براي كاپيتان محجوب پرسپوليس
خداحافظ آقاي باشخصيت
در فوتبال مدرن كه وفاداري اغلب در ميان هياهوي نقل و انتقالات و جنجالها و حواشي گم ميشود خداحافظي اميد عاليشاه از پرسپوليس يادآور فصلي از اخلاق و وقار بود، فصلي كه بدون هياهو و بيسر و صدا و با توافقي دوجانبه به پايان رسيد. ۳۴ سال سن براي بازيكني كه بيش از يك دهه در تلاطمهاي سرخ پايتخت دوام آورده زماني براي تأمل و بازنگري است. 13 سال؛ اين عددي است كه در فوتبال امروز به يك افسانه شبيه است. 13 سال دويدن در ورزشگاه آزادي و تحمل فشارهاي رواني بيامان هواداران و عبور از بحرانهاي مالي و مديريتي تنها از عهده كسي برميآيد كه معناي واقعي تعصب را نه در شعار بلكه در سكوت پس از تمرين در عرق ريختنهاي بيمنت و در پيراهني كه برايش فراتر از يك لباس بود، درك كرده باشد. اميد در اين سالهاي طولاني ۱۲ جام رنگارنگ را در ويترين افتخارات خود و باشگاه جاي داد. از ۵ قهرماني ليگ برتر كه نماد استمرار در قهرماني بود تا جامهايي كه هر كدام سندي بر سلطه او و تيمش بر فوتبال ايران است. اما فراتر از اعداد آنچه نام عاليشاه را در تاريخ پرسپوليس جاودانه ميكند، شخصيت اوست. او در عصري كه فضاي مجازي و كريخوانيهاي سمي فوتبال را به ميدان جنگ تبديل كرده مسير ديگري را برگزيد. اميد بيحاشيه بود. او هرگز با تخريب رقيب براي خود محبوبيت نساخت. همين اخلاقمداري باعث شد تا حتي هواداران تيم رقيب
-استقلال- كه هميشه در دو سوي ميدان نبرد بودند براي او احترام قائل شوند. او هيچگاه حرمت مستطيل سبز را براي جلبتوجه هواداران خودي به بازي نگرفت و شايد همين بزرگمنشي او را از دايره بازيكنان معمولي كه خيلي زود فراموش ميشوند جدا كرد، اما تاريخنگاري حضور او در پرسپوليس بدون يادآوري دربيها كامل نيست. آماري شگفتانگيز كه شايد تنها هواداران دو آتشه به عمق آن واقف باشند: اميد هرگز دربي را نباخت. اين طلسمشكني و استمرار در شكستناپذيري در بزرگترين بازي ايران بخش درخشان كارنامه اوست. علاوه بر آن حضور در دو فينال ليگ قهرمانان آسيا سقف آرزوهايي بود كه او با پرسپوليس به آن دست يافت. تجربههايي كه اگرچه با قهرماني قارهاي تكميل نشد اما او را در قامت يك كاپيتان بينالمللي باتجربه به نمايش گذاشت. حالا اين جدايي توافقي تلخ است. عاليشاه از تيمي ميرود كه بخشي از هويت حرفهاي اوست. او رفت بدون آنكه پلهاي پشت سرش را خراب كند، بدون آنكه عليه مديريت يا كادرفني مصاحبه كند. او نشان داد كه يك اسطوره در فوتبال ايران الزاما كسي نيست كه بيشترين هياهو را دارد، بلكه كسي است كه بيشترين اعتبار را براي پيراهن خود به ارمغان ميآورد. اميد عاليشاه حالا در فصل جديد زندگي فوتبالياش ميراثي از آرامش و احترام را از خود به جا گذاشته است؛ ميراثي كه در ذهن هواداران پرسپوليس نه به عنوان يك خروج تلخ بلكه به عنوان پايان يك عصر نجيب ثبت خواهد شد. براي كاپيتان اين نه پايان كه گذار از يك دوران طلايي به فصلي تازه است؛ جايي كه اعتبار و شرافت همچنان همگام مسير او باقي خواهند ماند.