نگاهي به نمايشگاه فرهاد گاوزن در نگارخانه هور
برشدن بر ويراني
سحر ديانتي
چگونه امري ويرانگر ميتواند به نيرويي آفريننده بدل شود؟ جنگ با حجمي از دلهره، اضطراب و فهرستي بلندبالا از حسهاي سردرگمكننده فرود آمد. ركود، عقب كشيدن و رخوت نتيجه قابل انتظار در دوران بحران است؛ اما براي فرهاد گاوزن، جنگ، همچون كاتاليزوري عمل كرد كه در نهايت هنرمند را به خلق اثر سوق داد. براي گاوزن جنگ درست شبيه نيروي محركه است تا جايي كه عنوان نمايشگاهش را بر پايه چنين حسي انتخاب كرد: «ويتامين ج»، اشارهاي به حرف نخست «جنگ» كه هنرمند را با نيرويي قدرتمند به ادامه دادن واداشت.
گرچه جنگ در آثار به نمايش درآمده در نگارخانه هور نمودي واضح، روشن و سرراست ندارد، اما جنگ گويي به شكلي همزمان هم در بيرون و هم در ميدان نبردي ديگر، در درون هنرمند، در حال رخدادن است. آثار گاوزن هم به لحاظ فرمي و بصري و هم در مضمون، اين منازعه دروني را نشان ميدهد. آثار در حال و هوايي مشترك و گويي با همان انرژي ناشي از بحران ترسيم شدهاند، حتي اگر تاريخِ آثار زماني غير از جنگ اخير را نشان دهند. گويي انباشت حسهاي گوناگوني چون ترس و دلهره، شوك و تصاوير پراكنده به خطوط قاطع در طراحيهاي او بدل شده و هر حس اندامي مستقل است كه از درون به بيرون رانده شده و به چهار سوي سطح اثر ميلغزد. به لحاظ فرمي، تاكيد بر محور عمودي در دو اثر مشابه كشيدگي اندام انساني است و تداعيگر تصاوير آناتومي، رشتهها و بافتهاي ماهيچهاي است. خطوط سياه، گاه جسورانه و بيلرزش و گاه رها شده، منازعه دروني هنرمند را برجسته ميكنند. سياهي صيقلخورده روي سطح سفيد همان سياهي آينهوار كارهاي پيشين گاوزن و يادآور آثار نمايشگاه اتم در همين نگارخانه است. لايههاي تو در توي پيچيده، تودههاي سياه و حفرههاي سفيد مشابه قرارگيري ياختهها در كنار يكديگر است. حفرههاي كوچك جايجاي بافت و پوستِ كشيده و مستحيل شده را پوشاندهاند. اين امر يادآور نزديك شدن به لايههاي پيچيده زيرين پوست با چشم مسلح است كه با كنار زدن بافت تن پديدار شدهاند. گاوزن پيشتر از اينها نيز در آثارش بر ظرفيتهاي انتزاعي پيكره و اندام انساني تاكيد داشته است و همچون ديگر طراحيهايش با قرار دادن سياهي متراكم در كنار فضاهاي خالي سفيد فشردگي و تضاد در سطح اثر را به تصوير ميكشد. محدوديت در استفاده از رنگ و قناعت در بهكارگيري آن به تضاد ميان سياهي قلم و سفيدي سطح انجاميده و نمود بيروني اين جنگ دروني با حواس را تشديد ميكند.
گرچه گاوزن در آثار پيشين طراحي خود قائل به قدرت انتزاع است؛ اما بيرون كشيدهشدن چند پيكر از يك پيكر ميان مرز انتزاع و عيني شدن حركت ميكند و گاه و بيگاه به واقعيتِ تن تنه ميزند. اين ويژگي اخير در طراحي دستها به چشم ميخورد، اندامي كه در آثار اين نمايشگاه نزديكترين فرم به واقعيت به نظر ميرسند. علاوه بر اينها پيچخوردن و همينطور بيرونشدن تنها از ميان يك تن به شكلي مكرر در آثار اين نمايشگاه ديده ميشود. در اين آثار يك پيكر به عنصري محوري تبديل شده و تنهاي ديگر از آن بيرون كشيده ميشوند. در اين حالت است كه مجادله دروني هنرمند نمود عيني پيدا كرده و نگاه بيننده را نيز در كشمكشي در تمامي سطح اثر درگير ميكند.
آثار نمايشگاه «ويتامين ج» اشاره مستقيم به جنگ نيست، بلكه روايت تاثير بحران بر اوضاع ذهني است. گاوزن به ما يادآوري ميكند كه چطور امري ناخوشايند ميتواند به نيرويي جهت آفرينش هنري تبديل شود. گاوزن در اين نمايشگاه با جابهجايي در زبان و صورتبندي يك تناقض جنگ را از حوزه مفهومي تخريب و ويراني خارج كرده و با قرار دادن اين مفهوم در كنار ويتامين، عنصري كه لازمه بقاست، آن را به نيرويي پيشران در اين روزگار تبديل كرده است. پيكرهاي روي هم غلتيده و درهمشده همگي نشان دهنده وضعيت ذهني هنرمند است كه گويي از سطح بيرون ميزند و فوران ميكند. در «ويتامين ج» اثري از جنگ ديده نميشود؛ اما اين رسوب تجربههاي هنرمند از نزاع بيروني، دروني شده و شدت بيان هنري را افزايش ميدهد. گاوزن نشان ميدهد كه چطور براي هنرمند خلق اثر در دوران بحران امري است درست شبيه چسباندن تكههايي از تن پس از متلاشيشدن، بستن زخم پس از جراحت و شبيه برخاستن از ويراني است پس از فروريختن.
*پژوهشگر هنر