بخشش قاتل پس از 12 سال
پسر جواني كه ۱۲ سال پيش در جريان يك درگيري خانوادگي، پسرعموي خود را به قتل رسانده بود، در آستانه ماه محرم و با گذشت اولياي دم از زندان آزاد شد. او نذر كرده كه پس از آزادي از زندان براي زيارت به كربلا برود. اين پرونده جنايي ۲۳ دي ماه سال ۱۳۹۳ گشوده شد؛ قاتل در آن زمان كه جواني ۲۰ ساله بود تصميم گرفت براي صحبت و پايان دادن به اختلافات با پسرعموي ۲۰ سالهاش به مقابل خانه آنها برود. اختلافات آنها ناشي از غيبت و بدگوييهايي بود كه در جمعهاي فاميلي مطرح شده بود و قاتل ميخواست مطمئن شود كه پسرعمويش عامل اين بدگوييها نبوده و همهچيز يك سوءتفاهم بوده است. روز حادثه اما صحبتهاي دو پسرعمو به مشاجره تبديل شد و پس از آن بود كه درگيري خونيني رخ داد و قاتل با ضربات چاقو پسرعمويش را به قتل رساند. عامل جنايت همان روز دستگير شد و در بازجوييها اتهام خود را پذيرفت و مدعي شد كه ناخواسته مرتكب قتل شده است. او در روند رسيدگي قضايي به پرونده به قصاص محكوم شد و به زندان افتاد، اما هر چند حكم تاييد شده بود، اما در تمام اين سالها اجرا نشد، چراكه اولياي دم اگرچه از حق قانوني خود براي قصاص برخوردار بودند، اما پرونده را به مرحله اجراي نهايي نرساندند و قاتل هيچگاه پاي چوبه دار نرفت. اين وضعيت سالهاي طولاني بلاتكليفي را براي قاتل جوان در زندان رقم زد.
يك سال پس از صدور حكم قصاص، مادر قاتل بر اثر سكته قلبي جان خود را از دست داد؛ اتفاقي تلخ كه او حتي فرصت حضور در مراسم خاكسپاري مادرش را نيز پيدا نكرد. اين داغ سنگين، تنها يكي از زخمهايي بود كه طي سالهاي حبس بر زندگي او نشست.
در ادامه پدر قاتل چندي پيش بر اثر تصادف دچار آسيب شد. به دليل بيماري زمينهاي ديابت، وضعيت جسماني پدر وخيمتر شد و او در بيمارستان بستري و سپس به كما رفت. در اين شرايط، زنداني جوان نامهاي خطاب به عمويش كه پدر مقتول بود، نوشت و از او خواست تا تكليفش را پس از ۱۲ سال حبس مشخص كنند. قاتل در اين نامه نوشته بود كه مادرش را از دست داده، پدرش در حال مرگ است و خودش در اين سالها ميان اميد و ترس معلق مانده است. او از عمويش خواسته بود اگر قرار است قصاص شود، حاضر است تا اين حكم هر چه زودتر اجرا شود.
همين نامه نقطه عطفي در اين پرونده شد؛ نامهاي كه دل عموي داغدار و همسرش را در آستانه ماه محرم نرم كرد و درنهايت آنها تصميم گرفتند از حق قصاص بگذرند و قاتل فرزندشان را به خاطر رضاي خدا و بدون هيچ چشمداشتي ببخشند. گذشت اولياي دم در آستانه ماه محرم، مهمترين فصل اين پرونده طولاني را در اين سالها رقم زد. با انجام اقدامات قانوني و از آنجا كه قاتل بيش از ۱۰ سال از عمرش را در زندان بود، او صبح روز پنجشنبه پس از ۱۲ سال از زندان آزاد شد.
قاتل حالا ۳۲ ساله است و ۱۲ سال از بهترين سالهاي عمرش را در زندان سپري كرده است. وقتي درباره اين سالها و آيندهاش حرف ميزند، ترديد دارد. انگار هنوز باور نكرده كه ديگر قرار نيست هر شب با ترس و كابوس طناب دار بخوابد. او از تجربههاي تلخ زندان گفته است: «خيليها فكر ميكنند زندان فقط حبس كشيدن است، اما من آنجا بارها مُردم. يكبار بعد از مرگ مادرم سكته قلبي كردم و تا پرتگاه مرگ رفتم، ولي برگشتم و زنده ماندم. يكبار هم چند سال قبل سر يك بازي واليبال ساده، درگيري ميان تيم ما و زندانيان ديگر پيش آمد و يكي از زندانيها در سرويس بهداشتي به من چاقو زد. آنقدر زخم عميق بود كه باز هم تا پرتگاه مرگ رفتم، اما براي بار دوم هم به زندگي برگشتم. انگار مرگ هم مرا پس ميزد.»
او در ادامه گفته است: «در اين ۱۲ سال، روزي هزار بار مردم. هر روز زندان براي من يك قصاص بود. جوانيام را، پدر و مادرم را و آرامش خانوادهام را از دست دادم. حالا كه به حرمت اين ماه، بخشيده شدم، انگار دوباره متولد شدهام. اين بخشش، يك هديه بزرگ است كه لياقتش را نداشتم، ولي نصيبم شد. در اين سالها هر روز براي من يك مجازات بود. جوانيام را از دست دادم، مادرم را از دست دادم، پدرم را در شرايط سخت ديدم و خانوادهام آسيبهاي زيادي تحمل كردند. نذر كردهام كه قبل از هر كاري در ماه محرم به كربلا بروم. ميخواهم به آنجا بروم تا كمي آرامش پيدا و براي پسرعمويم دعا كنم. نميخواهم دوباره اشتباه كنم. تصميم دارم فصل جديد زندگيام را بسازم. من مرگ را بارها به چشم ديدهام و حالا فقط ميخواهم نفس بكشم و زندگي كنم. اين آزادي براي من مسووليت بزرگي است. مديون گذشت عمو و زنعمويم هستم و ميخواهم تا زندهام، جواب اين بزرگيشان را با رفتارم بدهم.»