جهان جديدِ پرآشوب و در حال گذار را شكل دهند.
- دستاورد ملموس: حفظ استقلال. 
- دستاورد ناملموس: شكل‌گيري فهم و ادراك ملي نسبت به منافع ملي، ارزش‌هاي ايران و دروغ‌هاي شايع و «بسته‌بندي‌شده» بيروني؛ فهمي كه به همبستگي و انسجامي نوبنياد انجاميد. حفظ اين دستاوردها با سياست‌هاي پيشيني ممكن نيست. اولا نيازمند فهم دقيق آن چيزي است كه به دست آمده و ثانيا به سياست و برنامه نياز دارد؛ نه در قالب الفاظ و بخشنامه‌ها، بلكه به صورت يك «باور عميق در حكمراني». بدون اين درك درست، دستاوردها به سرعت فرسوده مي‌شوند و بازگشت به گذشته دور از انتظار نخواهد بود.
بازگشت «ايران» به كانون و احياي عناصر ايران‌ساز: مهم‌ترين عنصر اين دوره، كانون قرار گرفتن ايران و بازگشت به همه عناصر فرهنگي ايران‌ساز است. فلسفه وجودي نظام شاهنشاهي با باستان‌گرايي افراطي و نفي برخي عناصر فرهنگ‌ساز همراه بود. پس از انقلاب نيز، آگاهانه يا ناآگاهانه، در تقابل با آن باستان‌گرايي، از عناصر فرهنگي و تمدني، قرائتي منفي و مساله‌دار ارايه مي‌شد.اما اين تجاوز عليه ايران، افزون بر آشكار كردن ماهيت واقعي تجاوزگري، نوعي هوشمندي و هوشياري تاريخي را زنده كرد: به تعبير استاد جلالي ندوشن، تنهايي ايران، تنهايي ژئوپليتيك ايران، آگاهي نسبت به قدرت‌هاي جهاني و از دست رفتن‌هاي ممتد و حسرت‌هاي جدايي‌شدگان از ايران دوباره برجسته شد. همچنين درك نسل جديد، از طريق درك درست‌تر واقعيت‌هاي جهاني، ماهيت قدرت‌هاي بزرگ و «رويا‌فروشي‌هاي» بيروني با مقاصد استعماري تا حدودي حاصل شده است. نمادهاي عيني اين بازگشت نيز روشن است: پرچم ايران كه پيش‌تر و بيشتر در مكان‌هاي دولتي ديده مي‌شد، امروز در خانه و دستان بسياري از ايرانيان جاي گرفته است. تركيبي از سرودهاي ملي-مذهبي-تاريخي شكل گرفت. در دل تجمعات شبانه، شعاري برخاست كه پيش‌تر تصورش دشوار بود: «با هر حجاب و پوششي كه داريم، پرچم رو زمين نمي‌گذاريم».
مهرباني نگاه‌ها پشت پنجره‌ها و در خيابان، خود يك نشانه بود و حتي در افق تاريخي، مولانا در قرن هفتم همين پيوند سنت‌هاي ديني و ايراني را در اوج دلگيري چنين روايت مي‌كند: «شير خدا و رستم دستانم آرزوست».
واقعيت اجتماعي: دوقطبي عميق و اكثريت خاكستري ايران‌دوست
با اين حال، تمام سنجش‌هاي علمي نشان مي‌دهد جامعه، همزمان داراي: 
- يك دوقطبي دو سر طيفي عميق 
- و يك جمعيت خاكستري مبهم (بيش از ۶۰ درصد) است؛ تغييرخواه همراه با ثبات‌خواهي، ايران‌دوست و دين‌دوست.
اين دو سر طيف هنوز با هم فاصله دارند؛ اما شواهدي وجود دارد كه از «نوعي پيوستگي امتدادي» ميان آنچه «هسته سخت نظام» ناميده مي‌شود و اكثريت خاكستري حكايت مي‌كند؛ پيوستگي‌اي كه مي‌توان آن را عميق‌تر كرد. ‌در همين چارچوب بايد گفت من براي مخالفان نظام و زخم‌خوردگاني كه براي ايران شرافتمندانه ايستادند، احترام قائلم. اينها را بايد قدر دانست؛ كساني كه به‌رغم مخالفت يا زخم‌ خوردن، با نظام «به بهاي وطن‌فروشي» مخالفت نكردند؛ هر چند تفاوت‌ها همچنان باقي است و از همين رو، سياستگذاري هوشمند بايد هم ظرفيت تعميق داشته باشد و هم ظرفيت آشتي.
به عنوان نمونه، در مقايسه برخي نتايج سنجش درباره تجمع‌كنندگان شبانه تهران با معدل ديدگاه كل تهراني‌ها (اعم از تجمع‌كننده و غيرتجمع‌كننده)، در موضوعاتي چون: 
- ضرورت مذاكره: شايد اختلافي در حد ۴ تا ۵ درصد ديده شود؛ 
- اينترنت: تفاوت ديدگاه‌ها چندان زياد نيست؛ 
- ارزيابي عملكرد دولت و نيروهاي مسلح: ديدگاه‌ها بسيار نزديك است.
اين داده‌ها نشان مي‌دهد، برخلاف تصورهاي رايج، زمينه پيوند اجتماعي و گفت‌وگوي موثر وجود دارد.
گسست نسلي «تيزشده» و امكان ترميم: 
به علت سياست‌هاي غلط در حوزه فرهنگ و جامعه-اصرار بر مهندسي زندگي، كنترل حوزه خصوصي و دخالت در آن و سياست‌هاي تعارض‌آميز كه حتي به تعارضات فيزيكي خياباني انجاميد-دچار گسست نسلي شده‌ايم.
گسست نسلي در همه جوامع طبيعي است، اما گسست شكل‌ گرفته در ايران را بايد «گسست تيزشده» ناميد؛ يعني گسستي درگيرانه و تقابلي با سياست‌هاي فرهنگي-اجتماعي تحميل‌گر و تعارض‌آميز. در پيامد اين جنگ مي‌توان با تغيير نگرش در سياستگذاري به ترميم همين گسست كمك كرد.
افق‌گشايي براي وحدت: تاكيد بر پرهيز از تنازع: سخنان اخير رهبري در پيام مربوط به سالروز افتتاح مجلس شوراي اسلامي مي‌تواند افق‌ساز باشد؛ آنجا كه بر پاسداري از وحدت صفوف منسجم ملت، پرهيز از تبديل اختلافات موجه و غيرموجه به تنازع و تفرقه و پرهيز از اختلافات پوچ سياسي و برجسته‌كردن تفاوت‌هاي اجتماعي تاكيد مي‌شود.
ضرورت تغيير پارادايم: از جامعه تا رسانه: همان‌گونه كه اشاره شد، امروز به تجديدنظر در نگاه به جامعه، نهادهاي مدني، عوامل معنا‌ساز و افراد فرهنگ‌ساز نياز داريم. اين تجديدنظر بايد در سياست‌هاي: 
- هنر و ادبيات، 
- آموزش و پرورش، 
- آموزش عالي (هم محتوا و هم فعاليت انجمن‌ها و نهادهاي علمي، به‌ويژه در علوم انساني و اجتماعي)، 
- و سياست‌هاي رسانه‌اي
خود را نشان دهد. با اين حال، نشانه‌اي از اين تغيير در رسانه‌هاي جريان اصلي نمي‌بينم. در بسياري از تريبون‌ها همچنان بر طبل تفرقه كوبيده مي‌شود و تعدادي همچنان همان منطق پيشين را با بلندگوهاي قدرتمند ادامه مي‌دهند.
حفظ دستاوردها با سياست‌هاي ديروز ممكن نيست:  دستاورد ناملموس اين دوران- يعني ادراك ملي نسبت به ايران، منافع ملي و انسجام نوبنياد-اگر درست فهم و به سياست عمومي تبديل نشود، مثل هر سرمايه اجتماعي ديگري به سرعت فرسوده خواهد شد. مرحله پس از جنگ، مرحله «شعار» نيست؛ مرحله «تصميم‌هاي سخت و تغيير نگاه» است. با سياست‌هاي ديروز نمي‌توان دستاوردهاي امروز را نگه داشت.اگر سياستگذاران و تصميم‌گيرندگان در عرصه‌هاي مختلف قدرت، جامعه را با همان عينك‌هاي پيشين ببينند- با همان مهندسي سبك زندگي، همان بي‌اعتمادي به نهادهاي مدني و همان تريبون‌هاي تفرقه‌ساز-همبستگي شكل‌گرفته نه‌تنها تعميق نمي‌شود، بلكه به عقب برمي‌گردد و شكاف‌ها تيزتر مي‌شوند. جنگ به ما نشان داد كه ايران، در لحظه خطر، ظرفيت همپوشاني دارد؛ اما اين ظرفيت، خودبه‌خود ماندگار نمي‌شود. امروز مساله روشن است يا اين انسجام را با بازگشت به عناصر ايران‌ساز، تقويت عقلانيت رسانه‌اي و تجديدنظر جدي در سياست‌هاي فرهنگي و اجتماعي حفظ مي‌كنيم يا بايد آماده باشيم كه بزرگ‌ترين دستاورد اين دوره را با دست خودمان از دست بدهيم و آنگاه، فراموشي فقط فراموشي يك تجربه نيست، بلكه از دست دادن دستاوردهاي عظيمي است كه با خون و رنج و زحمات هموطنان به دست آمده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون