• 1405 دوشنبه 23 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6348 -
  • 1405 چهارشنبه 27 خرداد

دو بمب و دو روايت

مرتضي ميرحسيني

ساختن آن بمب‌ها را در زمان روزولت شروع كردند. او كه مرد، پروژه متوقف نشد. جزيياتش را به جانشينش، هري ترومن گفتند و درنهايت تصميم‌گيري درباره‌اش را هم روي دوش او انداختند. ابتدا آنها را براي آلمان كنار گذاشته بودند. فكر مي‌كردند احتمالا هيتلر با همه داشته‌هايش به مقاومت مي‌ايستد و جنگ را بازهم طولاني‌تر مي‌كند. هيتلر البته تا آنجا كه از دستش برمي‌آمد، مقاومت كرد؛ اما جنگ در اروپا طولاني نشد. فقط ژاپني‌ها در اقيانوس آرام باقي ماندند. بمب‌هاي اتم هم سهم آنان شد. از ديد امريكايي‌ها، آن‌قدر براي اين سلاح جديد هزينه كرده بودند كه حتما آن را به كار بگيرند. مساله اصلا به كارگيري‌اش نبود. هر بحثي كه وجود داشت، به چگونگي استفاده برمي‌گشت. اينكه آن را در منطقه‌اي نظامي بيندازند و تخريبي گسترده ايجاد كنند، يا جايي نزديك ژاپن منفجرش كنند و فقط قدرت انفجارش را به تصميم‌گيران آن كشور نشان بدهند، يا هزاران نفر از مردم عادي را بكشند تا وحشت ناشي از اين كشتار، ژاپني‌ها را فلج و تسليم كند. ترومن مردد بود. از فرماندهان نظامي مشورت خواست. آنان هم به اندازه او ترديد داشتند. مي‌گفتند ژاپن با از دست دادن چند جزيره تسليم نمي‌شود و بعد از ناكامي در چند نبرد، هيچ نشانه‌اي از عقب‌نشيني و پذيرش شكست بروز نداده است. در آن مرحله از جنگ، پيشروي در ايووجيما و اوكيناوا و اشغال اين دو جزيره، نزديك به 90 هزار كشته به امريكايي‌ها تحميل كرده بود. مطمئن بودند ادامه جنگ، تعداد اين كشته‌ها را چند برابر مي‌كند. صحبت از دست‌كم نيم ‌ميليون تلفات براي امريكايي‌ها و يك‌ ميليون براي ژاپني‌ها بود. ترومن عددها را كنار هم گذاشت. ژوئن 1945 در چنين روزي در دفتر خاطراتش نوشت «بايد درباره مساله ژاپن تصميمي بگيرم كه آيا به همين شكل متعارف حمله را ادامه بدهيم يا اينكه با بمباران، غائله را ختم كنيم؟ اين سخت‌ترين تصميم تا به امروز است.»
 با عددها كلنجار رفت. بعد تصميمش را گرفت. فرضش اين بود كه سلاح جديد، با كشته‌هاي كمتر و در زماني كوتاه‌تر  از  يك  سال- كه پيش‌بيني از زمان احتمالي پايان جنگ با همين تسليحات مرسوم بود - كار  را يكسره مي‌كند. خلاصه كه آن را براي ختم هرچه زودتر جنگ، با دستور مستقيم ترومن به كار گرفتند و روي دو شهر هيروشيما و ناكازاگي  بمب  اتمي  انداختند. 
اين روايتي است كه در بيشتر كتاب‌هاي تاريخي به چشم مي‌خورد. اما هاوارد زين در كتاب «تاريخ مردم امريكا» روايت متفاوتي دارد. مي‌نويسد «ژاپن در آگوست 1945 در شرايط بدي قرار داشت و خودش را براي تسليم شدن آماده مي‌كرد» و سپس به مقاله هانسون بالدوين تحليلگر نظامي نيويورك‌تايمز اشاره مي‌كند كه كمي بعد از پايان جنگ نوشت «دشمن از جنبه نظامي در شرايطي بسيار بد قرار داشت و كاملا درمانده بود، هنگامي كه بيانيه پوتسدام در 26 جولاي خواستار تسليم بي‌قيد و شرط ژاپن شد، وضعيت ژاپني‌ها چنين بود، در اين زمان ما با بمب‌هاي اتمي هيروشيما و ناكازاگي را از روي زمين محو كرديم. آيا نيازي به اين كار بود؟ البته هيچ‌كس نمي‌تواند با اطمينان بگويد اما جواب اين سوال به ‌طور حتم منفي است.» بعد از پايان جنگ، گروهي از كارشناسان حكومت امريكا به نام هيات ارزيابي بمباران استراتژيك با صدها ژاپني نظامي و غيرنظامي مصاحبه كردند و در گزارش جمع‌بندي اين مصاحبه‌ها نوشتند «براساس بررسي دقيق و مفصل همه واقعيت‌ها و به تاييد فرماندهان ارتش ژاپن در جنگ كه هنوز زنده‌اند، نظر هيات تحقيق اين است كه مطمئنا قبل از پايان دسامبر 1945 و به احتمال قوي قبل از شروع نوامبر آن سال، ژاپن تسليم مي‌شد حتي اگر بمباران اتمي انجام نمي‌گرفت، حتي اگر شوروي وارد جنگ نمي‌شد و حتي اگر هيچ طرحي براي حمله و اشغال ژاپن انديشيده و برنامه‌ريزي نمي‌شد.» 
ترومن مي‌گفت «دنيا به خاطر خواهد داشت كه نخستين بمب بر هيروشيما فرود آمد كه يك پايگاه نظامي بود، چون ما مي‌خواستيم در اين نخستين حمله اتمي تا حد ممكن از مرگ غيرنظاميان جلوگيري كنيم.» دروغ مي‌گفت. به قول زين «اين اظهارنظري مهمل و بي‌معني بود. آن يكصد هزار نفري كه در هيروشيما قرباني شدند، تقريبا همگي غيرنظامي بودند.»  در ناكازاگي هم ماجرا  همين  بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون