• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6350 -
  • 1405 شنبه 30 خرداد

ادامه از صفحه اول

به ايران جديد سلام كنيم

'سياست درست در اينجا، حركت آرام، مرحله‌اي و بر اساس مديريت تنش است، نه تصميم‌هاي شتاب‌زده يا مواضع احساسي.  واقعيت اين است كه بايد رابطه با امريكا را در دو سطح ديد: يكي مديريت تنش براي كاهش فشارها و باز كردن حداقلي مسيرهاي اقتصادي و ديگري در افق بلندمدت، ايجاد امكان يك تعامل محدود، كنترل‌شده و قابل مديريت. نه مي‌شود از آن عبور كرد و نه مي‌توان آن را به يك رابطه عادي و سريع تبديل كرد. در همين چارچوب، زمان‌بندي اهميت تعيين‌كننده دارد. اگر توافق فعلي بتواند در بازه پيش‌رو به جمع‌بندي برسد، مي‌تواند مقدمه‌اي براي گام‌هاي بعدي باشد. اما مساله اصلي خود توافق نيست و مهم‌تر از آن شيوه مديريت پس از توافق است. اينكه اين وضعيت جديد، تبديل به يك فرصت واقعي براي بهبود اقتصاد شود، يا صرفا يك توقف كوتاه در چرخه بحران‌ها باقي بماند، به كيفيت حكمراني و تصميم‌گيري بعدي بستگي دارد. در كنار امريكا، ايران ناگزير است روابط خود را با چين، روسيه و كشورهاي منطقه جدي‌تر و چندلايه‌تر كند. تجربه سال‌هاي گذشته نشان داده كه تكيه صرف بر يك مسير، حتي اگر در كوتاه‌مدت كاركرد داشته باشد، در بلندمدت پاسخ نمي‌دهد و كشور را در موقعيت‌هاي پُرريسك قرار مي‌دهد. در اين ميان، چين مي‌تواند يك فرصت اقتصادي مهم براي ايران باشد، اما اين فرصت زماني بالفعل مي‌شود كه رابطه از سطح تعاملات صرفا دولتي فراتر برود و به لايه‌هاي واقعي‌تر اقتصاد و جامعه وصل شود؛ يعني بخش خصوصي، فناوري، دانشگاه‌ها، ترانزيت و حتي همكاري‌هاي فرهنگي. بدون اين لايه‌ها، رابطه اقتصادي هم شكننده و محدود مي‌ماند و نمي‌تواند به توسعه پايدار كمك كند. در سياست داخلي هم يك نكته اساسي وجود دارد كه بدون انسجام داخلي، هيچ سياست خارجي پايداري شكل نمي‌گيرد. تجربه سال‌هاي گذشته هم نشان داده هر جا شكاف‌هاي داخلي كمتر بوده، دست ايران در بيرون بازتر شده و امكان مانور بيشتري پيدا كرده است. به همين دليل، حكمراني خوب، حاكميت قانون، كارآمدي نهادها و كاهش تصميم‌گيري‌هاي سليقه‌اي، در عمل بخشي از سياست خارجي كشور هم هست. يعني اگر داخل منسجم‌تر، قابل پيش‌بيني‌تر و كم‌تنش‌تر باشد، بيرون هم هزينه تعامل با ايران كمتر مي‌شود و قدرت چانه‌زني كشور بالا مي‌رود. اين دوره را بايد با احتياط، اما واقع‌گرايانه ديد. ايران جديدي كه از دل اين شرايط بيرون مي‌آيد، نه يك كشور كاملا متفاوت است و نه همان وضعيت قبلي و لابد يك وضعيت مياني است. در اين وضعيت، وزن ديپلماسي، اقتصاد و اجماع داخلي بيشتر شده و در مقابل، وزن تصميم‌هاي يك‌جانبه كاهش پيدا كرده است. اگر اين تغيير به درستي فهم و مديريت شود، مي‌تواند به تدريج نوع حكمراني را از حالت واكنشي به سمت حكمراني تصميم‌ساز و مساله‌محور سوق بدهد كه هم در داخل و هم در بيرون، براي ايران سرمايه سياسي توليد  مي‌كند.

 

شرط بهره‌برداري از پيروزي

در سال‌هاي اخير يكي از مطالبات مهم جامعه، توجه بيشتر به تخصص، كارآمدي و شايستگي در اداره امور بوده است. اميدوارم فضاي جديدي كه ممكن است پس از اجراي توافق شكل بگيرد، زمينه‌اي براي تقويت اين رويكرد فراهم كند و ساختارهاي مديريتي كشور بيش از گذشته بر پايه شايستگي و پاسخگويي شكل بگيرد. در هفته‌ها و ماه‌هاي پيش رو احتمال تلاش برخي بازيگران خارجي براي ايجاد مانع در مسير اجراي توافق وجود دارد. برخي دولت‌ها يا جريان‌هاي سياسي در منطقه و خارج از آن ممكن است از بهبود روابط ايران با غرب يا كاهش تنش‌ها رضايت نداشته باشند و به همين دليل براي ايجاد اختلال در اين روند تلاش كنند. از همين رو، دستگاه ديپلماسي و نهادهاي تصميم‌گير كشور بايد با دقت و هوشياري روند اجراي توافق را دنبال كنند و اجازه ندهند بهانه‌اي براي ايجاد تنش‌هاي تازه فراهم شود. مديريت هوشمندانه اين دوره مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در تثبيت دستاوردهاي به دست ‌آمده داشته باشد. اين دستاورد حاصل مجموعه‌اي از تلاش‌ها در عرصه‌هاي مختلف بوده است؛ از مقاومت و ايستادگي نيروهاي مسلح گرفته تا فعاليت‌هاي ديپلماتيك و سياسي كه درنهايت مسير رسيدن به تفاهم را هموار كرده‌اند. نيروهاي مسلح كشور در مقاطع مختلف با ايستادگي و مقاومت نقش مهمي در حفظ امنيت و تقويت موقعيت ايران ايفا كرده‌اند و اين موضوع در شكل‌گيري شرايط فعلي بي‌تاثير نبوده است. در كنار آن، ديپلمات‌ها و مسوولاني كه در مسير گفت‌وگو و مذاكره تلاش كرده‌اند نيز سهم مهمي در رسيدن به اين نقطه داشته‌اند. همچنين بايد از نقش برخي چهره‌هاي سياسي در مديريت فضاي داخلي ياد كرد. در دوره‌اي كه بحث توافق با حساسيت‌هاي زيادي همراه بود، كنترل فضاي سياسي و جلوگيري از تشديد تنش‌ها اهميت زيادي داشت. مديريت چنين فضايي كمك كرد تا مسير تصميم‌گيري در كشور با ثبات بيشتري ادامه پيدا كند. در مجموع تفاهم اخير مي‌تواند فرصت تازه‌اي براي ايران ايجاد كند؛ فرصتي كه اگر با عقلانيت، انسجام داخلي و مديريت دقيق همراه شود، مي‌تواند به بهبود شرايط اقتصادي و سياسي كشور منجر شود. اما در عين حال اين فرصت به ‌خودي‌ خود تضمين‌كننده موفقيت نيست و استفاده از آن نيازمند تدبير، همكاري و پرهيز از اختلافات فرسايشي در داخل كشور است. آينده اين توافق بيش از هر چيز به نحوه مديريت آن در داخل كشور و ميزان هوشياري در برابر فشارها و كارشكني‌هاي خارجي بستگي دارد. اگر اين دو عامل به ‌درستي مديريت شوند، مي‌توان اميدوار بود كه اين تفاهم  به نقطه آغازي  براي   دوره‌اي تازه در مسير توسعه و ثبات ايران تبديل شود.

 

مردم‌سالاري در آينه اعتماد

امروز بيش از هر زمان ديگري كشور نيازمند تقويت همين سرمايه اجتماعي است. سرمايه‌اي كه از تعامل سازنده، اعتماد متقابل و مسووليت‌پذيري شكل مي‌گيرد و مي‌تواند پشتوانه عبور از دشواري‌ها و چالش‌هاي پيش رو باشد. اقتدار ايران تنها در توان نظامي يا ظرفيت‌هاي اقتصادي خلاصه نمي‌شود؛ بخشي مهم از اين اقتدار از اعتماد ميان مردم و حاكميت و ميان اركان مختلف نظام سرچشمه مي‌گيرد. اعتماد رهبري، مسووليت دولت و پشتيباني ملت، سه ضلع  مثلثي  هستند كه مي‌توانند ضامن پيشرفت، ثبات و اقتدار ايران   باشند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون