وقتی وطن زخمی است؟
آن صلح، انتخاب میان حق و باطل نبود؛ انتخاب میان نابودی کامل و حفظ ظرفیت آینده بود. در تاریخ ایران نیز، امیرکبیر هرگز روس و انگلیس را دوست نمیدانست، اما میکوشید با تنظیم مناسبات، فرصت اصلاح درون ایران را بخرد. او به خوبی فهمیده بود که استقلال، تنها با شعار حفظ نمیشود؛ به زمان، بازسازی و انباشت قدرت نیاز دارد. در روزگار معاصر، دنگ شیائوپینگ نیز امریکا را شریک آرمانی چین نمیدانست. او دشمنیهای عمیق را انکار نکرد، اما تصمیم گرفت پیش از هر چیز، چین را بسازد. چین به امریکا اعتماد نکرد؛ از امریکا زمان خرید. نه برای دوستی، بلکه برای قدرتمند شدن. امروز نتیجه آن تصمیم پیش چشم جهان است. همه این نمونهها یک پیام مشترک دارند؛ دولتهای خردمند با دشمن مذاکره نمیکنند چون دشمن خوب شده است؛ مذاکره میکنند تا فرصت قویتر شدن پیدا کنند. امروز نیز پرسش اصلی این نیست که آیا امریکا قابل اعتماد است یا نه. پاسخ این پرسش را تاریخ داده است. پرسش اصلی این است که آیا ایران باید هزینه بیاعتمادی امریکا را تا بینهایت با ویرانی شهرهایش بپردازد؟
اگر مذاکره بتواند حتی یک نیروگاه را از بمباران نجات دهد...
اگر بتواند حتی یک بندر را از نابودی حفظ کند...
اگر بتواند حتی یک کودک دیگر را از زیر آوار بیرون نگه دارد...
اگر بتواند فرصتی برای بازسازی توان اقتصادی، نظامی و فناورانه ایران فراهم کند...
آیا عقل سیاسی حکم نمیکند که از این ابزار استفاده شود؟ مذاکره، بخشش جنایت نیست. فراموش کردن خون شهیدان نیست. بستن پرونده دشمنی امریکا نیست. مذاکره، اگر قرار باشد، فقط ابزاری برای کاستن از هزینههای ایران است. ملت ایران در این نبرد نشان داد که تسلیم نمیشود. دشمن نیز نشان داده است که در ویران کردن زیرساختها، اقتصاد و زندگی مردم، هیچ مرزی برای خود قائل نیست. رویای او تنها شکست نظامی ایران نیست؛ رویای او تبدیل ایران به سرزمینی فرسوده، خسته و گرفتار بازسازیهای پایانناپذیر است. هنر سیاست آن است که نگذارد دشمن، اهدافش را حتی در صورت ناتوانی نظامی محقق کند. امروز شجاعت فقط در خط مقدم نیست. شجاعت، گاهی پشت میز تصمیمگیری است؛ آنجا که باید میان خشم و خرد، انتقام و مصلحت، احساس و آینده ایران، انتخاب کرد. فردوسی هزار سال پیش هشدار داده بود:
خرد، چشم جان است؛ چون بنگری
تو بیچشم، شادان جهان نسپری.
اگر مقاومت، ایران را در میدان سربلند کرد، اکنون تدبیر باید ایران را در فردای جنگ حفظ کند. هدف مذاکره با امریکا، ساختن امریکای بهتر نیست. هدف، ساختن ایرانِ قویتر است. زیرا در سیاست، گاهی بزرگترین پیروزی آن نیست که دشمن را دوست خود کنی ؛بلکه هدف این است که اجازه ندهی دشمن آینده کشورت را خراب کند.