بررسي دلايل كاهش و افزايش بارندگي در گفتوگو با مهدي زارع
رادارها مقصر نبودند
عليرضا فرجزاد
«سوپر النينو به تنهايي نميتواند كشور را از خشكسالي نجات دهد.» اين شايد مهمترين جملهاي باشد كه مهدي زارع در تحليل چشمانداز اقليمي ماههاي آينده مطرح ميكند؛ جملهاي كه در عين حال نگاهي واقعبينانه به يكي از پرحاشيهترين پديدههاي جوي جهان دارد. در شرايطي كه برخي افزايش بارشهاي احتمالي را راه نجات منابع آبي كشور ميدانند، اين كارشناس حوزه مخاطرات طبيعي معتقد است النينو ميتواند فرصتي ارزشمند براي بهبود شرايط باشد، اما سرنوشت منابع آب ايران بيش از هر چيز به نحوه مديريت اين منابع وابسته است.
پديدهاي كه هزاران كيلومتر دورتر از مرزهاي ايران و در آبهاي اقيانوس آرام شكل ميگيرد، سالهاست مورد توجه پژوهشگران اقليم و هواشناسي قرار دارد. هر بار كه نشانههاي شكلگيري النينو يا سوپر النينو نمايان ميشود، بحث درباره آثار احتمالي آن بر بارشها، خشكسالي، منابع آب و حتي آينده درياچه اروميه نيز شدت ميگيرد.
زارع در گفتوگو با «اعتماد» با تشريح سازوكار اين پديده اظهار كرد: «النينو يك الگوي اقليمي طبيعي است كه هر چند سال يكبار، معمولا هر پنج تا هفت سال يك بار رخ ميدهد؛ زماني كه آبهاي سطحي شرق اقيانوس آرام در نزديكي امريكاي جنوبي بهطور غيرمعمول گرم ميشوند.»
او همچنين افزود: «النينو و سوپر النينو از اقيانوس آرام سرچشمه ميگيرند، اما در آنجا نميمانند و ميتوانند در سراسر زمين، از جمله در ايران، الگوهاي آب و هوايي را تغيير دهند.»
به گفته او، اگر افزايش دماي آبهاي اقيانوس آرام را نخستين حلقه يك زنجيره بزرگ در نظر بگيريم، اين تغيير ميتواند مجموعهاي از تحولات جوي را در نقاط مختلف جهان رقم بزند و در نهايت محل شكلگيري توفانها و الگوهاي بارشي را دستخوش تغيير كند.
زارع معتقد است مهمترين اثر احتمالي اين پديده بر ايران، افزايش بارشهاي زمستاني است. او توضيح داد كه در سالهاي النينويي، تغيير الگوهاي باد ميتواند سامانههاي توفاني را كه به سمت ايران حركت ميكنند تقويت كند؛ سامانههايي كه در چنين شرايطي رطوبت بيشتري حمل كرده و با انرژي بيشتري به كشور ميرسند. نتيجه اين شرايط براي ايران، افزايش احتمال بارش باران و برف، بهويژه در مناطق غربي كشور و ارتفاعات زاگرس و همچنين افزايش احتمال وقوع سيلاب در زمستان و اوايل بهار است.
سوپر النينو؛ فرصت مهم اما نه معجزه
در سالهاي اخير، خشكساليهاي متوالي، افت سطح آبخوانها، كاهش ذخاير سدها و تشديد تنش آبي در بسياري از مناطق كشور باعث شده است هر خبر مربوط به افزايش بارشها با استقبال گسترده افكار عمومي روبهرو شود. با اين حال زارع تاكيد ميكند نبايد از سوپر النينو انتظار معجزه داشت. او در اين باره گفت: «سوپر النينو به تنهايي نميتواند كشور را از خشكسالي نجات دهد و قطعا تنش آبي شهرهاي بزرگي مانند تهران را برطرف نميكند.»
زارع با اشاره به شرايط اقليمي ايران افزود كه كشور در منطقه خشك و نيمهخشك جهان قرار دارد و اثرهاي النينو نيز در همه نقاط ايران يكسان نيست. به گفته او، ايران پس از چندين سال خشكسالي با كسري قابل توجه منابع آب زيرزميني مواجه شده و حتي بهترين بارشها نيز نميتوانند اين كمبودها را در مدت كوتاهي جبران كنند.
او همچنين تاكيد كرد: «مساله اصلي، بحران مديريت منابع آب است، نه بارش.»
به گفته اين كارشناس، حتي اگر بارشهاي مطلوبي نيز رخ دهد، بدون مديريت صحيح منابع آب نميتوان انتظار داشت مشكلات موجود به شكل پايدار برطرف شوند. در مقابل، اگر برنامهريزي مناسبي وجود داشته باشد، ميتوان از اين فرصت براي بازسازي بخشي از منابع از دست رفته و كاهش فشار بر منابع آبي بهره برد.
فرصتي براي درياچه اروميه يكي از مهمترين موضوعاتي كه همواره در اينگونه بحثها و افزايش بارشها مطرح ميشود، وضعيت درياچه اروميه است؛ پهنه آبي ارزشمندي كه طي سالهاي گذشته با كاهش شديد تراز آب روبهرو بوده است.
زارع معتقد است النينو ميتواند يك فرصت بارشي براي حوضه درياچه اروميه ايجاد كند، اما احياي پايدار اين درياچه به مديريت هوشمندانه منابع آب نياز دارد.
اين استاد دانشگاه توضيح داد كه در شرايط عادي، بخش مهمي از آبهاي ورودي در پشت سدهاي حوضه ذخيره ميشود، اما در صورت مديريت مناسب ذخيره و رهاسازي آب ميتوان بخشي از روانابها و آبهاي حاصل از بارشهاي مناسب را به سمت درياچه هدايت كرد. او در اين باره گفت: «بارش يك پاييز به تنهايي نويد احياي كامل درياچه اروميه را نميدهد، اما ميتواند از آغاز يك روند احيا خبر دهد.» به گفته زارع، هدايت هدفمند بخشي از آبهاي ورودي به درياچه ميتواند علاوه بر افزايش تراز آب، به كاهش نسبي شوري نيز كمك كند. وي همچنين استفاده از منابع جديد آب، از جمله پساب تصفيهشده و كاهش مصرف آب در بخش كشاورزي را از الزامات احياي درياچه اروميه دانست. اين كارشناس هواشناسي معتقد است احياي كامل درياچه اروميه نيازمند تداوم چندساله شرايط مناسب بارشي در كنار اصلاح الگوي مصرف آب است و نميتوان تنها با اتكا به يك فصل يا يك سال پربارش انتظار بازگشت كامل اين درياچه را داشت.
افزايش بارش؛ هم فرصت، هم تهديد
در نگاه نخست، افزايش بارندگي همواره خبري اميدواركننده به نظر ميرسد، اما دكتر زارع معتقد است ميزان، كيفيت و نوع بارشها نيز به اندازه ميزان آنها اهميت دارد.
وي در اين باره توضيح داد: «وقتي در پاييز و زمستان دماي هوا بالاتر از حد نرمال باشد، تغيير اساسي در ماهيت بارشها ايجاد ميشود. در ارتفاعاتي كه دماي آنها در آستانه انجماد صفر درجه است، افزايش چند درجهاي دما باعث ميشود به جاي انباشت برف، باران ببارد.»
به گفته وي، باران برخلاف برف بلافاصله روي سطح زمين جاري ميشود و اگر شدت بارش زياد باشد، زميني كه بر اثر خشكساليهاي پيشين سخت شده، توان جذب اين حجم ناگهاني آب را نخواهد داشت؛ موضوعي كه ميتواند خطر وقوع سيلاب را افزايش دهد.
زارع تاكيد كرد: كمبود ذخاير برفي از مهمترين پيامدهاي منفي اين وضعيت در مناطق كوهستاني كشور است. وي گفت: اگر ذخاير برفي به دليل گرماي هوا تشكيل نشوند، بخشي از آب حاصل از بارشهاي زمستاني يا به صورت سيلاب از دست ميرود يا به سرعت تبخير ميشود.
اين كارشناس هواشناسي هشدار داد كه كاهش ذخاير برفي ميتواند در فصل گرم سال آينده خود را نشان دهد؛ زماني كه نياز آبي بخش كشاورزي به اوج ميرسد و منابع حاصل از ذوب تدريجي برف نقش مهمي در تامين آب ايفا ميكنند. به گفته وي، در چنين شرايطي حتي ممكن است مناطق مختلف كشور در ماههاي گرم سال با تنش آبي مواجه شوند.
آيا تجربه پاييز ۱۴۰۲ تكرار ميشود؟
يكي از پرسشهاي مهم درباره النينو، تجربه پاييز ۱۴۰۲ است؛ سالي كه با وجود شكلگيري اين پديده، بارشهاي پاييزي در بسياري از مناطق كشور آنگونه كه انتظار ميرفت، افزايش پيدا نكرد. زارع در پاسخ به اين پرسش تاكيد كرد كه النينو به تنهايي تعيينكننده وضعيت بارش در ايران نيست. وي گفت: «النينو يك احتمال را افزايش ميدهد، نه يك قطعيت را.» وي با اشاره به تجربه پاييز ۱۴۰۲ افزود كه در آن سال نيز با وجود پيشبينيهاي اميدواركننده درباره آثار النينو، بارشها در بسياري از مناطق كشور كمتر از انتظار بود. به گفته زارع، اين تجربه نشان داد كه النينو به تنهايي تعيينكننده وضعيت بارش در ايران نيست و عوامل متعدد محلي ديگري نيز در شكلگيري شرايط جوي كشور نقش دارند. اين كارشناس هواشناسي معتقد است به همين دليل بايد از نگاه قطعي به پيشبينيهاي اقليمي پرهيز كرد و النينو را عاملي دانست كه احتمال وقوع برخي شرايط را افزايش ميدهد، نه اينكه نتيجهاي مشخص و تضمينشده را رقم بزند.
رد برخي شايعات و حواشي در فضاي مجازي
در ماههاي اخير همزمان با افزايش بارشها، برخي ادعا ميكردند كه رادارهاي امريكايي در منطقه باعث عقيمسازي ابرها و به وجود آمدن خشكسالي در منطقه خاورميانه به خصوص ايران شده بود كه پس از هدف قرار گرفتن و نابود شدن آنها شرايط به حالت طبيعي بازگشته و ديگر خبري از خشكسالي نيست.
زارع در اين باره تاكيد كرد: نابودي رادارهاي نظامي امريكا يا آسيب به مراكز هواشناسي منطقه هيچ ارتباطي با بارشهاي ايران ندارد و اين ادعاها از سوي كارشناسان و سازمانهاي هواشناسي رد شدهاند.
وي همچنين درباره موضوع بارورسازي ابرها توضيح داد كه اين فناوري توانايي تغيير الگوهاي اقليمي در مقياس منطقهاي را ندارد و نميتواند از نبود ابر، بارش ايجاد كند. به گفته وي، بارورسازي ابرها تنها در شرايط خاص و در صورت وجود ابرهاي مستعد بارش ميتواند تاثير محدودي داشته باشد. زارع همچنين درباره بارشهاي مناسب ماههاي اخير اظهار كرد كه اين رخدادها را نميتوان مستقيما و صرفا به النينو نسبت داد و عوامل مختلفي در شكلگيري آنها نقش داشتهاند.
مديريت؛ حلقه تعيينكننده
از مجموع اظهارات دكتر زارع ميتوان چنين برداشت كرد كه النينو براي ايران بيش از آنكه يك معجزه اقليمي باشد، يك فرصت است؛ فرصتي كه در صورت مديريت صحيح منابع آب ميتواند بخشي از فشار ناشي از خشكساليهاي سالهاي اخير را كاهش دهد. افزايش احتمالي بارشها ميتواند به بهبود نسبي شرايط برخي منابع آبي، افزايش ورودي تالابها و درياچهها و كاهش بخشي از آثار خشكسالي كمك كند، اما در عين حال خطراتي مانند سيلاب و كاهش ذخاير برفي را نيز به همراه دارد. بر همين اساس، آنچه سرنوشت منابع آب كشور را تعيين ميكند نه صرفا وقوع النينو، بلكه نحوه بهرهبرداري از فرصتهاي ايجادشده و مديريت منابع موجود است؛ موضوعي كه به اعتقاد اين كارشناس، نقش تعيينكنندهتري از ميزان بارشها در آينده آبي ايران خواهد داشت.