• 1405 پنج‌شنبه 12 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6345 -
  • 1405 يکشنبه 24 خرداد

وقتي فوتبال و سينما يك داستان را روايت مي‌كنند

از «فرار به سوي پيروزي» تا جام جهاني ۲۰۲۶

ناصر سهرابي

جام جهاني ۲۰۲۶ كه به ميزباني مشترك مكزيك، كانادا و امريكا برگزار مي‌شود، تنها يك رويداد ورزشي نيست؛ بزرگ‌ترين جشن روايت‌هاي انساني در عصر رسانه است. همان‌گونه كه سينما از دل داستان‌ها ‌زاده مي‌شود، فوتبال نيز هر چهار سال 

يك بار ميليون‌ها نفر را پاي قصه‌هايي از اميد، شكست، قهرماني و رستگاري مي‌نشاند. شايد به همين دليل باشد كه از نخستين سال‌هاي تاريخ سينما، فيلمسازان بارها به سراغ فوتبال رفته‌اند؛ ورزشي كه بيش از هر رشته ديگري ظرفيت درام، تراژدي و خلق قهرمان دارد.
جام جهاني ۲۰۲۶ براي نخستين‌بار در سه كشور كانادا، مكزيك و امريكا برگزار مي‌شود؛ رويدادي كه نه فقط بزرگ‌ترين تورنمنت فوتبال جهان، بلكه يكي از مهم‌ترين رخدادهاي فرهنگي عصر ماست. فوتبال مدت‌هاست از يك مسابقه ورزشي فراتر رفته و به پديده‌اي جهاني تبديل شده كه بر سياست، اقتصاد، رسانه، ادبيات و البته سينما تاثير گذاشته است.
فوتبال و سينما در نگاه نخست دو جهان متفاوت به نظر مي‌رسند؛ يكي روي چمن سبز شكل مي‌گيرد و ديگري روي پرده نقره‌اي، اما هر دو بر پايه يك عنصر مشترك بنا شده‌اند؛ روايت. فوتبال داستان مي‌گويد؛ داستان قهرمانان و ضدقهرمانان، روياها و شكست‌ها، اشك‌ها و لبخندها. درست همان عناصري كه جوهره هنر سينما را تشكيل مي‌دهند.
شايد مشهورترين فيلم فوتبالي تاريخ «فرار به سوي پيروزي» باشد؛ ساخته جان هيوستن در سال ۱۹۸۱ با حضور سيلوستر استالونه، مايكل كين و پله. داستان گروهي از اسيران جنگي متفقين كه در خلال جنگ جهاني دوم مقابل تيمي از نظاميان آلماني قرار مي‌گيرند. مسابقه فوتبال در اين فيلم تنها يك رقابت ورزشي نيست؛ نمادي از مقاومت، آزادي و كرامت انساني است. اين فيلم نشان داد كه فوتبال مي‌تواند بستري براي روايت مفاهيم بزرگ انساني باشد.
پيش از آن نيز فيلم مجارستاني «دو هافتايم در جهنم» ساخته زولتان فابري در سال ۱۹۶۱ همين ايده را با روايتي تلخ‌تر و واقع‌گرايانه‌تر مطرح كرده بود. بسياري از منتقدان معتقدند «فرار به سوي پيروزي» وامدار اين اثر كلاسيك است. در اين فيلم نيز فوتبال به ميدان نبردي اخلاقي تبديل مي‌شود؛ جايي كه حفظ شرافت از خودِ پيروزي مهم‌تر است.
در سال‌هاي بعد، سينما بارها به سراغ جهان فوتبال رفت. «لعنت به يونايتد» با تمركز بر زندگي برايان كلاف، يكي از پيچيده‌ترين شخصيت‌هاي تاريخ فوتبال انگليس، نشان داد كه فوتبال تا چه اندازه ظرفيت روان‌شناختي و دراماتيك دارد. فيلم «گُل» نيز روياي ميليون‌ها نوجوان در سراسر جهان را به تصوير كشيد؛ روياي رسيدن از زمين‌هاي خاكي به بزرگ‌ترين استاديوم‌هاي دنيا.
از سوي ديگر، مستندهاي ورزشي در دهه‌هاي اخير به يكي از محبوب‌ترين گونه‌هاي سينمايي تبديل شده‌اند. زندگي ديه‌گو مارادونا، زين‌الدين زيدان، ليونل مسي و ديگر اسطوره‌هاي فوتبال بارها دستمايه مستندسازان قرار گرفته است. گويي واقعيت فوتبال آن‌قدر سرشار از درام و هيجان است كه گاهي از هر فيلمنامه‌اي جذاب‌تر به نظر مي‌رسد.
اما پرسش مهم‌تر اين است: آيا فوتبال خود نوعي هنر است؟
پاسخ قطعي شايد وجود نداشته باشد، اما شواهد فراواني از اين فرضيه حمايت مي‌كنند. در عالي‌ترين سطح، فوتبال چيزي فراتر از ورزش است. وقتي يك بازيكن با خلاقيتي غيرمنتظره جريان بازي را تغيير مي‌دهد، وقتي در چند ثانيه راه‌حلي پيدا مي‌كند كه هيچ‌كس انتظارش را ندارد، تماشاگر تنها شاهد يك مهارت فني نيست؛ بلكه با نوعي آفرينش هنري روبه‌رو مي‌شود.
اگر قرار باشد براي اثبات هنري بودن فوتبال تنها يك نام انتخاب شود، بسياري از علاقه‌مندان اين نام را خواهند دانست. مهاجم افسانه‌اي برزيل نه فقط گلزني بزرگ، بلكه خالق نوعي زيبايي‌شناسي تازه در فوتبال بود. دريبل‌هاي برق‌آسا، تغيير جهت‌هاي ناگهاني، شتاب خيره‌كننده و توانايي عبور از مدافعان، بازي او را به نمايشي شبيه رقص تبديل مي‌كرد. 
رونالدو در دوران اوج خود كاري با توپ انجام مي‌داد كه كمتر فوتباليستي در تاريخ قادر به انجام آن بوده است؛ او فضا را خلق مي‌كرد، نه اينكه صرفا از آن استفاده كند.
شايد به همين دليل است كه زندگي او بارها توجه مستندسازان و فيلمسازان را به خود جلب كرده است. فراز و فرودهاي حرفه‌اي، مصدوميت‌هاي سهمگين، بازگشت معجزه‌آسا به اوج و قهرماني در جام جهاني ۲۰۰۲، زندگي رونالدو را به داستاني كاملا سينمايي تبديل كرده است؛ داستاني كه همچنان ظرفيت ساخت يك فيلم بلند داستاني بزرگ را دارد. در مورد او مرز ميان ورزشكار و هنرمند چنان باريك مي‌شود كه گاهي تماشاگر فراموش مي‌كند در حال ديدن يك مسابقه فوتبال است و نه اجراي يك اثر هنري زنده.
همين ويژگي را مي‌توان در بازي مارادونا، زيدان يا مسي نيز مشاهده كرد. همان‌گونه كه يك نقاش با رنگ‌ها و يك آهنگساز با نت‌ها كار مي‌كند، فوتباليست بزرگ نيز با زمان، فضا و حركت بازي مي‌كند. تفاوت در اين است كه اثر هنري او نه روي بوم يا كاغذ، بلكه در لحظه خلق مي‌شود؛ لحظه‌اي كه پس از وقوع ديگر قابل تكرار نيست.
شايد به همين دليل است كه فوتبال بارها الهام‌بخش سينما شده است. هر دو هنرِ ثبت لحظه‌اند. سينما لحظه را جاودانه مي‌كند و فوتبال لحظه را مي‌آفريند. يكي حافظه جمعي مي‌سازد و ديگري خاطره جمعي.
جام جهاني ۲۰۲۶ بار ديگر اين پيوند را يادآوري خواهد كرد. ميليون‌ها نفر در سراسر جهان نه فقط براي تماشاي مسابقات، بلكه براي دنبال كردن داستان‌هايي گرد هم خواهند آمد كه در زمين فوتبال شكل مي‌گيرند؛ داستان قهرمانان، شگفتي‌ها، ناكامي‌ها و معجزه‌ها. همان داستان‌هايي كه سال‌ها بعد شايد دستمايه فيلمي تازه شوند.
درنهايت، شايد بتوان گفت فوتبال و سينما دو زبان متفاوت براي بيان يك حقيقت مشتركند: انسان بدون داستان نمي‌تواند زندگي كند و چه داستاني جذاب‌تر از لحظه‌اي كه يك توپ گرد، سرنوشت يك ملت را تغيير مي‌دهد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون