نگاهي به هندسه سياست خارجي رهبر شهيد انقلاب اسلامي
ميراثي بر پايه سه اصل عزت، حكمت و مصلحت
سيد علي سقاييان
سفير پيشين ايران در ارمنستان
در ميان تأملات و تحليلهاي راهبردي از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، نام امام شهيدمان با مفاهيمي بنيادين چون استكبارستيزي، مقاومت و تكيه بر ظرفيتهاي درونزا گره خورده است. ميراث ايشان در اين عرصه، نه يك دكترين ساده، بلكه منظومهاي از اصول و راهبردهاست كه در واكنش به ماهيت نظام بينالملل و در راستاي حفظ استقلال و عزت ملي كشور دستهبندي شده است.
محور مقاومت؛ هسته مركزي راهبرد
مهمترين مولفه در انديشه رهبري شهيدمان اصل مقاومت و شكلگيري «محور مقاومت» است. اين مفهوم، فراتر از يك راهبرد نظامي يا سياسي، به مثابه يك گفتمان و هويتبخش در برابر نظام سلطه تعريف ميگردد در اين نگاه، مقاومت يك واكنش تاكتيكي نيست، بلكه يك «ضرورت روزمره» در برابر سلطهطلبي قدرتهاي جهاني، به ويژه امريكا، محسوب ميشود كه با ابزارهاي متنوعي از كودتا و جنگ تا تحريمهاي اقتصادي، در پي بازداشتن ايران اسلامي از مسير انقلابي خود بودهاند.
٭ محور مقاومت: اين محور به عنوان بازوي عملياتي ضد اشغالگري در منطقه تعريف ميشود كه شامل حمايت مالي و تسليحاتي از جبهه مقاومت در لبنان، فلسطين و يمن براي ايجاد بازدارندگي در برابر نفوذ امريكا و رژيم صهيونيستي بوده و به عنوان شبكهاي از گروهها و دولتهاي همسو، تجسم عيني اين استراتژي است كه با هدف هماهنگي در «درگيري بزرگ» با اسراييل و مقابله با نفوذ امريكا شكل گرفته است. اين محور، كه ايران آن را حلقهاي طلايي و غيرقابل شكستن ميداند، بر پايه اشتراك منافع در مقابله با دشمن مشترك استوار است.
٭ مفهوم استكبارستيزي: اين يك اصل راهبردي و بنيادين در گفتمان انقلاب اسلامي است كه در قانون اساسي و بيانيههاي مقامات ارشد نظام تثبيت شده و ايدئولوژي رسمي نظام را شكل ميدهد.
٭ نگاه به شرق: اين راهبرد به عنوان يك اولويت عيني و عملياتي مطرح شده است. اين رويكرد در پي جبران شكاف ناشي از تحريمها و خروج امريكا از برجام، با انعقاد پيمانهاي همكاري راهبردي با كشورهايي مانند چين و روسيه دنبال شده است. هر چند اين به معناي وابستگي كامل نيست، بلكه توازن راهبردي براي خنثيسازي تحريمها تلقي ميشود.
با اين حال، واقعيت عملي نشان ميدهد كه اين سه ركن، همواره در تعامل با الزامات داخلي استكبارستيزي و بياعتمادي راهبردي به غرب ريشه در نگاه ساختاري به نظام بينالملل دارد. در اين نگاه، «استكبار» به مثابه يك جريان و نظام سلطهگر تعريف ميشود كه ماهيتا با منافع و استقلال ملتهاي آزادي خواه در تعارض است. بياعتمادي به غرب، به ويژه امريكاي جنايتكار، نه يك رويكرد احساسي، بلكه يك محاسبه عقلاني براساس تجربهاي تاريخي و درك اين ساختار سلطه است. اين رويكرد، هرگونه راهبرد «نگاه به غرب» را كه به معناي پذيرش هژموني يا تعريف منافع ملي در چارچوب خواست قدرتهاي غربي باشد، نفي ميكند. اين موضع، تداوم شعار بنيادين «نه شرقي، نه غربي» در دوران پساجنگ سرد است كه نه به معناي انزوا، بلكه به معناي «نه گفتن به هر نوع سلطه» براساس قانون اساسي تعبير ميشود. در كنار اين اصول، راهبرد «نگاه به شرق» به عنوان يك ابتكار عملي و آيندهنگرانه در منظومه فكري رهبري جاي ميگيرد. اين راهبرد، نه يك تغيير ماهوي در اصول، بلكه يك «ضرورت استراتژيك» براي تامين منافع ملي در شرايطي است كه نظام بينالملل در حال گذار از سلطه يكقطبي به سوي نظمي چندقطبي بوده است نگاه به شرق، مبتني بر اولويتدهي به همسايگان و كشورهايي با اشتراكات تمدني و فرهنگي (همچون چين، روسيه، هند و كشورهاي آسيايي) است، اما به معناي كنار گذاشتن غرب نيست، بلكه به دنبال «استفاده از تمام ظرفيتهاي پخش شده در نظام بينالملل» براي پيشبرد منافع ملي است. در اين نگاه، شرق به عنوان كانون قدرتهاي نوظهور و فرصتهاي اقتصادي و سياسي جديد تعريف ميشود و رويكرد به آن، براساس «منافع ملي» و نه الزاما اشتراكات ايدئولوژيك، شكل ميگيرد.
جمعبندي
ميراث رهبر شهيدمان در سياست خارجي، بر پايه سه اصل حكمت، عزت و مصلحت و بيانيه گام دوم انقلاب تحت عنوان (عزت ملي روابط خارجي. مرزبندي با دشمن) تركيبي بديع از اصول انقلابي (استكبارستيزي، مقاومت) و واقعبيني ژئوپليتيكي (نگاه به شرق) است. اين رويكرد، يك «سياست متوازن و عزتمندانه» را ترسيم ميكند كه در آن، جمهوري اسلامي در مسير تحولات جهاني، بدون وابستگي به قدرتهاي سلطهگر، به دنبال تعريف جايگاه خود در نظم نوين جهاني است. اين ميراث، بر مولفههايي كليدي چون «عدم پذيرش سلطه»، «تكيه بر توانمنديهاي درونزا و محور مقاومت» و «تعامل هوشمندانه با جهان در حال گذار» استوار است.