تأملي در معنا و مفهوم آزادگي
پاسداري از راستي در كلام
شكوفه راستگو جهرمي
در روزگاري كه سرعت انتشار روايتها از سرعت بررسي آنها پيشي گرفته است، شايد يكي از مهمترين جلوههاي آزادگي، نه در فرياد زدن باورهاي خود، بلكه در مراقبت از حقيقتِ سخني باشد كه بر زبان ميآوريم يا بازنشر ميكنيم. در چنين فضايي، وفاداري به راستي، پيش از آنكه موضعي سياسي يا اجتماعي باشد، نوعي منش اخلاقي و انضباط شناختي است.
جملهاي كه در نقلهاي مشهور واقعه عاشورا به امامحسين (ع) منسوب است، ميگويد: «اگر دين نداريد، دستكم آزاده باشيد.» اين سخن را ميتوان امروز از منظري ديگر نيز فهميد: آزادگي تنها در ايستادگي در برابر ظلم معنا نمييابد؛ گاه در مقاومت در برابر وسوسه تحريف واقعيت، شتاب در داوري و بازگويي سخني كه از درستي آن مطمئن نيستيم نيز جلوه ميكند.
شايد دستيابي به حقيقتِ كامل، براي انسان همواره ممكن نباشد. آنچه بيش از هر زمان به آن نياز داريم، نه ادعاي تملك حقيقت، بلكه مراقبت از آن است؛ مراقبت از دقت و صحت آنچه ميگوييم، مينويسيم و بازنشر ميدهيم. آزادگي، در اين معنا، با فروتني معرفتي آغاز ميشود؛ با پذيرش اين واقعيت كه ممكن است دانستههاي ما ناقص يا حتي نادرست باشند.
يكي از مهارتهاي بنيادين براي چنين آزادگياي، توانايي تفكيك «مشاهده» از «ارزيابي» است. ما اغلب آنچه را ميبينيم، بيدرنگ با تفسيرها، داوريها و پيشفرضهاي خود درميآميزيم و سپس همان تفسير را به جاي واقعيت بازگو ميكنيم، از همين رو، اين سخن منسوب به كريشنامورتي همچنان تأملبرانگيز است كه «مشاهده بدون ارزيابي، از والاترين جلوههاي هوش انساني است.» فارغ از موافقت يا مخالفت با ديدگاه او، اين نكته يادآور ميشود كه فاصله گذاشتن ميان واقعيت و برداشت شخصي، شرط گفتوگوي سالم و داوري منصفانه است.
دانيل كانمن، روانشناس و برنده جايزه نوبل اقتصاد، در كتاب تفكر، سريع و كند نشان ميدهد كه ذهن انسان بيش از آنكه همواره در جستوجوي حقيقت باشد، به دنبال ساختن روايتي منسجم از اطلاعات موجود است. از همين رو، هنگامي كه خبري با باورهاي پيشين ما سازگار باشد، معمولا آن را آسانتر ميپذيريم و كمتر در پي آزمودن درستي آن برميآييم. اين گرايش كه در روانشناسي شناختي با عنوان «سوگيري تاييدي» شناخته ميشود، يادآور آن است كه آزادگي تنها يك فضيلت اخلاقي نيست، بلكه نوعي انضباط ذهني براي مقاومت در برابر داوريهاي شتابزده و روايتهاي خوشايند است.
ممكن است با عقيده، رفتار يا عملكرد فرد يا جرياني مخالف باشيم و بخواهيم آن را نقد كنيم. نقد، شرط بالندگي جامعه است؛ اما نقد زماني ارزشمند است كه بر واقعيتهاي قابلاتكا استوار باشد نه بر شايعه، بزرگنمايي يا نسبت دادن سخني كه از درستي آن اطمينان نداريم. حقيقت در عرصه عمومي، بيش از آنكه به معناي تفسير شخصي باشد، به معناي واقعيتي است كه بتوان آن را بررسي، نقد و بازبيني كرد.
قرآن كريم نيز بر همين معيار تاكيد ميكند. در آيه ۱۳۵ سوره نساء ميخوانيم: «يا أيُّها الذِين آمنُوا كُونُوا قوامِين بِالْقِسْطِ شُهداء لِلهِ ولوْ علي أنفُسِكُمْ أوِ الْوالِديْنِ والْأقْربِين»
اي اهل ايمان، نگهدار عدالت باشيد و براي خدا گواهي دهيد هر چند بر ضرر خود يا پدر و مادر و خويشانتان باشد.
اين آيات نشان ميدهند كه عدالت، تنها در داوري يا رفتار خلاصه نميشود، بلكه گفتار نيز بايد از معيار عدالت پيروي كند. وابستگيهاي عاطفي، منافع شخصي يا تعلقات گروهي، نبايد معيار نقل واقعيت شوند.
وفاداري به راستي، گاهي در سادهترين جملهها آشكار ميشود: اينكه اگر نميدانيم، با آرامش بگوييم «نميدانم»؛ اگر اطمينان نداريم، سخني را به عنوان واقعيت نقل نكنيم و اگر بعدها دريافتيم كه خطا كردهايم، شجاعت اصلاح و بازنگري داشته باشيم. چنين رفتاري فقط خدمتي به ديگران نيست، بلكه نوعي مراقبت از سلامت ذهن خود ما نيز هست. ذهني كه پيوسته ميان واقعيت، گمان و تفسير تمايز ميگذارد، به تدريج قدرت تشخيص خود را حفظ ميكند؛ اما ذهني كه به بازگويي بيتأمل روايتها عادت كند، آرامآرام توان داوري مستقل را از دست ميدهد.
شايد بتوان اين نگرش را با تمريني ساده آغاز كرد: «چهل روز صداقت در نقل». براي چهل روز، هيچ خبري، نقل قولي يا ادعايي را كه از درستي آن اطمينان نداريم، بازگو نكنيم؛ حتي اگر با باورهاي ما سازگار باشد يا احساساتمان آن را تاييد كند. اين تمرين، بيش از آنكه صرفا توصيهاي اخلاقي باشد، تمريني براي پرورش انضباط ذهن، فروتني معرفتي و مسووليتپذيري در عرصه عمومي است.
اگر آزادگي را صرفا در مقاومت در برابر فشارهاي بيروني خلاصه كنيم، تنها بخشي از معناي آن را ديدهايم.
آزادگي، پيش از هر چيز، توان مقاومت در برابر تمايل دروني ما به تحريف واقعيت به سود خود يا گروه خويش است. شايد در عصر انفجار اطلاعات، يكي از اصيلترين صورتهاي آزادگي همين باشد: پاسداري از راستي، حتي آنگاه كه حقيقت با خواستهها، هيجانها يا تعلقات ما همسو نيست.