درخشش رامين و ضعف ميلاد با شجاع!
تضاد در راست و چپ تيم ملي
بازي مقابل نيوزیلند براي سپيدپوشان ايران تجربهاي پرفشار و پر از نوسان بود؛ نمايشي كه در آن هيجان گل زدن با اضطراب عقب افتادن مقابل هم آميخته شد. نتيجه ۲-۲ اگرچه از نظر امتياز گرفتن نتيجهاي خنثي است اما از نظر عملكردي نشاندهنده شكاف عميق ميان تواناييهاي هجومي و آسيبپذيريهاي دفاعي شاگردان امير قلعهنویي بود.
در جريان اين ۹۰ دقيقه ايران مدام در يك چرخه مكرر قرار داشت، عقب افتادن از حريف و سپس تلاش براي جبران. اين وضعيت شانه به شانه بودن با حريف نشان داد كه تيم ملي در بخش دفاعي هنوز به آن ثبات و اعتماد به نفس لازم را براي مديريت بازيهاي بزرگ پيدا نكرده است! آن هم در شرايطي كه كادر فني بيش از سه سال است كه تيم ملي را در اختيار داشته و در چندين تورنمنت شركت كردهاند. وقتي نگاهي به ارزيابيهاي فيفا مياندازيم مشخص ميشود كه اين بازي داستان دو دنياي كاملا متفاوت را روايت ميكند.
در دنياي درخشش در اين بازي نام رامين رضاييان فراتر از همه ميدرخشيد. رامين در پست دفاع راست فراتر از يك مدافع عمل كرد و با روحيه مهاجمگونه خود، به موتور محرك تيم تبديل شد. ثبت نمره خيرهكننده ۹.۳ نه تنها او را به بهترين بازيكن ايران در اين مسابقه تبديل كرد بلكه نشاندهنده عملكردي استثنايي بود كه با ثبت يك گل و يك پاس گل مسير بازي را براي ايران تغيير داد. رامين همينطور جايزه بهترين بازيكن زمين را هم دريافت كرد و با دو گلي كه به ثمر رساند تبديل به نخستين بازيكن ايراني شد كه در دو جام جهاني گل زده است.
او در روزي كه بسياري از بازيكنان از جمله شجاعخليلزاده در حال لغزش بودند مانند يك ستون استوار تيم را از فروپاشي نجات داد. اما در نقطه مقابل وقتي به نمرات بازيكنان نگاه ميكنيم تصويري بسيار تاريك و نگرانكننده از خط دفاعي ترسيم ميشود. اگر رامين اوج بود ميلاد محمدي در سمت چپ و شجاع خليلزاده در مركز خط دفاعي در قله نقاط ضعف تيم ملي قرار داشتند. ميلاد با ثبت نمره ۶.۱ ضعيفترين عملكرد را در ميان تمام مليپوشان حاضر در زمين داشت. عملكردي كه به وضوح در كنترل جناح چپ و جلوگيري از نفوذ حريف ناتوان بود. اما همانطور كه گفته شد اين ضعف تنها به ميلاد محدود نميشد و در قلب خط دفاعي هم شجاع خليلزاده و علي نعمتي نتوانستند آن صلابت و ثبات هميشگي را حفظ كنند و در برابر حملات نيوزیلنديها عملكردي بسيار ضعيف و آسيبپذير از خود نشان دادند. اشتباهات سريالي خليلزاده كه قبل از جام حضورش در اردوي تيم ملي به خاطر سن بالا و عدم آمادگياش با انتقادات زيادي مواجه شده بود كمر تيم را شكست.
اين فروپاشي در خط دفاعي اثر زنجيرهاي داشت و به بخش حمله نيز سرايت كرد. مهدي طارمي كه همه نگاهها و انتظارات روي او متمركز بود در ميان فشار مدافعان نيوزیلندي و عدم آرامش در جريان بازي كاملا خنثي شد. وقتي خط دفاعي نميتواند توپ را حفظ كند يا فضا را كنترل كند مهاجم هم در جزيرهاي از تنهايي و فشار قرار ميگيرد. در نهايت بازي مقابل نيوزیلند درس بزرگي براي كادر فني داشت؛ ايران تلاشي دوگانه را تجربه كرد، درخشش فردي خوب در يكسو (رامين) و ضعف ساختاري و جمعي در سوي ديگر (خط دفاعي). در اين شرايط به نظر ميرسد براي قلعهنویي در بازيهاي پيش رو بازسازي و تثبيت خط دفاعي ديگر يك انتخاب نيست بلكه يك ضرورت حياتي براي بقا در اين تورنمنت است. آن هم زماني كه بدانيم قرار است در بازي بعد مقابل يكي از ترسناكترين خطوط حمله جام به ميدان برويم.