فاطمه راكعي: ايشان به عنوان رهبر نظام، عليرغم همه تفاوتهاي سياسي مدافع كرامت اشخاص بودند
گروه سياسي
مراسم تشييع پيكر آيتالله سيد علي خامنهاي، رهبر شهيد انقلاب اسلامي، با حضور ميليوني آحاد مردم در تهران، قم و ساير شهرهاي كشور، به يكي از مهمترين رويدادهاي سياسي و اجتماعي دهههاي اخير ايران تبديل شد. اين حضور گسترده مردمي كه يادآور مقاطع سرنوشتساز تاريخ معاصر است، فراتر از يك آيين سوگواري، نمادي از ابعاد اجتماعي قدرتملي و نشاندهنده جايگاه محوري نهاد رهبري در ساختار كلان نظام سياسي كشور ارزيابي ميشود. با پايان يافتن دوران بيش از سه دههاي رهبري ايشان كه با مديريت بحرانهاي متعدد داخلي، منطقهاي و بينالمللي همراه بود، اكنون تحليلگران و نخبگان سياسي توجه خود را معطوف به ميراث فكري، فقهي و راهبردي بهجا مانده از اين دوره كردهاند، ميراثي كه در قالب دكترينهاي كليدي همچون «عمق راهبردي منطقهاي»، «اقتصاد درونزا» و «ايستادگي در برابر نظم بينالمللي موجود» قوام يافته و به عنوان چارچوبي تأثيرگذار پيش روي تصميمسازان و نسلهاي آينده قرار دارد. «اعتماد» در اين گزارش از دل گفتوگو با علي باقري و فاطمه راكعي 2تن از فعالان سياسي اصلاحطلب به تحليل ابعاد اين تشييع تاريخي و واكاوي مولفههاي ماندگار اين ميراث براي آينده سياسي ايران پرداخته است.
علي باقري: تشييع رهبر شهيد جلوه همگرايي ملي و وحدت نگاههاي متكثر بود
علي باقري، فعال سياسي اصلاحطلب، با اشاره به برگزاري مراسم تشييع آيتالله سيدعلي خامنهاي در تهران و قم، اين آيين را «تشييعي تاريخي و كمنظير» توصيف كرده و ميگويد: « عظمت اين مراسم، حاصل دلبستگي يك جريان سياسي يا مذهبي خاص نبود، بلكه برآمده از وحدت و انسجام ملي و همافزايي نگاههاي متكثر در جامعه ايران بود؛ ظرفيتي كه به گفته او، ميتواند در ادامه مسير توسعه و آباداني كشور نيز مبناي همگرايي قرار گيرد.»
باقري در گفتوگو با «اعتماد» درباره مراسم تشييع آيتالله سيدعلي خامنهاي و ميراث رهبري شهيد براي نسلهاي ايراني، اظهار ميكند: «بحمدالله طي اين دو روز، آن چيزي كه در تهران و قم شاهدش بوديم، يك تشييع تاريخي و كمنظير بوده و ديگر نيازي به توصيف ندارد؛ چرا كه همه، اعم از دوستان و دشمنان كشور، به اين موضوع اقرار داشتند. قاعدتا چنين رخدادي در هيچ كجا، از جمله در ايران، نميتواند شكل بگيرد مگر بر مبناي يك وحدت و انسجام ملي. مطمئنا اين تشييع با اين عظمت نميتوانست حاصل علاقه و دلبستگي يك جريان سياسي، حتي مذهبي يا يك گرايش خاص در جامعه بزرگ ايراني باشد.»
اين فعال سياسي اصلاحطلب ادامه ميدهد: «اين تشييع تاريخي، در واقع حاصل تلاقي و همافزايي نگاههاي متكثر و متفاوتي بود كه در جامعه امروز ايران وجود دارد و اين نگاهها حول يك امر ملي در كنار هم قرار گرفتهاند. به اين مفهوم كه اين جماعت متكثري كه رهبري را تشييع كردند، در اين نقطه وحدت نظر داشتند و همگرا بودند كه رهبر شهيد ايران، بنيانگذار و معمار اقتدار و عظمت ملي در كشور ما بود.»
باقري با اشاره به موضوع اقتدار ملي گفت: «اقتدار ملي و قدرت ملي، همان ظرفيتي بود كه در مقابل ابرقدرت مطلق فعلي جهان، در يك جنگ نابرابر توانست كشور را سر پا نگه دارد و از حدود و ثغور و استقلال خود دفاع كند. اين نقطه اتصال، همان عاملي بود كه اين تشييع بزرگ را تدارك ديد و ممكن كرد.»
اين فعال سياسي اصلاحطلب با تأكيد بر تداوم اين رويكرد در آينده اظهار كرد: «در آينده نيز براي پيمودن مسيري كه كشور براي توسعه و آباداني خود در پيش دارد، همين رمز اهميت دارد؛ يعني همين امر ملي كه اين عظمت را در اين تشييع و پيش از آن در مقاومت ملي در خلال جنگ ۳۹ روزه و ۱۲ روزه به نمايش گذاشت.همين امر ملي، مبناي همگرايي همه ظرفيتهاي موجود در كشور براي پيمودن اين راه سخت در آينده است.» باقري در پايان تأكيد كرد: «همه ما بايد توجه داشته باشيم و تلاش كنيم اين محور وحدت حفظ شود.»
اظهارات اين فعال سياسي اصلاحطلب در حالي مطرح ميشود كه مراسم تشييع آيتالله سيد علي خامنهاي در روزهاي گذشته در تهران و قم با حضور گسترده مردم برگزار شد و از سوي برخي ناظران، به عنوان يكي از پرجمعيتترين آيينهاي تشييع در سالهاي اخير توصيف شده است. در اين ميان، باقري در ارزيابي خود، مهمترين پيام اين حضور را نه صرفا در ابعاد جمعيتي، بلكه در نمايش همگرايي لايههاي متنوع جامعه حول يك «امر ملي» دانست؛ مفهومي كه به گفته او، ميتواند در شرايط پيشروي كشور نيز به عنوان محور وحدت و انسجام مورد توجه قرار گيرد.
روايت فاطمه راكعي از سيره رهبري در مواجهه با منتقدان
فاطمه راكعي، از چهرههاي اصلاحطلب حوزه فرهنگ و سياست، با تأكيد بر اينكه تشييع ميليوني پيكر رهبر انقلاب نشاندهنده اراده ملي براي همبستگي است، به بيان خاطراتي از نوع مواجهه آيتالله خامنهاي با نمايندگان مجلس ششم و پيگيري وضعيت چهرههاي فرهنگي پرداخت و تصريح كرد كه مشي ايشان در تفكيك ديدگاههاي سياسي از كرامت انساني و جايگاه هنري افراد، ميراثي قابل تأمل براي آينده است. راكعي، در گفتوگو با «اعتماد» به تبيين جايگاه و ميراث رهبر شهيد انقلاب پرداخته و با اشاره به حضور پرشور مردم در مراسم تشييع، اين رويداد را نمادي از عزم ملي براي اتحاد توصيف ميكند. او با بيان اينكه رهبري در دوران حيات خود منشأ تحولات و خدمات بسياري بودند، تصريح ميكند كه نوع مواجهه ايشان با مسائل سياسي و اجتماعي، الگويي است كه ميتواند مسير پيش روي كشور را روشن سازد.
راكعي در بخشي از اين گفتوگو، با بازخواني خاطرهاي از دوران مجلس ششم، به چالشهاي مربوط به بررسي صلاحيتها اشاره كرده و ميگويد: «در جريان انتخابات مجلس هفتم، زماني كه شوراي نگهبان فرآيند بررسي صلاحيتهاي نمايندگان مجلس ششم را آغاز كرد، وضعيت بررسي صلاحيت من به شكلي غيرمنتظره طولاني شد. در آن ايام، بسياري از همكارانم در مجلس با شوخي و كنايه وضعيت مرا مورد پرسش قرار ميدادند، اما نگراني اصلي من اين بود كه با توجه به مواضع تند و صريحي كه در نقد عملكرد شوراي نگهبان و به ويژه نظارت استصوابي داشتم، آيا قضاوتي منصفانه در خصوص من صورت خواهد گرفت يا سرنوشتي مشابه ساير رد صلاحيتشدگان در انتظار من خواهد بود؟
او ميافزايد: « نكته قابل توجه در آن مقطع زماني، تغيير رفتار برخي از نمايندگان اصولگراي مجلس نسبت به من بود. افرادي كه پيش از آن، حتي از پاسخ دادن به سلام نمايندگان اصلاحطلب امتناع ميكردند، ناگهان در برخورد با من رويكردي بسيار محترمانه و متفاوت در پيش گرفتند. اين رفتارها تا حدي بود كه حتي با پرسش و تعجب من مواجه شد. در يكي از اين روزها، يكي از نمايندگان تندرو كه به ديدگاههاي سختگيرانهاش شناخته ميشد، در پاسخ به پرسش من درباره علت اين تغيير رفتار، روايتي از جلسه مشترك با رهبر انقلاب را بازگو كرد. نماينده ياد شده مجلس به من گفت كه در جلسهاي با رهبري براي نهايي كردن ليستهاي انتخاباتي، زماني كه نام من در ليست افراد رد صلاحيت شده مطرح شد، ايشان با تأكيد پرسيدند: «آيا فاطمه راكعي را رد صلاحيت كردهايد؟» وقتي حاضران پاسخ مثبت دادند و عضويت من در جبهه مشاركت را دليل اين رد صلاحيت عنوان كردند، رهبري با نگاهي انتقادي به اين تصميم، فرمودند: «اگر راكعي به دليل عضويت در جبهه مشاركت ردصلاحيت شده، بيدليل رد صلاحيت كردهايد.»
اين چهره فرهنگي با تحليل اين رويكرد، اظهار داشت: اين نوع پشتيبانيها و بزرگمنشيها، نشان ميداد كه ايشان ديدگاههاي سياسي را از جايگاه افراد در حوزههاي تخصصي، از جمله شعر و هنر، تفكيك ميكردند. ايشان خادمان و شاعران انقلاب را فراموش نميكردند و همواره براي نقش آنان در پيشبرد اهداف انقلاب و آرمانهاي امام خميني (ره) احترام قائل بودند. براي من اين امر بسيار ارزشمند بود كه عليرغم اختلافات سياسي، ايشان به عنوان رهبر نظام، مدافع جايگاه هنري و كرامت اشخاص بودند.» راكعي در بخش ديگري از اين گفتوگو، به ماجراي دستگيري صديقه وسمقي، از ديگر چهرههاي حوزه شعر و انديشه اشاره كرده و ميگويد: « زماني كه خبر بازداشت خانم وسمقي آن هم در شرايط بيماري و به دليل مواضع سياسيشان منتشر شد، فضاي نگرانكنندهاي ميان جامعه سياسي و فرهنگي ايجاد شد. ما در حال رايزني بوديم تا نامهاي تنظيم كنيم و به محضر مقامات مسوول بفرستيم. هدف ما اين بود كه يادآوري كنيم چنين رفتاري با يكي از انديشمندان و شاعران انقلاب كه همواره مورد عنايت ايشان بود، شايسته نيست.خانم وسمقي حتي در دوران فعاليتهاي خود، گاهي نقدهاي بسيار تندتري نسبت به ما مطرح ميكردند، اما رهبري هيچگاه اين رويكردهاي سياسي را با جايگاه علمي و هنري ايشان مخلوط نميكردند. بر اساس اخباري كه مدتي بعد از طريق آقاي افشين علا دريافت كرديم، مشخص شد كه رهبر انقلاب بلافاصله پس از اطلاع از بازداشت خانم وسمقي در شرايط بيماري، دستور مستقيم و فوري براي آزادي ايشان صادر كرده بودند.»
اين فعال سياسي اصلاحطلب در پايان تأكيد ميكند: «اين خاطرات بيانگر سيره عملي رهبري در تفكيك قائل شدن ميان نقد سياسي و كرامت انساني است. در شرايطي كه كشور نيازمند انسجام و وحدت است، نگاه به اين سبك از مديريت و رواداري در مواجهه با چهرههاي فرهنگي و سياسي، درسي است كه ميتواند براي آينده كشور، راهگشا و الگوي عمل مسوولان قرار گيرد. ميراث ايشان تنها در حوزه سياسي تعريف نميشود، بلكه نوع نگاه ايشان به فرهنگ و اهالي هنر، بخش مهمي از سرمايه اجتماعي كشور است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.»