• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6355 -
  • 1405 يکشنبه 7 تير

هنر ايران و انديشه‌هاي مينوي

آثار برجاي مانده از «فرهنگ و هنر» ايرانيان، ريشه در انديشه‌هاي معنوي پيش از شكل‌گيري امپراتوري هخامنشيان دارد. آنچه در برخي از پژوهش‌هاي باستان‌شناسي و اسناد تاريخي فرهنگ و هنر ايران مشاهده مي‌شود، اين است كه ايرانيان از همان آغاز «شهرنشيني» يا «تمدن‌سازي» از بعد معنوي دين رسمي زرتشتيان در زمان امپراتوري هخامنشيان، به اشكال مختلف در آثار برجاي مانده از خود بهره‌مند مي‌شدند كه نياز است در اين زمينه به پژوهش‌هاي بيشتري اقدام شود. بر همين‌ پايه، با استناد به قلم فيروز شيروانلو، به بخشي از پيشگفتار او در«هنر ايران و انديشه‌هاي مينوي» مي‌پردازيم كه دركتاب «اوستا از ديدگاه هنر و نگاره‌هاي مسعود عربشاهي» در تيرماه ۱۳۵۷ش. چاپ شده است. 

از آن به دير مغانم عزيز مي‌دارند  كه آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست 
(حافظ) 

اصل تكامل با تاريخ ايران آغاز مي‌شود. اين گونه آغاز، به يقين بنيان آغاز تاريخ جهاني است، زيرا خواست عالي روح در تاريخ، دست يافتن به حاليت نامحدودي از ذهنيت-نيل به هماهنگي كامل از گذار برابر نهاده‌اي مطلق است. (هگل؛ فلسفه تاريخ) 
سخن از نگارگري نو ايران است در ميان انبوه ارزش‌هاي متناقض و مبهم. بي‌گمان ارائه يك نوشتار مبتني بر واقعيت‌هاي عيني و استوار بر پايه علمي، به مفهوم راستين آن، به سبب درآميختگي ارزش‌ها و عوامل گوناگون -و نيز مباحث دست‌سوده متداول روز، به صورت «شرقي يا غربي» كه درون تهي بودن آنها جز گمراهي ذهني پديد نمي‌آورد- به سادگي امكان‌پذير نيست. شايد زماني نه كوتاه، نياز باشد تا نسل امروزين ايران بتواند به جمع‌بندي جوهر ارزش‌هاي معنوي خود توفيق يابد و فارغ از معيارهايي كه به تاريخ انديشه و هنر ايران القا شده، بنيان تنظيم نظريه‌ها و روش‌هاي همگن خود را استوار سازد. دشواري اين امر را از يك‌سو داده‌هايي پديد مي‌آورند كه پژوهندگان غيربومي با انگيزه‌هاي گوناگون براي بررسي درونمايه انديشه و هنر ايران ارائه كرده‌اند. ازسوي ديگر اين دشواري را چيرگي معيارها و ارزش‌هاي ناهمگني باعث مي‌شود كه در جهان امروز، به خاطر وجاهت عملي و نظري، سلطه خود را بر انديشه‌هاي اعضاي خانواده‌اي در ذات از هم بيگانه و از درون چندپاره -به نام جامعه جهاني بشري- مي‌گسترند. شناخت صدف از خزف هنوز هم به فرصت نياز دارد. به يقين نه مي‌توان از گرايش‌ها روندهاي فرهنگي جهاني غافل بود و نه ضرورت يك اصل خوديابي را فراموش كرد. با اين مقدمه كوتاه و آگاهي بر شرايط كوشش مي‌شود به اجمال نظريه‌هايي درباره هنر نگارگري ايران ارائه شود. 
نگرش به هنر در غرب، افزون بر داشتن ويژگي جهان‌بيني و هستي شناختي، از تنظيم و تدوين تاريخي نيز برخوردار بوده است. نگرش به هنر در ايران نيز از ويژگي هستي‌شناختي برخوردار است، لكن تنظيم و تدوين تاريخي آن، خاصه در سده‌هاي اخير تاريخ، زمينه‌اي تهي را پديد آورده است. آنچه از ويژگي هنر ايران مستفاد مي‌شود ريشه در جوهر انديشه ايراني دارد كه نمود بارز آن در «اوستا» نخستين كتاب ديني ايرانيان به چشم مي‌خورد. هنر ايران بازتاب نگرش ايراني به جهان و هستي است و سيماي خود را طي تاريخ، از گذار انديشه‌هاي آفريننده يا تداوم بخشيدن به ارزش‌هاي معنوي حفظ مي‌كند. اين خط تداوم را مي‌توان همواره از نقوش سفال‌هاي دوره «مفرغ سنگي» به بعد دنبال كرد.
انديشه‌هاي فلسفي و نظريه‌هاي جامعه‌شناختي غرب در زمينه هنر با وجود تعارض ظاهري در ارائه ديدگاه‌ها، دم‌افزا به يكديگر نزديك مي‌شوند. اين ديدگاه‌ها مبناي نظريه‌ها را برپايه ديد يوناني -غربي قرار مي‌دهند، لكن عمدتا به مناسبات جوهر اين نگرش‌ها و انديشه‌ها با همتاي آنها در شرق -و به ‌طور اخص در ايران- توجه نمي‌كنند. تعمق در مسير فكري نظريه‌هاي هنري غرب، از سقراط و افلاطون گرفته تا «هگل» و «ري‌اگل» و در غايت «برگسون» و «هايدگر» تداخل ديدهاي مربوط به هستي‌شناسي ايراني را در انديشه يوناني آشكار مي‌سازد. اين نه به آن معني است كه هستي‌شناسي اين دو همانند است، برعكس بايد تاكيد ورزيد كه بنياني كاملا ديگرگونه دارند. باور ايراني از واقعيت مادي نشأت مي‌گيرد و درقبال آن جهاني مينوي و علوي مي‌آفريند. گرايش ايراني به درون‌تابي و عرفان واكنش جهان‌بيني واقع‌گرايي و مادي اوست. باور يوناني، واقعيت را پندار مي‌داند و درقبال آن جهاني مادي، بودني و عملي مي‌نهد. اين‌گونه آفرينش جهاني ديگر -مبتلا به تمامي انسان‌ها- از زمان پارينه‌سنگي تاكنون بوده تا از طريق آن پارسنگي براي ايجاد تعادل بين درون خود و جهان بيرون بيافرينند. واقع‌گرايي مادي ايراني را نبايد با طبيعت‌گرايي و طبيع‌گرايي خام انسان‌هاي ابتدايي -‌كه درون خود را نمي‌شناختند و به جادو معتقد بودند‌- يكسان دانست. اين واقع‌گرايي باور پالايش يافته انساني بود كه بر دوپارگي درون و بيرون خود آگاهي داشت، عقل را مي‌شناخت و قدرت انتزاع و تعميم را به كمال مي‌رساند. اين بينش در بنيان از همتاهاي خود در چين و هند متفاوت است و از همين‌ روست كه هگل در «فلسفه تاريخ» خود ايرانيان را «نخستين مردم تاريخي» مي‌داند و معتقد است كه چيني‌ها و هندي‌ها فقط زندگي «گياهي» طبيعي داشته‌‌اند[...].»
منبع: كتابخانه مركزي، مركز اسناد
 و تامين منابع علمي دانشگاه تهران

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون