• 1405 پنج‌شنبه 12 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6345 -
  • 1405 يکشنبه 24 خرداد

محاكمه زني كه شوهر خود را كشت

مردي دو سال قبل به پليس گزارش داد كه پسرش گم شده است.
 او در مورد اين حادثه گفت: «چند ماهي است كه عروسم مدعي است پسرم به‌ طور غيرقانوني از كشور خارج شده و به تركيه رفته است. پسر من مشكلي نداشت كه بخواهد غيرقانوني از كشور خارج شود. ضمن اينكه او با من هيچ تماسي نداشته است.»
پليس، عروس خانواده را بازجويي كرد و او گفت: «من از شوهرم خبر ندارم. او به من گفته بود براي كار مي‌رود. او با من هم تماس نگرفته است و من با بچه‌ام تنها مانده‌ام.»
مدتي بعد پدر مقتول فيلمي به ماموران ارايه داد و گفت: «عروسش با مردي غريبه در يك رستوران ديده شده است.»
پليس باتوجه به فيلم به دست آمده همسر مقتول و مردي را كه در فيلم بود، بازداشت كردند. هر دو بلافاصله بعد از بازداشت به قتل اعتراف كردند. همسر مقتول گفت: «با همدستي اين مرد، شوهرش را كشته است.»
تحقيقات بعدي نشان داد همسر مقتول و اين مرد با هم رابطه عاطفي داشته و وسايل كشف شده در داخل ماشين آنها نشان داد مدارك هم جعل مي‌كردند و از اين راه در آمد داشتند.
همسر مقتول گفت: «من به دليل مشكل مالي با اين مرد كار جعل مي‌كردم. شوهرم را هم او كشت. او دوست شوهرم بود، اما به دليل ارتباطي كه ما با هم داشتيم و مشكلاتي كه ايجاد شده بود روز حادثه وقتي كه شوهرم در خانه تنها بود او وارد خانه شد و با ميله آهني او را زد و به قتل رساند. سپس من به او كمك كردم و جسد را در منطقه كن آتش زديم و دفن كرديم. با كمك او به مهدكودك‌ پسرم رفتيم و او را برداشتيم و به خانه رفتيم. من خانه را مرتب كردم و بعد هم به پدر شوهرم گفتم شوهرم به تركيه رفته است.»
با تكميل تحقيقات و صدور كيفرخواست، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۱۰ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي اين زن به اتهام معاونت در قتل و از بين بردن جسد و دوست شوهرش به اتهام قتل و از بين بردن جسد و همچنين رابطه نامشروع پاي ميز محاكمه رفتند.
پدر مقتول در جايگاه حاضر شد و گفت: «من مقتول را از بهزيستي آورده بودم و از وقتي خيلي كوچك بود، سرپرستش شدم و او را بزرگ كردم و به ثمر رساندم. اين زن بچه من را نابود كرد و من درخواست مجازات دارم. حتي پسرم خودش هم نمي‌دانست كه بچه بهزيستي است و فكر مي‌كرد پسر واقعي من است. من نمي‌خواستم هرگز اين راز را فاش كنم و حالا مجبور به اين كار شدم.»
با اين حال دادستان از طرف فرزند مقتول درخواست قصاص كرد.
وقتي نوبت به همسر مقتول رسيد او اتهام معاونت قتل را رد كرد و گفت: «من فقط در انتقال جسد نقش داشتم و كار ديگري نكردم. قتل كار دوست همسرم بود. او خودش با شوهر من اختلاف داشت. براي همين مرتكب قتل شد و بعد از قتل من ماجرا را فهميدم. او به من گفت دروغ بگويم.»
سپس دوست مقتول در جايگاه حاضر شد‌. او نيز گفت: «زن مقتول، قاتل است. او به خاطر اختلافاتي كه با شوهرش داشت اين كار را كرد و براي از بين بردن جسد از من كمك خواست. آنها خيلي با هم درگيري داشتند.» در پايان هيات قضات براي تصميم‌گيري وارد شور شدند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون