نگاهي به كتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا»
ناظم نظمي نوين از چين تا خاورميانه
طاهره مهري
بر اساس كتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا» اين امپراتور دموكرات با فتحي خونبار اما هدفمند، نظمي جديد بنا نهاد كه يكي از گستردهترين شبكههاي تجاري تاريخ را پديد آورد و چين را به خاورميانه پيوند زد. كتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا» تاليف جك ودرفورد با ترجمه مهرشيد متولي از سوي انتشارات روزنه به بازار كتاب آمد. چنگيز خان (با نام تولد تموجين؛ پيرامون ۱۱۶۲ –۲۵اوت۱۲۲۷) بنيانگذار و نخستين خان امپراتوري مغول بود كه از ۱۲۰۶ تا هنگام مرگش در ۱۲۲۷ حكومت كرد؛ امپراتوري مغول بعدها به بزرگترين امپراتوري به هم پيوسته جهان در تاريخ تبديل شد. چنگيزخان به عنوان بنيانگذار امپراتوري عظيم مغول؛ بهطور گسترده به عنوان يكي از بزرگترين فاتحان و رهبران نظامي درسرتاسر تاريخ قلمداد ميشود. او كه بخش اعظم عمر خود را به متحدسازي قبايل مغول گذرانده بود، پس از آن مجموعهاي از لشكركشيهايي را به راه انداخت و بر بخشهاي وسيعي از شرق، مركز و غرب قاره آسيا چيرگي يافت.
كتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا» تاليف جك ودرفورد در چهار فصل به روايت امپراتوري چنگيز خان و فراز و فرودي كه او پشت سر گذاشت، ميپردازد.
جك مكآيور ودرفورد، استاد سابق مردمشناسي ديويت والاس در كالج مكالستر در مينهسوتا است. او بيشتر به خاطر كتابش در سال 2004 با عنوان چنگيزخان و ساختن دنياي مدرن شناخته شده است. در سال 2006، نشان ستاره قطبي و نشان چنگيزخان، دو افتخار ملي مغولستان، به او اعطا شد.
جك ودرفورد دركتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا» در روايتي پركشش و مستند. داستان شگفتانگيزي تيمي بيسواد و مطرود را باز ميگويد كه چگونه امپراتوري مغول را بنا نهاد و تأثير تصميم بنيادين او را تا سدهها بعد، از شكوفايي تمدن اسلام در قرن سيزدهم تا الهامبخشي به انديشههاي آزاديخواهانه تامس جفرسن در قرن هجدهم، مورد واكاوي قرار ميدهد.
بر اساس روايتهاي كتاب مغولها در آب و هواي بسيار سخت پرورش يافته و تحمل زيادي در برابر سرما، گرسنگي و تشنگي داشتند. روي اسب غذا ميخوردند و روي اسب ميخوابيدند، ميتوانستند چندين روز بدون توقف با اسب بتازند. چنگيز به محض پيروزي غنائم را تقسيم ميكرد و سهم سربازاني را كه كشته شده بودند به مغولستان و براي خانواده سرباز ميفرستاد. او ابتدا قبایل فلات مغولستان را زير فرمان خود درآورد و اين فقط براي كشورگشايي و تبديل به خان بزرگ شدن نبود، در واقع قبایل كوچنشين مغولستان فقط شكارچي و دامپرور بودند. يكي از كسب و كارهايشان حمله به قبيلهاي ديگر و دزديدن دامها و اسب و حتي زنان بود. اينها پس از غارت به قبيله خود برميگشتند. به قبيله چنگيز هم وقتي او هفده ساله بود، حمله كرده و زنش را دزديده بودند. چنگيز با جمع كردن يك عده جنگجو به آن قبيله حمله كرد و زنش را نجات داد. همينطور چند مورد ديگر مثل اين. در اين مدت جواناني از قبایل ديگر به او پيوستند و بعد از حمله به متجاوز بعدي، آنها را به قبيله خود ملحق كرد، بچههايي را كه يتيم شده بودند براي فرزندخواندگي به مادر يا سرداران خود ميداد و از سردارانش ميخواست با بيوههاي جنگ ازدواج كنند. به تازه واردين اجازه برگزاري مراسم مذهبي خود را ميداد. به اين ترتيب قلمرو حكمرانياش وسيع و وسيعتر ميشد و داوطلبان/جنگجويان زيادي به او ميپيوستند. چنگيز به كشورهايي حمله كرد كه از حكمرانان خود ناراضي بودند و فساد گستردهاي در آن كشورها وجود داشت. به قول تاريخدانان، فساد بوي شيريني دارد كه كشورگشايان را به خود جذب ميكند. از آن جايي كه چنگيز در ابتداي پيروزي با علماي ديني ديدار و گفتوگو ميكرد، متوجه شد كه همه اديان پيروان را به راه راست هدايت ميكنند اما اين پيروان هستند كه مطابق دستورات ديني خود عمل نميكنند. در نبرد خوارزم به مردم آنجا گفت شما گناهكار بوديد و خدا مرا فرستاد كه شما را به راه راست بكشانم ولي گناه اصلي بر گردن علماي ديني شماست... چنگيز خان ۲۰ سال پس از تأسيس ملت مغول درگذشت اما امپراتورياش تا ۱۴۰ سال بعد ادامه داشت. هرچند هيچكدام از فرزندان و نوادگان لياقت و مديريت چنگيز را نداشتند، بعد از فوت او، امپراتوري به مدت ۱۴۰ سال ديگر سرپا بود.
بر اساس كتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا» اين امپراتور با فتحي خونبار اما هدفمند، نظمي جديد بنا نهاد كه يكي از گستردهترين شبكههاي تجاري تاريخ را پديد آورد و چين را به خاورميانه پيوند زد. اما خود به خوبي ميدانست كه دوام يك امپراتوري تنها بر پايه تجارت محقق نميشود. در نقطه تلاقي دو تمدن بزرگ و پر تنش (اسلام و چين) او راهي متفاوت برگزيد: آزادي مذهبي. تصميمي ريشهاي و بيسابقه كه زمينهساز يك قرن ثبات و آرامش شد. كتاب «چنگيزخان در جستوجوي خدا» تاليف جك ودرفورد و ترجمه مهرشيد متولي با 372 صفحه و بهاي 795 هزار تومان از سوي انتشارات روزنه به بازار كتاب آمد.