عاشورا در سيره و سنت بنيانگذار (۴)
«وقتي اصلي در اجتماعي به هم خورد، چه كسي ضمانت ميكند كه نسلهاي بعد، اصلهاي ديگر را به نفع خود بههم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص ۳۲) و بدعتها چنان آشكار ميشود كه «در بيست سال آخر اين پنجاه سال، ديگر سخن در اين نبود كه زمامدار بايد چه كند؟ عادل باشد يا نه؟ اگر برخلاف عدالت رفت بايد بدو هشدار داد يا نه؟ آنچه در اين سالها مهم مينمود، اينكه چه بايد كرد تا زمامدار را راضي نگاه داشت.» (پس از پنجاه سال، ص ۳۲)
امام حسين (ع) با استناد به سخن پيامبر اسلام (ص) كه فرمود «هر كس سلطان ستمگري را ببيند كه حلال خدا را حرام شمرده، پيمان خدا را ميشكند، با سنت رسول خدا(ص) مخالفت ميكند و در ميان بندگان خدا با ظلم و ستم رفتار ميكند و با او به مخالفت برنخيزد، شايسته است كه خداوند وي را در همان جايي وارد كند كه سلطان ستمگر را وارد ميكند، اعلام كرد حاكمان بنياميه طاعت خداي رحمان را رها ساختهاند و به پيروي شيطان درآمدهاند، تباهي را رواج دادهاند و حدود الهي را به كناري نهادهاند، بيتالمال را ويژه خود ساختهاند و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كردهاند و او در چنين شرايطي در پايبندي به اين سخن از همه كس سزاوارتر است. (مقتل خوارزمي، ج ۱، ص ۲۳۴)
امام خميني (ره) درباره تحريف اسلام و وارد كردن بدعت در دين توسط بني اميه و به خصوص معاويه و يزيد ميفرمايد: «بني اميه قصد داشتند كه اسلام را از بين ببرند.» (صحيفه نور، ج۱۷، ص۲۵۵) و «رژيم منحط بنياميه ميرفت تا اسلام را رژيم طاغوتي و بنيانگذار اسلام را برخلاف آنچه بوده معرفي كند.» (همان، ج ۸، ص ۳۰۵) و «اينها (معاويه و يزيد) اصل اساس اسلام را وارونه ميخواستند بكنند.» و «اينها ميخواستند كه الله را بردارند و طاغوت را جايش بنشانند، همان مسائل جاهليت.» (همان، ص ۹) و يكي از بدعتها را تبديل نظام الهي به نظام سلطنت ميداند و ميفرمايد: «خطري كه اينها داشتند اين بود كه اسلام را به صورت سلطنت در ميخواستند بياورند، ميخواستند معنويت را به صورت طاغوت درآورند، به اسم اينكه ما خليفه رسولالله هستيم، اسلام را منقلب كنند به يك رژيم طاغوتي.» (صحيفه امام؛ ج ۸، ص ۹)