تاوان مذاكره با امريكا
نتيجه آن برجام گرديد و درنهايت امريكا با خروج از آن و بازگشت تحريمها طي اسنپ بك، به جايي نرسيد)، ازجمله مواردي بودند كه واشنگتن و تهران را به پاي ميز مذاكره كشاندند.
در اين ميان سرنوشت محمدجواد ظريف، وزير خارجه اسبق و پاي ثابت ميز مذاكرات ايران، از همه جالبتر است. دكتر ظريف كه از بيانيه الجزاير، قرارداد 598 تا برجام تقريبا در همه مذاكرات اساسي ايران حضور داشته، بيشترين فراز و فرود را يافته است. وي پس از برجام متهم گرديد كه بندهايي از توافق برجام را نميدانسته و پيشبيني خروج امريكا را نكرده است. البته شايد مهمتر از آن، اين بوده كه چرا با وزير خارجه امريكا قدم زده و تابوي رفتار با امريكاييها را شكسته است. وي پس از آنكه در دولت آقاي پزشكيان به عنوان معاون رييسجمهور معرفي گرديد، مجبور به ترك همه پستهاي دولتي و گوشهنشيني در دانشگاه تهران شد.
آنچه در روابط خارجي يك كشور مهم است نه سرنوشت كارگزاران بلكه دستاورد تلاشهايي است كه آنها، براي منافع ملي انجام دادهاند. امروز كه پس از 47 سال و 2 جنگ با امريكا و رژيم صهيونيستي، باري ديگر به ميز مذاكره باز ميگرديم، اين واقعيت را بايد بپذيريم كه مراوده با جهان بدون مذاكره با همه كشورها (البته به غير از آنان كه وجودشان را نميپذيريم) ممكن نيست. مسلما هيچ كس نميتواند اقدامات امريكا در طول سالهاي گذشته و در همين چند ماه قبل را فراموش كند يا ببخشد اما ميتوان با صلابت و زيركي در پشت ميز مذاكره، به اهدافي كه موشكهايمان برايشان شليك شده، دست يافت و دستاوردهاي ميدان را به ميز مذاكره كشاند. بايد به آيندگان نشان دهيم كه ديگر نيازي نيست، افراد ديگري براي مذاكره با امريكا تاوان پرداخت كنند...