روزبه دلاور
پرسپوليس در روزهاي پس از جدايي اوسمار ويرا در يكي از حساسترين مقاطع نقل و انتقالاتي خود قرار گرفته است. تغييرات روي نيمكت و حضور مهدي تارتار كه خيلي هم مورد استقبال هواداران اين تيم قرار نگرفته است و همزمان اعلام ليست خروجيها و تلاش باشگاه براي جذب مهرههاي كليدي جديد فضاي اطراف سرخ پوشان را پر سر و صدا كرده است. براي بررسي دقيقتر اين وضعيت و تحليل تغييرات ساختاري در پرافتخارترين تيم ليگ به سراغ فرزاد آشوبي پيشكسوت پرسپوليس و كارشناس فوتبال رفتيم. در اين گفتوگو آشوبي ضمن واكاوي از حضور تارتار به ارزيابي كيفيت خريدهاي احتمالي و تأثير آن بر ثبات تيم در فصل پيش رو پرداخته است. آيا مسير پرسپوليس در فصل جديد به قهرماني ختم ميشود؟ بهتر است ماحصل اين گپ و گفت را بخوانيد و بعد قضاوت كنيد.
كوتاه از عملكرد اوسمار در پرسپوليس بگوييد.
دوره دومي كه اوسمار تيم را تحويل گرفت خيلي متفاوت با دوره اول بود و همهچيز در شرايط ايدهآل خودش نبود . مسكن حضور فقط براي چند بازي عمل كرد و بعدش باز هم روزهاي نه چندان خوب از راه رسيد و در اين شرايط هم طبيعي است كه مربي بيشترين حجم انتقاد گريبانش را بگيرد و در نهايت هم ممكن است شغلش را از دست دهد.
به نظر شما بهتر نبود بازهم اين برزيلي به كارش ادامه دهد يا با پرسپوليس به بن بست رسيده بود؟
به اين سوال، جواب دادن سخت است و اين موضوع به فلسفه و ايدهاي برميگردد كه باشگاه دنبال ميكند و احتمالا به اين نتيجه رسيدند كه ادامه حضور او نميتواند ايدهآل باشد براي اين تيم؛ ضمن اينكه فكر ميكنم مبحث شرايط مالي هم با توجه به شرايط حاكم بر كشور روي اين تصميمي كه گرفته شد تاثيرگذار بود.
اوسمار رفت و تارتار آمد، درباره حضور اين مربي وطني در پرسپوليس چه نظري داريد؟
خب ميتواند اتفاق خوبي قلمداد شود چون پرسپوليس مربي را جذب كرده كه ساليان زيادي است در ليگ مربيگري كرده به خصوص در دو، سه فصل اخير به لحاظ مدل بازي و جايگاه تيمهايش در جدول شكل بهتري پيدا كرده است اما اگر بخواهيم به لحاظ فلسفه و نگرش نگاه كنيم به نظرم كل فوتبالمان فاقد آن فلسفه و نگاه مشخص در نقشه راه براي بلندمدت است. در مجموع ميتواند انتخاب خوبي باشد، با در نظر گرفتن تمامي پارامترها از جمله شرايط مالي ميتواند انتخاب خوبي باشد.
اگر مسائل مالي نبود به نظر شما بهتر نبود پرسپوليس سراغ يك مربي بزرگخارجي ميرفت؟
من صرفا مسائل مالي را در نظر نميگيرم. همانطور كه گفتم پارامترهاي مختلفي است از جمله مالي. حالا تصميم گرفته شده كه بعد از مدتها به يك مربي ايراني كه از بدنه باشگاه هم هست اعتماد كنند.
اين انتخاب به نوعي بازگشت به عقب نيست؟ (بحثي كه هواداران پرسپوليس در فضاي مجازي مطرح ميكنند)
زمان مشخص ميكند. اين چيزي نيست كه بتوانيم خيلي راحت قضاوت كنيم. ممكن است تمام تصورات تغيير كند و از بس نتايج و عملكرد خوب باشد كه در آينده سوال ديگري را شما مطرح كنيد.
قبول داريد كه ميگويند تفكرات تاتار تدافعي است و اينكه در پرسپوليس بازي تدافعي نتيجه ميدهد؟
بيشتر جنبه تدافعي دارد. البته داريم راجع به مربي صحبت ميكنيم كه تجارب بزرگي دارد. قطعا با داشتههاي بيشتر به لحاظ بازيكن احتمالا در نگرش و فلسفه ايشان هم شاهد تغييراتي باشيم. شرايط تعيين ميكند كه به چه روشي عمل كنيد وقتي ابزار كافي در اختيار نباشد ارايه يك بازي هجومي ميتواند مرگبار باشد! اما در پرسپوليس با توجه به سطح كيفي بالاي بازيكنان احتمالا آقاي تارتار با در نظر گرفتن اين موضوع و خواستههاي باشگاه و هواداران، در فلسفه و نگرش او تغييراتي به وجود ميآيد. در پرسپوليس هم بازي تدافعي ميتواند جواب دهد اما مشروط به اينكه با نتايج خوب باشد كه غير از اين كار سخت خواهد شد.
شناختي از دستيارهاي تارتار كه از گلگهر به پرسپوليس آورده، داريد؟
آقاي فاضلي كه سالهاست كار ميكند، در تيمهاي مختلف گاها به عنوان سرمربي و به عنوان كمك مربي هم با مربيان زيادي كار كرده و تجارب فرواني دارد و عليرضا محمد هم چند سالي است كه كار ميكند و كنار آقاي تارتار كار كرده است. در بحث دستيارها كاملا سرمربي بايد آزادي عمل داشته باشد تا آنچه كه فكر ميكند به صلاحش است انجام شود. تا با آرامش و آزادي بيشتري كار كند. حالا اگر نيازي بود يا نقطه ابهامي براي تقويت و اصلاح ميتواند از نفرات ديگر، چه خارجي و چه ايراني به كادرش اضافه كند تا شكل بهتري پيدا كند.
درباره بازيكناني كه تا اين لحظه به پرسپوليس پيوستند نظر خود را بگوييد.
نفراتي هستند كه سالهاي سال است در ليگ برتر كار ميكنند و كيفيت خود را در تيمهايي كه بودند نشان دادند اما بازي در پرسپوليس فضاي متفاوتي است و نظارت بزرگتري وجود دارد و خيلي مهم است كه بتوانند به سرعت خود را با انتظارات و نگاههاي سختتر هماهنگكنند.
و جدايي بازيكناني مثل عاليشاه و پورعليگنجي چطور؟
همه اين عزيزان بازيكنان بزرگي هستند و سالها براي پرسپوليس زحمت كشيدند و جاي شك و شبههاي بر ميزان تلاش و كيفيتي كه با خودشان به پرسپوليس آوردند وجود ندارد اما در نهايت خواسته و هدف سرمربي است كه تعيين ميكند كه مسير به چه شكلي پيش برود. در اين بخش هم موافق اين هستم كه سرمربي با آزادي كامل تصميم بگيرد البته با در نظر گرفتن همه جوانب كه برميگردد به انديشه سرمربي جديد پرسپوليس.