تاوان مذاكره با امريكا
حميد روشنايي
مرحوم آيتالله هاشميرفسنجاني در اولين سفر يك رييسجمهور به ويتنام در مهر ماه 1374 در ملاقاتهايي كه با مقامات اين كشور داشت، ديداري هم با ژنرال جياپ، فرمانده بسياري از عملياتهاي بزرگ ويتنام شمالي عليه نيروهاي امريكايي، انجام داد. در اين ملاقات، ژنرال جياپ طي سخناني به ايشان گفت كه ما سالها با امريكاييها جنگيديم اما درنهايت به مذاكره رسيديم. شما هم با امريكاييها مذاكره كنيد. آقاي هاشمي در پاسخ به جنايات امريكا اشاره نمود اما باتوجه به حوادث قبل از آن، او خوب ميدانست كه تلاشهاي صورت گرفته براي انجام مذاكرات مستقيم با امريكا چه پيامدهايي به همراه دارد .
- اولين ديدارهاي مقامات ايران و امريكا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توسط مرحوم بازرگان در الجزاير در 10 آبان 1358 با برژنسكي، مشاور امنيت ملي دولت كارتر صورت پذيرفت. 3 روز بعد سفارت امريكا در تهران اشغال و دولت موقت مجبور به استعفا شد.
- در 4 خرداد 1365 مك فارلين، مشاور امنيت ملي دولت ريگان به ايران سفر كرد تا درخصوص گروگانهاي امريكايي و فروش تسليحات به ايران درقبال آزادي آنها مذاكره كند. وي بدون دستيابي به هيچ نتيجهاي به كشورش بازگشت و يك رسوايي براي دولت امريكا گرديد. سيدمهدي هاشمي، فردي كه اين خبر را به روزنامهها كشاند بعدها به جرمهاي مختلف محاكمه و اعدام شد.
- آقاي عطا الله مهاجراني اولين چهره سياسي ايران بود كه در ارديبهشت 1369 در مقالهاي صحبت از مذاكره مستقيم با امريكا نمود كه به سرعت مجبور به توضيح گرديد و سپس در اين خصوص سكوت كرد.
با اين وجود بارها به صورت رسمي و غيررسمي، مستقيم و غيرمستقيم مذاكراتي بين دو كشور صورت گرفته كه به شكل موضوعي بوده است. مسائلي همچون آزادي ديپلماتهاي امريكايي (كه به بيانيه الجزاير منجر گرديد) افغانستان (كه پس از 11 سپتامبر 2001 و براي نابودي طالبان انجام شد و نتيجه آن قرارگيري ايران در ليست محور شرارت امريكاييها شد)، عراق (پس از سقوط صدام كه نتيجه آن به روي كار آمدن شيعيان و طرفداران ايران در اين كشور گرديد)، مذاكرات هستهاي (كه بيش از 20 سال به طول انجاميد و نتيجه آن برجام گرديد و درنهايت امريكا با خروج از آن و بازگشت تحريمها طي اسنپ بك، به جايي نرسيد)، ازجمله مواردي بودند كه واشنگتن و تهران را به پاي ميز مذاكره كشاندند.
در اين ميان سرنوشت محمدجواد ظريف، وزير خارجه اسبق و پاي ثابت ميز مذاكرات ايران، از همه جالبتر است. دكتر ظريف كه از بيانيه الجزاير، قرارداد 598 تا برجام تقريبا در همه مذاكرات اساسي ايران حضور داشته، بيشترين فراز و فرود را يافته است. وي پس از برجام متهم گرديد كه بندهايي از توافق برجام را نميدانسته و پيشبيني خروج امريكا را نكرده است. البته شايد مهمتر از آن، اين بوده كه چرا با وزير خارجه امريكا قدم زده و تابوي رفتار با امريكاييها را شكسته است. وي پس از آنكه در دولت آقاي پزشكيان به عنوان معاون رييسجمهور معرفي گرديد، مجبور به ترك همه پستهاي دولتي و گوشهنشيني در دانشگاه تهران شد.
آنچه در روابط خارجي يك كشور مهم است نه سرنوشت كارگزاران بلكه دستاورد تلاشهايي است كه آنها، براي منافع ملي انجام دادهاند. امروز كه پس از 47 سال و 2 جنگ با امريكا و رژيم صهيونيستي، باري ديگر به ميز مذاكره باز ميگرديم، اين واقعيت را بايد بپذيريم كه مراوده با جهان بدون مذاكره با همه كشورها (البته به غير از آنان كه وجودشان را نميپذيريم) ممكن نيست. مسلما هيچ كس نميتواند اقدامات امريكا در طول سالهاي گذشته و در همين چند ماه قبل را فراموش كند يا ببخشد اما ميتوان با صلابت و زيركي در پشت ميز مذاكره، به اهدافي كه موشكهايمان برايشان شليك شده، دست يافت و دستاوردهاي ميدان را به ميز مذاكره كشاند. بايد به آيندگان نشان دهيم كه ديگر نيازي نيست، افراد ديگري براي مذاكره با امريكا تاوان پرداخت كنند...