• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6363 -
  • 1405 چهارشنبه 17 تير

«اعتماد» در گفت‌وگو با نوذر شفيعي بررسي كرد

وزن ايران در شطرنج امنيتي غرب آسيا

حديث روشني

 تنش‌ها در جنوب لبنان، تنگه هرمز و مذاكرات هسته‌اي؛ سه پرونده‌اي كه تا چندي پيش هر يك در مسير مستقلي دنبال مي‌شد، حالا به ادعاي برخي ناظران، در حال تبديل شدن به اضلاع يك معادله واحد هستند. در مقطع كنوني و ذيل تحولات اخير، شواهد حاكي از آن است كه اين همگرايي بيش از گذشته آشكار شده است؛ از رايزني‌هاي امنيتي بنيامين نتانياهو براي عقب‌نشيني آزمايشي از بخشي از جنوب لبنان و تلاش امريكا براي مهار جبهه شمالي اسراييل گرفته تا تاكيد تهران بر تعيين‌كننده بودن مواضع ايران در مديريت آبراه استراتژيك هرمز. در همين راستا، رسانه‌هاي اسراييلي از برگزاري نشست‌هاي امنيتي نتانياهو درباره «تكميل توافق با لبنان» و بررسي طرح عقب‌نشيني مرحله‌اي از برخي مناطق جنوب اين كشور خبر داده‌اند. همزمان، كانال‌هاي هماهنگي ميان ارتش اسراييل و ارتش لبنان با ميانجيگري امريكا فعال شده تا امكان استقرار ارتش لبنان در مناطق تخليه‌شده بررسي شود. با اين همه اين تحولات در شرايطي رخ مي‌دهد كه گزارش‌ها از توافق دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو براي ديدار در واشنگتن طي روزهاي آينده حكايت دارد؛ ديداري كه به باور برخي ناظران، علاوه بر پرونده ايران، تحولات لبنان و آينده ترتيبات امنيتي منطقه نيز از محورهاي اصلي آن خواهد بود. در تهران نيز محمدباقر قاليباف در ديدار با محمد فنيش، عضو ارشد حزب‌الله لبنان، تصريح كرده است كه جمهوري اسلامي تا آخرين مرحله مذاكرات بر گنجاندن توقف جنگ عليه جبهه مقاومت در متن تفاهمنامه اصرار داشته و اين موضوع را يكي از خطوط قرمز خود مي‌داند. همزمان، گزارش‌هايي از رايزني‌هاي فشرده تهران و مسقط درباره آينده مديريت تنگه هرمز و ازسوي ديگر، توافق لندن، پاريس و عمان براي تامين امنيت اين آبراه منتشر شده است؛ تحولاتي كه به ادعاي تحليلگران نشان مي‌دهد پرونده‌هاي امنيتي منطقه ديگر به صورت جزيره‌اي مديريت نمي‌شوند. درحالي كه يك پژوهشگر ارشد مركز مطالعات الجزيره از مشورت‌هاي گسترده ايران و عمان درباره آينده مديريت اين آبراه خبر داده و به نقل از يك مقام عماني نوشته است: «اگر در تاريخ روزي براي بهره‌برداري از اين تنگه وجود داشته باشد، آن روز همين امروز است»، بريتانيا و فرانسه نيز از توافق با عمان براي همكاري در تامين امنيت كشتيراني خبر داده‌اند؛ موضعي كه با واكنش تهران و تاكيد بر اينكه «امنيت هرمز با دولت‌هاي ساحلي است» همراه شد. اكنون اما برخي تحليلگران مدعي‌اند مجموع اين تحولات، فرضيه‌اي را تقويت مي‌كند كه انديشكده «چتم‌هاوس» نيز بر آن تاكيد كرده است و آن اينكه تهران، هرمز، لبنان، برنامه هسته‌اي و تضمين‌هاي امنيتي را نه پرونده‌هايي مستقل، بلكه اجزاي يك بسته واحد مي‌داند. از اين منظر، مذاكرات پيش‌رو كه گفته شده طي روزهاي آينده احتمالا از سرگرفته خواهد شد، صرفا بر سر غني‌سازي يا كاهش تحريم‌ها نخواهد بود، بلكه با هدف معماري امنيتي جديدي در غرب آسيا به جريان خواهد افتاد؛ معماري‌اي كه در آن سرنوشت جنوب لبنان، امنيت تنگه هرمز و آينده توافق هسته‌اي بيش از هر زمان ديگري به يكديگر گره خورده‌اند. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي اضلاع معادله مهم مذاكرات جاري ميان تهران و واشنگتن با نوذر شفيعي، عضو هيات علمي و استاد دانشگاه تهران گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد: 

نوذر شفيعي، عضو هيات علمي دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با اصرار ايران بر حل مساله لبنان در تداوم مذاكرات تهران و واشنگتن گفت: به اعتقاد من، اصرار ايران بر گنجاندن موضوع آتش‌بس لبنان در متن تفاهمنامه از اين واقعيت ناشي مي‌شود كه اساسا جنگ لبنان بخشي از جنگ ايران با امريكا و اسراييل بوده است. به عبارت ديگر، لبنان به دليل حمايت از ايران و در كنار ايران وارد جنگ با امريكا و اسراييل شد. بنابراين، اگر قرار است صلحي برقرار شود، لبنان نيز بايد بخشي از اين صلح باشد؛ همان‌گونه كه در جريان جنگ ۳۹ روزه نيز لبنان بخشي از همان جنگ محسوب مي‌شد.  شفيعي در ادامه يادآور شد: بر اين اساس، نگاه ايران به مقوله لبنان، بيانگر يك رويكرد امنيتي به منطقه نيست، بلكه صرفا در چارچوب نگاه به محور مقاومت قابل تحليل است. با اين حال، جداي از موضوع لبنان، ايران نسبت به منطقه خاورميانه به ‌طور كلي و منطقه خليج‌فارس به ‌طور خاص، نگاه امنيتي دارد. ايران همواره خاورميانه و به ‌ويژه خليج‌فارس را به عنوان يك مجموعه امنيتي منطقه‌اي تلقي كرده كه امنيت آن مبتني بر وابستگي متقابل امنيتي ميان كشورهاي منطقه است. به باور اين استاد دانشگاه، به همين دليل، ايران همواره بر اين موضوع تاكيد داشته كه منطقه بايد به گونه‌اي سامان يابد كه ارتباط و مداخله قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي، به ‌ويژه قدرت‌هاي بزرگ، در آن به حداقل برسد. در ادبيات مطالعات امنيتي، از اين مفهوم با عنوان «مجموعه امنيتي منطقه‌اي» ياد مي‌شود؛ بدان معنا كه مجموعه‌اي كه تمامي فعل‌ و انفعالات امنيتي، به‌ ويژه الگوهاي دوستي و دشمني، در درون منطقه و به دور از مداخله قدرت‌هاي خارجي شكل بگيرد.  به گفته اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در شرايط كنوني نيز طرحي در حوزه امنيت منطقه‌اي مطرح است كه عربستان‌سعودي تلاش مي‌كند با مشاركت عربستان، تركيه، پاكستان، ايران و مصر آن را شكل دهد. اگر چنين طرحي به نتيجه برسد، شاهد شكل‌گيري يك مجموعه امنيتي منطقه‌اي خواهيم بود كه در آن نفوذ قدرت‌هاي خارجي به حداقل خواهد رسيد. با اين حال در مجموع، نگاه ايران به موضوع لبنان، نگاهي مستقل از طرح كلان امنيت منطقه‌اي است و بيشتر در چارچوب محور مقاومت تعريف مي‌شود. در مقابل، ايران درباره امنيت منطقه نيز طي سال‌هاي گذشته طرح‌هاي مختلفي ارايه كرده و اكنون نيز ايده‌هاي جايگزين و مكمل ديگري مطرح است كه ازجمله آنها مي‌توان به طرح صلح هرمز اشاره كرد؛ طرحي كه پيش‌تر به عنوان چارچوبي براي امنيت منطقه‌اي خليج‌فارس ارايه شده بود. 
شفيعي در ادامه و در رابطه با گمانه‌زني‌ها پيرامون عقب‌نشيني اسراييل از برخي مناطق در جنوب لبنان به «اعتماد» گفت: در ارتباط با موضوع لبنان، اساسا دو نگاه وجود دارد؛ يك نگاه اسراييل‌محور و يك نگاه ايران‌محور. رويكرد اسراييل بر كاهش يا حتي قطع نفوذ ايران در لبنان متمركز است، در‌حالي كه نگاه ايران بر جلوگيري از هر اقدامي استوار است كه به تقويت جايگاه اسراييل در منطقه منجر شود. در اين ميان، سه دسته از بازيگران مي‌توانند در پيشبرد هر يك از اين دو ديدگاه، يعني ديدگاه ايران يا اسراييل، نقش موثري ايفا كنند، به‌طور مشخص ايالات‌متحده امريكا. اين كشور باتوجه به تعهداتي كه در تفاهمنامه با ايران پذيرفته، بايد نه‌تنها به استقرار آتش‌بس در لبنان كمك كند، بلكه اسراييل را نيز به خروج از خاك لبنان وادار سازد. اگر امريكايي‌ها چنين اقدامي انجام دهند، به ‌طور طبيعي ايران در لبنان دست بالا را پيدا خواهد كرد.  اين استاد دانشگاه در ادامه تصريح كرد: دومين بازيگر، خود لبنان و به ‌طور مشخص دولت اين كشور است. دولت لبنان از دو سو تحت فشار قرار دارد؛ از يك‌سو، نسبت به حمايت ايران از حزب‌الله كه آن را نوعي مداخله در امور داخلي خود تلقي مي‌كند، نگراني دارد و ازسوي ديگر، حضور اسراييل به عنوان دشمني پايدار در مرزهاي لبنان و غيرقابل اتكا بودن تعهدات اين رژيم نيز دغدغه مهم ديگري براي بيروت محسوب مي‌شود. از اين رو، دولت لبنان در پي آن است كه راهكاري بيابد كه هم از ميزان نفوذ ايران بكاهد و هم سايه تهديد اسراييل را كاهش دهد. شايد به همين دليل است كه دولت لبنان تلاش كرده به سمت بازيگران ديگري، ازجمله كشورهاي اروپايي و به‌ويژه فرانسه، گرايش پيدا كند.  شفيعي اما درباره سومين دسته از بازيگران به «اعتماد» گفت: سومين گروه كشورهاي منطقه، به‌ويژه عربستان‌سعودي و تركيه هستند. اين دو كشور ممكن است با گسترش نفوذ ايران در لبنان موافق نباشند، اما در عين حال، نفوذ ايران را بر تهديد ناشي از اسراييل ترجيح مي‌دهند. از اين منظر، اين احتمال وجود دارد كه مساله لبنان به نقطه آغاز مجموعه‌اي از همگرايي‌ها ميان كشورهاي اسلامي و در مقابل، واگرايي با امريكا و اسراييل تبديل شود. در هر حال اسراييل در تلاش است از ابزار نظامي و حضور ميداني خود در لبنان به عنوان يك برگ برنده استفاده كند تا از اين طريق، هر چه بيشتر قدرت حزب‌الله را كاهش داده و در مقابل، نفوذ و اقتدار دولت لبنان را در اين مناطق افزايش دهد. در واقع، اسراييل ميان «تهديد قريب» و «تهديد بعيد» دست به انتخاب زده است. از نگاه اسراييل، دولت لبنان در ذات خود مي‌تواند يك تهديد براي اين رژيم باشد، اما تهديد فوري و بالفعل، حزب‌الله است. 
از همين رو، اسراييل تلاش مي‌كند با همكاري نسبي با آنچه تهديد بعيد تلقي مي‌كند، تهديد فوري و نزديك را محدود سازد. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: به همين دليل نيز موضوع عقب‌نشيني تدريجي و آزمايشي از برخي مناطق را مطرح كرده است. اين عقب‌نشيني، بخشي از مناطق اشغالي را دراختيار ارتش لبنان قرار مي‌دهد تا اسراييل ارزيابي كند كه آيا ارتش لبنان مي‌تواند، حتي برخلاف خواست حزب‌الله، در اين مناطق مستقر شود يا خير. 
در مجموع، به نظر مي‌رسد اسراييل چندان هم از وقوع نوعي جنگ داخلي در لبنان ناخشنود نباشد، زيرا بروز چنين وضعيتي مي‌تواند هم توانمندي دولت لبنان و هم توان حزب‌الله را تضعيف كند و كاهش قدرت اين دو بازيگر، درنهايت به سود اسراييل خواهد بود. شفيعي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با سفر نتانياهو به واشنگتن با محوريت پرونده ايران و لبنان و گمانه‌زني‌ها پيرامون اختلاف ميان دو رهبر در رابطه با پرونده‌هاي مذكور تشريح كرد: به اعتقاد من، جدا كردن امريكا از اسراييل تقريبا غيرممكن است.
 ممكن است اين دو بازيگر در سطح تاكتيكي اختلاف‌نظرهايي با يكديگر داشته باشند، اما در سطح راهبردي در يك مسير حركت مي‌كنند. برهمين اساس، اين احتمال وجود دارد كه امريكا براي دستيابي به يك هدف بزرگ‌تر، يعني حل اختلافات با ايران، بخواهد اسراييل را متقاعد كند كه از يك منفعت كوچك‌تر، يعني موضوع لبنان، صرف‌نظر كند. به گفته اين استاد دانشگاه، شايد پروژه امريكا اين باشد كه اگر ميان تهران و واشنگتن نوعي سازش شكل بگيرد، آثار اين توافق به لبنان نيز تسري پيدا كند. بنابراين، حل‌ و فصل اختلافات ايران و امريكا مي‌تواند زمينه‌ساز كاهش تنش‌ها در پرونده لبنان نيز باشد. همان‌گونه كه اخيرا بنيامين نتانياهو نيز مطرح كرده، امريكا و اسراييل ممكن است در حوزه تاكتيك‌ها اختلاف‌سليقه‌هايي داشته باشند، اما از نظر راهبردي همواره در كنار يكديگر قرار دارند. از اين منظر، ايران بايد موضوع لبنان و رويكرد امريكا نسبت به اين پرونده را در چارچوب همكاري راهبردي ميان امريكا و اسراييل و در عين حال اختلافات تاكتيكي ميان آنها تحليل كند. 
اين تحليلگر مسائل بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در واقع، اين رويكرد با اين هدف دنبال مي‌شود كه امريكا بر اين باور است حل اختلافات با ايران، دستاوردي بزرگ‌تر براي واشنگتن و به‌ويژه براي شخص دونالد ترامپ خواهد بود و در صورت تحقق چنين هدفي، امكان مديريت ساير پرونده‌هاي منطقه‌اي، از‌جمله لبنان نيز فراهم مي‌شود.
شفيعي در ادامه و در رابطه با ارزيابي‌اش از رويكرد اخير عمان پيرامون رژيم حقوقي جديد تنگه هرمز درقبال تدابير تهران به «اعتماد» گفت: يكي از ويژگي‌هاي سياست خارجي عمان طي چند دهه گذشته اين بوده كه اين كشور تلاش كرده خود را به عنوان مركز صلح و ثبات در خليج‌فارس معرفي كند. اين رويكرد را مي‌توان پارادايم اصلي سياست خارجي عمان دانست. با اين حال، اينكه عمان در شرايط و مقاطع مختلف چگونه بتواند چنين نقشي را ايفا كند، موضوع مهمي است.  به گفته شفيعي در برخي مقاطع، قواعد بازي روشن و خطي است و در چنين شرايطي سياست خارجي عمان روشن است، اما گاهي قواعد بازي پيچيده مي‌شود و در اين وضعيت، هماهنگ كردن سياست خارجي با شرايط جديد براي مسقط بسيار دشوار خواهد بود. بنابراين عمان از يك‌سو، همواره خواهان آزادي كشتيراني و تداوم عبور و مرور دريايي در تنگه هرمز برمبناي شرايط پيش از جنگ رمضان بوده است، اما از سوي ديگر، زماني كه تحت فشار قرار مي‌گيرد يا احساس مي‌كند در صورت ورود نكردن به اين موضوع، ممكن است منافع حاصل از تنگه هرمز صرفا نصيب ايران شود، اين احتمال را مي‌پذيرد كه از كشتي‌هاي عبوري از تنگه هرمز عوارض دريافت شود؛ خواه اين عوارض به صورت مستقل ازسوي ايران و عمان اخذ شود و خواه در قالب يك صندوق مشترك يا ساز و كار همكاري مشترك ميان دو كشور. 
اين استاد دانشگاه در ادامه گفت‌وگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: در عين حال، عمان شريك سنتي فرانسه و انگليس نيز محسوب مي‌شود، به همين دليل به نظر مي‌رسد مسقط اكنون با چند چالش همزمان در ارتباط با تنگه هرمز روبه‌رو است. از يك‌سو، روابط بسيار خوبي با ايران دارد و مايل نيست اين روابط دچار تنش شود. ازسوي ديگر، ايران در موضوع تنگه هرمز موضعي اتخاذ كرده كه الزاما با موضع عمان همسو نيست. علاوه بر اين، عمان همكاري‌هاي گسترده‌اي با فرانسه و انگليس دارد و طبيعي است كه ديدگاه اين دو كشور نيز براي مسقط اهميت داشته باشد. در كنار اين موارد، عمان ازسوي كشورهاي عربي منطقه و همچنين ايالات‌متحده امريكا نيز تحت فشار قرار دارد. 
شفيعي در ادامه يادآور شد: اگر بخواهيم جمع‌بندي كنيم، عمان ميان دو مجموعه از فشارهاي قدرتمند قرار گرفته است؛ از يك‌سو ايران و ازسوي ديگر مجموعه‌اي متشكل از فرانسه، انگليس، كشورهاي عربي منطقه و ايالات‌متحده امريكا. اكنون عمان بر سر يك دوراهي قرار دارد و بايد ميان اين تعارض منافع نوعي هماهنگي ايجاد كند، به گونه‌اي كه نه تنش مهمي بار ديگر در خليج‌فارس شكل بگيرد و نه منافع عمان در پروژه مربوط به تنگه هرمز ناديده گرفته شود. با اين حال به نظر مي‌رسد روند تحولات آينده مشخص خواهد كرد كه عمان چه مسيري را انتخاب مي‌كند. 
اين استاد دانشگاه در ادامه تصريح كرد: با اين حال در شرايط فعلي، اصرار ايران بر مواضع خود، عمان را ناگزير به انعطاف در برابر تهران كرده است. با اين حال، اينكه از اين پس مسقط تا چه اندازه تحت فشار فرانسه، انگليس، كشورهاي عربي منطقه يا ايالات‌متحده قرار گيرد يا تا چه حد همچنان به باور سنتي خود مبني بر ضرورت آزادي كشتيراني در تنگه هرمز براساس شرايط پيش از جنگ رمضان پايبند بماند، عواملي هستند كه جهت‌گيري آينده سياست عمان را تعيين خواهند كرد. اين موضوع، درنهايت، نقش مهمي در تعيين تكليف نحوه مديريت تنگه هرمز نيز خواهد داشت. اين استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» در رابطه با ادعاها در‌خصوص تبديل جايگاه امنيتي ايران در منطقه به يك بازيگر اقتصادي گفت: به اعتقاد من، چنين برداشتي با واقعيت‌هاي ژئوپليتيكي منطقه همخواني ندارد. ايران اساسا كشوري با ماهيت نظامي و امنيتي است. برخلاف برخي كشورهاي منطقه، ازجمله امارات متحده عربي كه عمدتا يك كشور اقتصادي و تجاري محسوب مي‌شود، جايگاه و نقش ايران در منطقه بيش از هر چيز بر مولفه‌هاي امنيتي استوار است. به گفته شفيعي، از اين رو، تنها در صورتي مي‌توان تصور كرد كه ايران از يك بازيگر امنيتي به يك بازيگر اقتصادي در تنگه هرمز تبديل شود كه چالش‌هاي امنيتي در خليج‌فارس و حتي در كل منطقه خاورميانه به‌ طور كامل از ميان رفته باشد، در غير اين صورت تا زماني كه اين چالش‌ها پابرجا هستند، ايران همچنان بخشي از معادلات امنيتي منطقه خاورميانه و خليج‌فارس خواهد بود. بر همين اساس، رويكرد نظامي و امنيتي ايران نسبت به منطقه نيز ادامه خواهد يافت. به عبارت ديگر، تا آينده‌اي غيرقابل پيش‌بيني، ايران همچنان يك بازيگر امنيتي باقي خواهد ماند و بعيد است بتوان از تبديل آن به يك بازيگر صرفا اقتصادي در تنگه هرمز سخن گفت.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون