روايت لحظههای عميق و ماندگار
مجتبي عبداللهي
استاندار البرز
بعضي لحظهها در زندگي، آنقدر عميق و ماندگارند كه هر بار به يادشان ميافتي، انگار دوباره همان فضا را نفس ميكشي. براي من، ديدار با حضرت آيتالله خامنهاي در جريان ارايه گزارش كنگره شهداي استان البرز، يكي از همان لحظههاست؛ ديداري كه تنها يك جلسه كاري نبود، بلكه تجديد عهدي با آرمانهاي شهدا و مسووليتي بود كه امروز بر دوش ما قرار دارد. پيش از ورود به حسينيه، بارها در ذهنم مطالبي را كه بايد ارايه ميكردم، مرور ميكردم. گزارشها آماده بود، برنامهها تدوين شده بود و ماهها تلاش شبانهروزي مجموعه دستاندركاران كنگره در قالب چند صفحه خلاصه شده بود؛ اما در دل، احساس ديگري جريان داشت. احساس ميكردم قرار است از جانب هزاران شهيد استان البرز سخن بگويم؛ از مرداني كه جان خود را براي عزت اين سرزمين تقديم كردند و امروز ما وارث راه آنان هستيم. وقتي وارد جلسه شديم و نگاه نافذ و آرام رهبر معظم انقلاب را ديدم، فضاي ذهنيام تغيير كرد. آنچه بيش از هر چيز در همان لحظات نخست به چشم ميآمد، آرامش عجيبي بود كه از وجود ايشان ساطع ميشد. با وجود مسووليتهاي سنگين و دغدغههاي فراوان كشور، با دقت و حوصله به سخنان حاضران گوش ميدادند؛ گويي هيچ موضوعي براي ايشان مهمتر از شنيدن گزارش خدمتگزاران مردم نبود. نوبت به ارايه گزارش رسيد. از ظرفيتهاي استان البرز گفتم، از تلاشهايي كه براي برگزاري كنگره شهداي استان انجام شده بود، از همراهي خانوادههاي معظم شهدا، ايثارگران، بسيجيان، جوانان، هنرمندان و همه كساني كه با عشق، پاي كار آمده بودند تا ياد شهدا در جامعه زندهتر از هميشه بماند. در تمام دقايقي كه صحبت ميكردم، احساس ميكردم اين جلسه، صرفا ارايه يك گزارش اجرايي نيست. اينجا سخن از فرهنگي بود كه امنيت، عزت و استقلال امروز ايران، مرهون آن است. هر جملهاي كه بر زبان ميآوردم، با اين باور همراه بود كه شهدا فقط متعلق به گذشته نيستند؛ آنان چراغ راه امروز و فرداي اين ملتند. پس از پايان گزارش، بيانات رهبر معظم انقلاب، براي من و همه حاضران، درس بزرگي بود. تاكيد ايشان بر اينكه كنگرههاي شهدا نبايد صرفا به برگزاري چند مراسم محدود شوند، بلكه بايد به جريانسازي فرهنگي و انتقال مفاهيم ايثار و مقاومت به نسل جوان بينجامند، نگاه تازهاي پيش روي ما گشود. آن روز بيش از هميشه فهميدم كه مسووليت ما فقط برگزاري يك رويداد نيست، مسووليت ما زنده نگه داشتن يك فرهنگ است. يكي از زيباترين بخشهاي آن ديدار، توجه ويژه ايشان به نقش خانوادههاي معظم شهدا بود. وقتي از صبر، استقامت و عظمت اين خانوادهها سخن گفتند، ناخودآگاه چهره بسياري از پدران، مادران، همسران و فرزندان شهدا در ذهنم نقش بست؛ انسانهايي كه سالهاست با داغ عزيزانشان زندگي كردهاند، اما همچنان استوار و اميدوار، پرچم عزت اين كشور را برافراشته نگه داشتهاند. پس از پايان جلسه، وقتي از حسينيه خارج ميشدم، احساس ميكردم مسووليت من نسبت به قبل سنگينتر شده است. آن ديدار، تنها يك افتخار شخصي نبود؛ عهدي دوباره بود با شهدا، با مردم و با همه كساني كه چشم اميدشان به خدمت صادقانه مسوولان است. بارها پس از آن روز، در جلسات مختلف و هنگام تصميمگيري درباره مسائل استان، به سخنان رهبر معظم انقلاب فكر كردهام. هر گاه مسير خدمت دشوار ميشود، آن توصيهها در ذهنم زنده ميشود؛ اينكه هر اقدامي بايد با نيت الهي، براي مردم و با نگاه به آينده انجام شود. اين نگاه، به انسان انگيزه ميدهد تا خستگي را فراموش كند و با اميد بيشتري در مسير خدمت گام بردارد. كنگره شهداي البرز براي من، تنها يك برنامه فرهنگي نبود؛ مدرسهاي بود كه بار ديگر به ما يادآوري كرد امنيت، پيشرفت و اقتدار امروز ايران، بر شانههاي مرداني بنا شده كه از جان خود گذشتند تا اين پرچم برافراشته بماند. اگر امروز در جايگاه مسووليت قرار گرفتهايم، وظيفه داريم با صداقت، تلاش، عدالت و مردمداري، امانت آنان را حفظ كنيم. هر بار كه ياد آن ديدار ميافتم، اين جمله در ذهنم پررنگتر ميشود كه راه شهدا، راه خدمت بيمنت به مردم است. اگر بتوانيم حتي گوشهاي از آرمانهاي آنان را در مديريت، رفتار و تصميمهاي خود محقق كنيم، بزرگترين اداي دين را به خون پاك شهيدان انجام دادهايم. اميدوارم خداوند به همه ما توفيق دهد كه در هر مسووليتي، ادامهدهنده راه شهدا باشيم، توصيههاي حكيمانه رهبر معظم انقلاب را سرلوحه عمل خود قرار دهيم و با خدمت خالصانه، رضايت مردم و رضاي الهي را به دست آوريم.