دستگيري اعضاي يك باند سرقت
اعضاي يك باند كه پس از ربودن طعمه خود، نقشه سرقت و اخاذي كشيده بودند، در يك عمليات ضربتي پليس آگاهي تهران دستگير شدند. چند روز قبل رانندهاي جوان هنگام عبور از يكي از مسيرهاي جنوب تهران، مردي را ديد كه با اضطراب كنار جاده ايستاده و براي خودروها دست تكان ميداد. وضعيت آشفته مرد جوان باعث شد راننده توقف كند. مرد هراسان از او خواست هرچه سريعتر او را به نزديكترين كانكس پليس برساند. دقايقي بعد وقتي مقابل افسر كلانتري قرار گرفت، پرده از ماجرايي برداشت كه ساعتي قبل برايش رخ داده بود. او در شرح ماجرا گفت: «با پژو ۴۰۵ كار ميكردم. سه مرد به عنوان مسافر دربستي سوار ماشينم شدند و گفتند ميخواهند به اطراف تهران بروند. اول همهچيز عادي بود، اما در ميانه مسير، ناگهان مردي كه روي صندلي جلو نشسته بود چاقويي بيرون كشيد و آن را به سمتم گرفت. تهديدم كرد كه كنار بزرگراه توقف كنم. ترسيده بودم و چارهاي جز اطاعت نداشتم. ماشين را نگه داشتم و آنها با تهديد مرا پياده كردند. بعد هم با خودرو، مدارك، كيف و وسايلم فرار كردند.» با ثبت شكايت راننده، موضوع به دستور بازپرس دادسراي ويژه سرقت در دستور كار ماموران قرار گرفت. شماره پلاك خودروي پژو ۴۰۵ به واحدهاي گشت اعلام شد تا در صورت مشاهده خودرو، بلافاصله براي توقيف آن اقدام شود. در همان ساعات اوليه، ماموران احتمال دادند سارقان پس از سرقت، خودرو را يا براي فروش به مالخر منتقل كنند يا با تغيير پلاك و مشخصات ظاهري، آن را در سرقتهاي بعدي به كار بگيرند، اما هنوز زمان زيادي از طرح شكايت نگذشته بود كه مالباخته دوباره به كلانتري برگشت؛ اينبار با خبري تازه. او گفت سارقان با او تماس گرفتهاند. راننده جوان در توضيح تماس گفت: «گفتند شمارهام را از داخل مداركم پيدا كردهاند. بعد هم تهديد كردند اگر موضوع را به پليس بگويم، خودرو را اوراق ميكنند و مداركم را ميسوزانند. گفتند اگر پانصد ميليون تومان بدهم، ماشين و مداركم را سالم پس ميدهند.» همين تماس، مسير پرونده را تغيير داد. ماموران از شاكي خواستند با سارقان همراهي ظاهري كند و وانمود كند حاضر است پول درخواستي را فراهم كند. با آموزشهاي پليسي، راننده پژو بار ديگر با متهمان تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشت. سارقان كه تصور ميكردند نقشهشان عملي شده و قرار است پول اخاذي را دريافت كنند، در محل قرار حاضر شدند، اما پيش از آنكه بتوانند مبلغي بگيرند، در محاصره ماموران قرار گرفتند و هر سه نفر بازداشت شدند. متهمان در بازجوييهاي اوليه به سرقت خودرو اعتراف كردند، اما مدعي شدند اين نخستينبار بوده كه دست به چنين كاري زدهاند. با اين حال بررسي شيوه سرقت، نوع تهديد و چگونگي تماس با مالباخته، ظن ماموران را به دست داشتن آنها در پروندههاي مشابه بيشتر كرد. در ادامه، چند شكايت مشابه نيز مورد بررسي قرار گرفت و احتمال داده شد اين باند در سرقتهاي ديگري هم نقش داشته باشد. بازپرس پرونده دستور داد مالباختگان احتمالي براي مواجهه حضوري با متهمان احضار شوند. سركرده باند در اعترافات خود گفته است: «چند بار به خاطر مواد مخدر بازداشت شدهام. بيشتر درگير مواد بودم. فروش و جابهجايي مواد انجام ميدادم. چندين سال قبل راهي ژاپن شدم و عضو باند مواد مخدر شدم. يادم ميآيد كه سيمكارتي كه با آن كار ميكردم را ميلياردي از من ميخواستند خريداري كنند، اما من نفروختم. بعد از مدتي كار دستگير شدم و از كشور ژاپن اخراج شدم و مدتي هم در تركيه به كارهايم ادامه دادم و درنهايت راهي ايران شدم، اما از قاچاق و مواد فروشي خسته شده بودم. هر لحظه فكر ميكردم ماموران وارد خانه ميشوند و با مواد دستگيرم ميكنند. آخرين بار هم مقدار زيادي مواد همراهم بود. واقعا شانس آوردم كه حكم سنگين نگرفتم. همان موقع تصميم گرفتم دور فروش مواد را خط بكشم. من و دو نفر ديگر مدتي بود درباره سرقت حرف ميزديم. قرار بود به عنوان مسافر سوار خودرو شويم و وقتي به جاي خلوت رسيديم، راننده را تهديد كنيم و ماشين را ببريم. آن روز اتفاقي كنار خيابان ايستاده بوديم و او را ديديم. به نظرمان آمد راننده مسافركش است و ميتوانيم راحت با او مسير دربستي برويم يكي از بچهها چاقو داشت. البته قرار نبود به راننده آسيب بزنيم. فقط ميخواستيم بترسانيمش كه مقاومت نكند. بعد از سرقت با مالباخته تماس گرفتيم، چون فروش خودرو به مالخر سود زيادي نداشت. مالخرها پول كمي ميدهند. از طرفي مدارك هم دستمان بود و ميدانستيم براي صاحبش مهم است. فكر كرديم اگر با خودش تماس بگيريم، پول بيشتري ميگيريم. فكر ميكرديم ميتوانيم چانه بزنيم و در نهايت هرچه ميتوانيم بگيريم. تهديدش كرديم كه پليس را در جريان نگذارد. فكر نميكرديم همان تماس باعث دستگيريمان شود.»