«اعتماد» بررسي كرد
معماري قدرت در منظومه فكري رهبر شهيد
همزمان با برگزاري مراسم وداع و تشييع پيكر حضرت آيتالله سيدعلي خامنهاي، رهبر شهيد كشورمان، ميراث فكري و سياسي رهبري بيش از هر زمان ديگر توسط تحليلگرن، ناظران و رسانههاي منطقهاي و فرامنطقهاي مورد توجه قرار گرفته؛ ميراثي كه بيش از سه دهه بر اصولي چون مقاومت و حمايت از جريان مقاومت، خوداتكايي و استقلال در حوزه سياست خارجي و راهبرد نگاه و نه تكيه به شرق به عنوان استراتژي كلان رهبري استوار بوده و است. حال اين مراسم، فرصتي براي بازخواني ديدگاههاي قائد شهيد در مواجهه با چالشهاي داخلي و بينالمللي است.يكي از محورهاي اصلي انديشه رهبر شهيد انقلاب، نگاه حكيمانهشان به اصل مقاومت و بهتبع آن حمايت ايشان از محور مقاومت بود. رهبري شهيد مقاومت را فراتر از يك كنش تاكتيكي، يك مكتب اعتقادي و تصميم قلبي توصيف ميكرد. ايشان در يكي از سخنرانيهايشان فرمود: «مقاومت... يك ايمان، تفكر، مكتب اعتقادي و تصميم قلبي است.» رهبري همچنين تاكيد داشت كه «به همين علت، مقاومت با فشارها قويتر ميشود». اين رويكرد، جبهه مقاومت را در منطقه تقويت كرد و تجربههاي عملي نشان داد كه راهبرد مبتني بر ايستادگي، دستاوردهاي پايدار به همراه داشته است. همزمان قائد شهيد كشورمان در عرصه منطقهاي و فرامنطقهاي ضمن تاكيد بر استقلال ايران از دو بلوك شرق و غرب و حسن همجواري با كشورهاي مسلمان و بازيگراني كه در همسايگي كشورمان قرار دارند، استراتژي كلانشان را حول محور نگاه به شرق و بياعتمادي به غرب بالاخص ايالات متحده تبيين كردند. اين سياست، يعني پيروي از رويكردي محتاطانه در برابر جبهه غرب و همگرايي با بازيگران شرق با لحاظ كردن اصول و منافع ملي كشورمان و اصل چندجانبهگرايي با لحاظ كردن دو متغير فوق به عنوان الگويي براي كاهش وابستگي و تقويت موقعيت ايران در نظام بينالملل عمل كرد. از همين رو بسياري از تحليلگران با استناد به بدعهديهاي بازيگران غربي بالاخص ايالات متحده تاكيد دارند كه قائد شهيد ايران با استناد به تجربههاي تاريخي، بياعتمادي مطلق به قدرتهاي سلطهگر به ويژه امريكا را يكي از اجزاي قدرت نرم جمهوري اسلامي قلمداد ميكردند و در بياناتي فرمودند كه اين بياعتمادي، ريشه در حكمت و دورانديشي دارد و تاثير آن، حفظ استقلال و عزت ملي كشورمان است؛ بالاخص آنكه اين كتاب راهنما، سياست خارجي ايران را در برابر فشارها مقاوم نگه داشت و در برابر تلاشهاي دشمن كه همانا تحميل هژموني با توسل به قدرت بوده و هست موجب شد تا كشورمان بتواند ضمن حراست از توان بازدارندگي خود توازن قدرت در منطقه و جغرافياي فرامنطقهاي را بازتعريف كند.بنابراين از زاويه ديد ناظران داخلي و خارجي مراسم تشييع پيكر رهبري شهيد انقلاب، نه تنها بيانگر احترام جهان اسلام به ايشان، بلكه تجديد عهد مردم ايران با اصول مورد اعتقاد ايشان است: اصولي چون مقاومت هوشمندانه، تكيه بر اصل استقلال و اتكا به توان داخلي. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف بازخواني ابعاد راهبردي اين ميراث، با محسن پاكآيين، سفير سابق ايران در آذربايجان و كارشناس روابط بينالملل و محمدرضا فرقاني، سفير سابق ايران در تركمنستان و تحليلگر مسائل سياسي به گفتوگو پرداخته است. محسن پاكآيين در اين گفتوگو «نگاه به شرق» را ترجمان عملي سياست فاصلهگيري از محورهاي سلطهگر و همگرايي با كشورهاي مستقل و مخالف استكبار دانسته و تاكيد كرده كه اين رويكرد، راهي براي تضعيف نظام يكقطبي و تقويت جايگاه ايران در ائتلافهاي منطقهاي و آسيايي است. محمدرضا فرقاني نيز جبهه مقاومت را «يادگار راهبردي امام شهيد» خوانده و با اشاره به تجربه جنگهاي اخير و فشارهاي خارجي، مقاومت هوشمندانه ملت ايران را عامل اصلي در حفظ استقلال، شكست هژموني امريكا و تبديل ديپلماسي مقاومت به يكي از اصول پايدار سياست خارجي جمهوري اسلامي معرفي كرده است.
محسن پاكآيين: استكبارستيزي و تقويت چندجانبهگرايي شالوده فكري رهبري شهيدمان است
محسن پاكآيين، سفير سابق ايران در جمهوري آذربايجان و ديپلمات پيشين وزارت امور خارجه، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره مبارزه بيامان رهبري شهيدمان با امپرياليسم و استكبارستيزيشان توضيح داد كه ايشان را بايد «به واقع يك رهبر استكبارستيز» دانست. محسن پاكآيين تاكيد ميكند: اين استكبارستيزي صرفا يك شعار سياسي نيست، بلكه ريشه در اعتقاد عميق رهبر به استقلال و تماميت ارضي كشور دارد؛ به نحوي كه ايشان به هيچوجه اجازه ندادهاند استقلال نظام خدشهدار شود يا كشورهاي سلطهطلب نسبت به ايران طمع پيدا كنند. به گفته اين كارشناس روابط بينالملل، اين حساسيت در بيانيه «گام دوم انقلاب» نيز آشكار است؛ جايي كه مخالفت صريح با استكبار و مخالفت با هرگونه سلطهطلبي بارها مورد تاكيد قرار گرفته است.محسن پاكآيين در ادامه در توضيح نگاه رهبر انقلاب به امريكا و رژيم صهيونيستي يادآور ميشود: از ديدگاه ايشان، امريكا مظهر اصلي استكبار جهاني است كه تلاش ميكند بر ساير كشورها، از جمله ايران سلطه پيدا كند و در اين مسير، رژيم صهيونيستي را به عنوان متحد شرور خود به كار ميگيرد. اين كارشناس روابط بينالملل معتقد است: امريكا و رژيم صهيونيستي در منظومه فكري رهبر انقلاب دو نماد استكبار جهانياند؛ امريكا مستكبر اصلي است و رژيم صهيونيستي ابزاري براي پيشبرد اهداف او در منطقه و جهان، به ويژه عليه ايران.
محسن پاكآيين در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبني بر اينكه «نگاه به شرق» در سياست خارجي جمهوري اسلامي از منظر رهبر انقلاب چه معنايي دارد، توضيح داد كه اين نگاه ابتدا به عنوان يك راهبرد در سطح كلان مطرح شد و رهبر انقلاب دستگاه ديپلماسي را تشويق كردند روابط خود را با كشورهاي شرق تقويت كند. به باور اين سفير پيشين كشورمان منظور از شرق، فقط جغرافياي شرقي نيست و ميتوان آن را از دو منظر بررسي كرد: نخست، كشورهاي شرق در حوزه جغرافيايي ايران، يعني همسايگان شرقي و كشورهايي مانند چين، مالزي، اندونزي و مجموعهاي از كشورهاي خاور دور كه سابقه استعماري مستقيم عليه جهان اسلام ندارند و دوم، كشورهايي كه به لحاظ سياسي مخالف سلطه غربند و در زمره كشورهاي همسو با ايران يا غيرمتعهد قرار ميگيرند، حتي اگر در امريكاي لاتين يا آفريقا باشند.اين كارشناس روابط بينالملل ميافزايد: از اين منظر، «نگاه به شرق» رهبر انقلاب را ميتوان نگاه به كشورهاي همسو با ايران و مخالف استكبار جهاني دانست؛ كشورهايي كه با يكجانبهگرايي امريكا مخالفت ميكنند و در پي تقويت چندجانبهگرايي هستند. محسن پاكآيين يادآور ميشود: رهبر انقلاب همواره مشوق ارتباط نزديك ايران با همسايگان بودهاند؛ هم همسايگاني كه در شرق ايران قرار دارند و هم ساير همسايگان و فراتر از آن، كشورهايي كه در سطح جهاني به مقابله با سلطه امريكا و نظام يكقطبي باور داشته و دارند. به گفته او، نظر رهبر انقلاب اين بوده است كه روابط با اين كشورها، چه به صورت دوجانبه و چه در قالب ائتلافها ميتواند به كاهش سلطه استكبار و تضعيف ساختار يكقطبي كمك كند و در همين چارچوب، كشورهايي مانند روسيه نيز در دايره «نگاه به شرق» قرار ميگيرند.
در ادامه اين بخش، محسن پاكآيين در پاسخ به پرسش ديگري درباره نقش نهادهاي منطقهاي و چندجانبه ميگويد: رهبر انقلاب فقط به روابط دوجانبه بسنده نكردهاند، بلكه حضور فعال ايران در ائتلافها و سازمانهاي همسو را نيز تشويق كردند. اين كارشناس روابط بينالملل از سازمان همكاري شانگهاي و اتحاديه اقتصادي اوراسيا به عنوان نمونههايي ياد ميكند كه رهبر انقلاب اهميت تعامل با آنها را گوشزد كردهاند تا از طريق اين ائتلافها بتوان سلطه استكبار را كاهش داد و ساختار يكقطبي به رهبري امريكا را تضعيف كرد. در جمعبندي اين بخش، محسن پاكآيين تاكيد ميكند: نگاه به شرق در انديشه رهبر انقلاب، در اصل حركت به سوي كشورهايي است كه همسو با ايران، صلحطلب و مخالف استكبارند و در برابر سلطهگري قدرتهاي غربي ايستادهاند.محسن پاكآيين در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نگاه رهبر انقلاب به منطقهاي كه ايشان آن را «غرب آسيا» مينامند، نه «خاورميانه»، توضيح ميدهد اين منطقه از نظر رهبر جايگاهي بسيار مهم دارد؛ هم به خاطر منابع غني نفت و گاز و هم به سبب موقعيت ژئوپليتيكي خاص مانند تنگه هرمز و بابالمندب. او يادآور ميشود: رهبر انقلاب بارها با بهكارگيري اصطلاح «خاورميانه» مخالفت كردهاند و بر استفاده از عنوان «غرب آسيا» تاكيد داشتهاند، چون تعبير خاور دور و خاور نزديك و خاور ميانه را واژههايي مجعول و اروپامحور ميدانند.
اين كارشناس روابط بينالملل اضافه ميكند: در غرب آسيا، يك محور شرارت به نام رژيم صهيونيستي نيز وجود دارد كه در محاسبات رهبر انقلاب نقش مهمي دارد و باعث شده سياست ايران در اين منطقه، سياستي ويژه باشد. به گفته محسن پاكآيين، رهبر انقلاب تلاش كردهاند اين منطقه را از نفوذ استكبار و رژيم صهيونيستي دور نگه دارند و در همين راستا، بر ائتلاف با كشورهاي غرب آسيا و حمايت از گروههاي آزاديبخش مانند حزبالله لبنان و انصارالله يمن تاكيد كردهاند. سفير پيشین كشورمان محور ديگر سياست ايران در غرب آسيا را مساله فلسطين و آرمان آزادي اين جغرافيا ميداند و ميگويد: حمايت جدي رهبر انقلاب از مقاومت فلسطين و مقابله با رژيم صهيونيستي، يكي از سياستهاي ثابت نظام اسلامي بوده كه با هدايت ايشان پيگيري شده و امروز در قالب فشار افكار عمومي جهاني و ضربههاي نظامي به اين رژيم، آثار خود را نشان ميدهد.در جمعبندي گفتوگو، محسن پاكآيين تاكيد ميكند كه استكبارستيزي رهبر انقلاب، راهبرد «نگاه به شرق» و سياست فعال در غرب آسيا سه ضلع يك مثلث واحد در سياست خارجي جمهوري اسلامي را شكل ميدهند. سفير پيشين كشورمان معتقد است: اين سه محور در كنار هم، هم استقلال و تماميت ارضي ايران را حفظ كردهاند، هم امكان فاصلهگيري از كشورهاي سلطهگر و در عين حال نزديكي به كشورهايي را فراهم آوردهاند كه صلحطلب و مخالف استكبارند و ميتوانند شريك راهبردي ايران در جهان متحول امروز باشند.
محمدرضا فرقاني: گفتمان مقاومت قائد شهيد فصلي نوين در سياست خارجي ايران گشود
محمدرضا فرقاني، سفير سابق ايران در تركمنستان و تحليلگر مسائل سياسي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نگاه حكيمانه و عميق رهبر شهيد انقلاب به مقوله مقاومت، اين نگاه را يكي از پايههاي راهبردي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ميداند. او توضيح داد: مقاومت و تشكيل جبهه مقاومت از جمله دستاوردهاي راهبردي و فوقالعاده استراتژيك است كه «امام شهيد» در زمان حيات خود در پهنه سياست خارجي جمهوري اسلامي مطرح كردند و بنا گذاشتند و به عنوان يك الگوي پايدار براي سياست خارجي ايران به يادگار گذاشتند.به گفته محمدرضا فرقاني، جبهه مقاومت نهتنها در اين دوره، بلكه در همه زمانها ميتواند به كار گرفته شود و ظرفيت آن را دارد كه به يك اصل اساسي ديپلماسي در ميان كشورها تبديل شود. او با تاكيد بر جوان و نوپا بودن مقاومت و ديپلماسي مقاومت معتقد است: اين فصل نوين در سياست خارجي، در آينده به يكي از اصول بنيادين ديپلماسي جهاني بدل خواهد شد؛ بهگونهاي كه دولتها و ملتها خواهند آموخت چگونه با تكيه بر مقاومت و تشكيل جبهههاي مقاومت، در برابر هرگونه تجاوز و زورگويي قدرتهاي خارجي بايستند و از حقوق حقه خود دفاع كنند.در ادامه، محمدرضا فرقاني در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبني بر اينكه ماهيت اين مقاومت چيست، توضيح داد: مقاومت و تشكيل جبهه مقاومت سياستي مبتني بر مبارزه با ظلم، بيعدالتي و تجاوز عليه انسانيت و بشريت است. فرقاني نمونه عيني اين وضعيت را در منطقه خاورميانه، ظهور يك بازيگر پوشالي و رژيم ساختگي به نام رژيم صهيونيستي ميداند كه توسط قدرتهاي غربي، بهويژه انگلستان و سپس امريكا و در نهايت كل جبهه غرب در اين منطقه شكل داده شد. به گفته سفير پيشين كشورمان، اين رژيم با اتكا به حمايت بيچونوچرا و همهجانبه نظامهاي امپرياليستي و نژادپرست، بهويژه امريكا، در سرزمين فلسطين ريشه دوانده و با كشتن مردان، زنان، جوانان و حتي كودكان فلسطيني به حيات خود ادامه داده است؛ حيات رژيمي كه پس از دههها، همچنان با «خوي ددمنشي، نسلكشي و آپارتايد» ادامه دارد و امروز در غزه و لبنان به روشني ديده ميشود.
محمدرضا فرقاني يادآور ميشود كه اين رژيم با كشتار بيگناهان، حمله به اماكن كاملا غيرنظامي مانند بيمارستانها، مراكز درماني و آموزشي، ماهيت واقعي خود را نشان داده است. او تاكيد ميكند: جبهه مقاومت فقط در برابر ظلم و بيعدالتي نيست، بلكه در برابر هرگونه زورگويي و تجاوز عليه منافع كشورها نيز معنا پيدا ميكند؛ بر همين اساس، جمهوري اسلامي ايران با استفاده از بيانات امام شهيد، در برابر «امريكاي جهانخوار» و سياستهاي يكجانبه و ظالمانه امريكا و همپيمانانش عليه منافع ملي و تماميت ارضي خود ايستادگي كرده و خواهد كرد.اين تحليلگر مسائل سياسي در ادامه با اشاره به حوادث يكسال گذشته، از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا «فتنه شبهكودتايي» در داخل و سپس جنگ رمضان كه به گفته او به صورت مستقيم از سوي امريكا و رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي ايران تحميل شد، تاكيد دارد كه مقاومت مردم ايران در برابر اين فشارها ناشي از روح الهي است كه امام شهيد در اين ملت دميدند. به باور محمدرضا فرقاني، همين روح مقاومت بود كه به ملت ايران امكان داد شجاعانه در برابر اين تجاوزات بايستد و براي نخستينبار در سطح جهاني، پس از قرنها، «پوزه امريكا و متحد منطقهاياش رژيم اسراييل» را به خاك بمالد. او جبهه مقاومت را «يادگار بسيار پرارزش امام شهيد» ميخواند و تاكيد ميكند: اين جبهه بايد در سرلوحه سياست خارجي و ديپلماسي جمهوري اسلامي قرار داشته باشد.محمدرضا فرقاني در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نگاه ويژه رهبر شهيد انقلاب به شرق و پيوند آن با رويكرد ضد امپرياليستي و ضد استكباري ايشان، ابتدا به تحول معناي «نگاه به شرق» اشاره ميكند. او توضيح ميدهد: در دهههاي گذشته، نگاه به شرق همواره در برابر نگاه به غرب تعريف ميشد و به حضور بلوك شرق در برابر بلوك غرب گره ميخورد؛ اما با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و از ميان رفتن ابرقدرت سنتي شرق، آن تعريف كلاسيك ديگر معنا ندارد و جهان در سه، چهار دهه اخير عملا با يك جهان يكقطبي و يكجانبهگرايي غرب، به رهبري امريكا روبهرو بوده است.
به گفته محمدرضا فرقاني، در اين شرايط، نگاه به شرق بايد «نوين» تفسير شود؛ يعني به عنوان نگاه مقابله با ابرقدرت غرب و مقابله با جهان تكقطبي و يكجانبهگرايي غرب، نه صرفا چرخش جغرافيايي. او ميگويد: امام شهيد با نگاه بسيار عميق و دقيق به صحنه جهاني و نظام بينالملل، اين موضوع را مطرح و بارها در صحبت با مسوولان كشور تاكيد كردند كه براي مقابله با غرب بايد به كشورهاي شرق توجه كرد؛ كشورهايي كه خود مورد استضعاف قرار گرفتهاند، با امپرياليسم غرب درگير هستند و از سياستهاي امپرياليستي امريكا بيزارند.محمدرضا فرقاني اضافه ميكند: اگر نگاه به شرق را بر اين اساس درك كنيم، معناي كاملا درست و مثبتي پيدا ميكند؛ در حالي كه برخي انديشمندان يا سياستمداران، براي تضعيف اين رويكرد، آن را صرفا «گرايش به شرق در برابر گرايش به غرب» مينامند و چنين تعريفي را از اساس نادرست ميداند. او نگاه به شرق را همگرايي و همكاري با كشورهاي شرق جغرافيايي و سياسي براي مقابله با سياستهاي يكجانبه و ظالمانه غرب ميخواند؛ نگاهي كه با ظهور قدرتهاي قابل اعتماد و اتكا مانند چين و روسيه تقويت شده است.به گفته محمدرضا فرقاني، چين امروز يك ابرقدرت اقتصادي است كه در صحنههاي سياسي و نظامي نيز حضور قدرتمندانهاي پيدا كرده و روسيه كنوني، چه نسبت به روسيه تزاري گذشته و چه نسبت به اتحاد جماهير شوروي، ماهيت متفاوتي دارد و به عنوان يك ابرقدرت نظامي، همچنان قدرت برتر خود را حفظ كرده است. اين تحليلگر مسائل سياسي معتقد است: جمهوري اسلامي ايران ميتواند با همكاري اين دو قدرت بزرگ و تشكيل يك مثلث توانمند و همهجانبهنگر متشكل از چين، ايران و روسيه، در برابر يكقطبيسازي قدرت غرب، منافع و سياستهاي خود را پيش ببرد؛ نگاهي كه آن را ترجمان عملي ديدگاه امام شهيد درباره نگاه به شرق ميداند.
محمدرضا فرقاني تاكيد ميكند: نگاه به شرق، اگر جداي از تعريف سنتي و با اين برداشت استراتژيك ديده شود، ميتواند يك راهبرد كاملا عميق و دوربرد براي جمهوري اسلامي ايران باشد تا هم حضور فعال در صحنه بينالمللي را حفظ كند و هم در برابر زورگوييها و سياستهاي يكجانبه ظالمانه غرب به رهبري امريكا بايستد. او معتقد است: اگر جمهوري اسلامي ايران بخواهد هم به حيات خود ادامه دهد و هم در عرصه بينالمللي فعال بماند و به انزوا كشيده نشود، «نقشه راهي جز نگاه به شرق ندارد» و اين ديدگاه بايد مورد توجه جدي مسوولان، سياستمداران و دولتمردان قرار گيرد.در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره «بياعتمادي هوشمندانه» رهبر شهيد انقلاب نسبت به امريكا و ريشههاي اين نگاه، محمدرضا فرقاني توضيح ميدهد: ديدگاه ايشان نسبت به امريكا ناشي از تسلط و اطلاع عميق بر تاريخ است؛ تاريخي كه به گفته او، سراسر مملو از ظلم، ستم و جنايت است و اساس شكلگيري اين دولت را تجاوز و زورگويي تشكيل داده است. او ميگويد: امريكا نهتنها خود عامل ظلم و تجاوز بوده، بلكه همواره از كشورهاي ظالم و رژيمهاي خودساخته و طرفدار خود در نقاط مختلف جهان حمايت كرده و با تكيه بر همين سياستهاي ظالمانه، هژموني جهاني به دست آورده است.محمدرضا فرقاني يادآور ميشود: تنها كساني ميتوانند چنين تصويري را از امريكا به دست آورند كه تاريخ جهان و روابط بينالملل را دقيق و عميق مطالعه كرده باشند؛ از نظر او، امام شهيد و رهبر انقلاب به دليل احاطه بر تاريخ و تجربه عملي سياستهاي امريكا، به اين جمعبندي رسيدهاند كه راهي جز مقاومت در برابر اين هژموني وجود ندارد. او تاكيد ميكند: امام شهيد با اتكا به انديشههاي اسلامي و ديني، مكتب اهلبيت، شناخت تمدن بزرگ ايران و تكيه بر ملت بزرگ و غيور ايران، سياست مقاومت و تشكيل جبهه مقاومت را بنا گذاشتند و امروز، استقبال ميليوني مردم از مراسم تشييع ايشان، نشاندهنده قدرشناسي ملت نسبت به اين نگاه عميق و تبديل آن به دستمايه حركت آينده كشور است.