دوباره معاهده ورساي:
107 سال پس از معاهده ۱۹۱۹
آلمان نقش مهمتري در تبديل اين درگيري منطقهاي به يك جنگ بزرگ جهاني ايفا كرد. مهمترين اقدام آلمان، دادن «چك سفيد» تضمين حمايت كامل به اتريش-مجارستان بود. اين تضمين به وين جسارت داد تا با اولتيماتوم خود عليه صربستان پيش برود، زيرا ميدانست كه در صورت مداخله روسيه -متحد صربستان- آلمان پشت آن خواهد بود. حال با نگاه به تاريخ، هر دو سند ۱۹۱۹ و ۲۰۲۶ در كاخ ورساي، نماد ديپلماسي تاريخي و تغيير نظم جهاني امضا شدهاند. معاهده ورساي بر پايه «14 اصل» صلح پيشنهادي وودرو ويلسون بنا شد. توافق ۲۰۲۶ نيز يك طرح ۱۴ مادهاي است! هر دو توافق با هدف پايان دادن به يك جنگ ويرانگر و آغاز دوراني از صلح ارايه شدند. معاهده ورساي به جنگ جهاني اول پايان داد و توافق ۲۰۲۶ نيز براي پايان دادن به تجاوز نظامي امريكا و اسراييل به ايران و بازگشايي تنگه هرمز بسته شد .به نظر ميرسد در هر دو معاهده ورساي ۱۹۱۹ و ۲۰۲۶ قدرتهاي متجاوز سرافكنده شدهاند! در ۱۹۱۹ ايالات متحده به همراه متحدانش، شرايط تحقيرآميز و سنگيني را بر آلمان شكست خورده تحميل كرد و نظم جديد جهاني را بر اساس خواست خود شكل داد. در ۲۰۲۶ امريكا به عنوان آغازگر تجاوز نظامي دچار شكست راهبردي شده . دولت ترامپ كه ابتدا شعار «تسليم بيقيدوشرط» ايران را سر ميداد، در نهايت امتيازات قابل توجهي به تهران داده . ترامپ ابتدا خواستار نابودي برنامه موشكي ايران نيز بود ولي در هنگام تفاهم ژوئن ۲۰۲۶ ترامپ گفت داشتن موشك براي ايران «ناعادلانه نيست» و در تفاهمنامه صحبتي از برنامه موشكي ايران نيست. ضمنا ايران تنها موافقت كرده كه اورانيوم خود را تحت نظارت آژانس بينالمللي انرژي اتمي رقيق كند، نه اينكه آن را تحويل دهد. تفاهم شامل تاسيس يك صندوق ۳۰۰ ميليارد دلاري براي بازسازي ايران نيز است. توافق هيچ محدوديت صريحي براي حمايت ايران از حزبالله لبنان ندارد و حتي به پايان درگيري اسراييل با حزبالله در لبنان متعهد شده .معاهده ورساي در سال ۱۹۱۹، شرايطي بسيار سخت و تحقيرآميز را براي قدرتهاي شكستخورده، به ويژه آلمان ترسيم كرد و آلمان را به عنوان آغازگر جنگ معرفي و جريمههاي سنگيني را بر آن تحميل كرد تا از قدرتيابي مجددش جلوگيري كند. در همين معاهده ورساي ۱۹۱۹ استانهاي آلزاس-لورن به فرانسه بازگردانده شدند. متحدان آلمان يعني امپراتوري اتريش-مجارستان، بلغارستان و امپراتوري عثماني نيز با معاهدات جداگانهاي مواجه شدند كه همگي بر اساس الگوي مشابه خلع سلاح، پرداخت غرامت و از دست دادن بخش بزرگي از خاك خود بود. در ۹ اسفند ۱۴۰۴ يك «تجاوز آشكار و برنامهريزيشده» از سوي امريكا و اسراييل با نقض آشكار قوانين بينالملل، نقض آشكار منشور ملل متحد و حاكميت و تماميت ارضي ايران آغاز شد . اين حملات در شرايطي رخ داد كه ايران با حسن نيت و با ميانجيگري عمان در حال مذاكره با امريكا بود و به گفته ميانجيگر، توافق نزديك بود. هدف اصلي اين حملات «تغيير رژيم در ايران و حتي تجزيه آن براي كنترل بر منابع انرژي» بود . ايران اعلام كرد كه در پاسخ به اين تجاوز، از حق ذاتي خود براي دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد استفاده ميكند. اين جنگ در ادامه جنگ ۱۲ روزه و تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ از سوي اسراييل به ايران بود كه در همان جنگ نيز امريكا با بمباران تاسيسات هستهاي ايران مستقيما وارد جنگ با ايران شد. اميد است تا اينبار تفاهمنامه ورساي -تهران شروع افول تجاوزگري ابرقدرت متجاوز - امريكا - و به رسميت شناختن حق حاكميت ملي ميهنمان باشد . ايران ما نمادي موفق از تابآوري و مقاومت ملي ملت - به عنوان كشوري شاخص در دنياي درحال توسعه - نشان داد و در پدافند مدني طي دو جنگ در يك سال نمونهاي قابل افتخار است.