براي 90 سالگي كوروس سرهنگزاده
صداي عاشقانههاي ماندگار حافظه ما
هاتف شرار
موسيقي پاپ، به دليل تبليغات و همچنين موضوعهايي كه مردم ميتوانند با آنها ارتباط بيشتري برقرار كنند، معمولا مورد پسند عامه واقع ميشود. متاسفانه سالهاست كه در موسيقي ايران، مردم را فراموش كردهايم و موسيقيدانان اصيل، بسيار به ندرت آثاري منتشر ميكنند كه هم خواص آن را بپسندند و هم عوام آن را بفهمند و از شنيدنش لذت ببرند. در گذشته هنرمندان بزرگي مانند پرويز ياحقي، حبيبالله بديعي، همايون خرم، روحالله خالقي، مجيد وفادار و بسياري ديگر، آهنگهايي ميساختند و ترانهسراياني چون تورج نگهبان، معيني كرمانشاهي، بيژن ترقي، نواب صفا و ديگران، روي آنها شعرهاي عاشقانه، آموزنده و... ميسرودند. نتيجه اين همكاريهاي بيبديل هنري اين است كه هنوز هم مردم ما در محافل، در خلوت و در لحظههاي شادي و اندوه، آثار قديمي را زمزمه ميكنند. آنها به آثار هنري آن روزگار همچون آينه مينگرند و خود را در آن ميبينند. تصانيفي چون «ديگه عاشق شدن فايده نداره»، ترانهاي ساده، دلانگيز و ساخته شده در بيات اصفهان، بسيار مورد استقبال مردم قرار گرفت. همچنين ترانه «به سوي تو» كه اثري عاشقانه بود و نخستينبار زندهياد داريوش رفيعي آن را اجرا كرد. پس از اين مقدمه و به مناسبت نود و سومين سالروز تولد هنرمند ارزشمند كوروس سرهنگزاده، بر آن شدم تا درباره او بنويسم؛ هنرمندي كه دو اثري كه در بالا از آنها نام بردم، با صداي ايشان جاودانه شدهاند. در واقع بهتر است بگويم خواننده اين آثار، كوروس سرهنگزاده بود. كوروس سرهنگزاده هفتم تيرماه ۱۳۱۲ در پاريزِ سيرجان، استان كرمان متولد شد. اينكه از زادگاه او گفتم به اين دليل است كه صداي خوانندگان آن خطه، سوز و حال و هوايي بسيار تاثيرگذار و دلانگيز دارد. سرهنگزاده موسيقي را نزد زندهيادان عبدالله جهانپناه و نصرالله زرينپنجه آموخت و زماني كه در راديو اجرا ميكرد، ظرايف موسيقي را از ديگر هنرمندان هم فرا ميگرفت. همچنين از راهنماييهاي دوستانش همچون حبيبالله بديعي و ديگران، بهره فراوان ميبرد. صداي او، اگرچه وسعت چنداني نداشت، اما بسيار دلانگيز، پرسوز و پرحال بود. او پس از ورود به راديو و بعد از درگذشت زندهياد داريوش رفيعي، نخستين اثري را كه با اركستر شما و راديو، به سرپرستي و رهبري زندهياد ناصر زرآبادي اجرا كرد، قطعهاي با نام «غريبي» بود؛ اثري محلي از موسيقي كرمان كه حال و هوايي نزديك به شروهخواني هم داشت. زماني كه از ايشان درباره اين اثر پرسيدم، پاسخ دادند: «داريوش رفيعي از من خواست كه سبك و سياق او را ادامه بدهم.» هر چند در نوشتهها و مقالات پيشين، درباره اين سبك و سياق، كوتاه توضيح دادهام، اما يادآور شوم كه از آغازگران تصنيفخواني، زندهياد سيدجواد بديعزاده بود كه با همكاري نوازندگان و آهنگسازان همدوره خود، اين فرم از موسيقي را ارايه كرد.
پس از او، منوچهر همايونپور، داريوش رفيعي و بسياري ديگر، اين شيوه يعني تصنيفخواني را زنده نگه داشتند.كوروس سرهنگزاده هم نزديك به بيست سال، آثار بسيار ارزشمندي از بزرگان موسيقي را با شيوايي تمام اجرا و ضبط كرد كه امروز در دسترس علاقهمندان قرار دارد. از نخستين آثاري كه در راديو، با اركستر زندهياد حبيبالله بديعي اجرا كرد، تصنيف «شبگرد» بود؛ اثري كه نخستين همكاري اين دو هنرمند به شمار ميرفت. مطلع اين تصنيف با اين مصرع آغاز ميشود: «من مستم و مدهوشم، شبگرد قدحنوشم...» اين اثر در مايه دشتي ساخته شده و شعر آن از زندهياد معيني كرمانشاهي است. او ترانههاي محلي بسيار زيبايي هم اجرا كرد و با اركسترهاي بزرگ راديو، از جمله اركسترهاي فارابي، باربد و ديگر اركسترها به رهبري هنرمنداني چون مصطفي كسروي، فريدون ناصري، مرتضي حنانه، حبيبالله بديعي و ديگران همكاري داشت. كوروس سرهنگزاده در حدود بيست سال فعاليت هنري خود، نزديك به سيصد اثر موسيقايي در راديو اجرا و ضبط كرد كه هنوز هم لطافت و زيبايي خود را حفظ كردهاند. بسياري تحريرهاي او را نقد ميكنند، اما اين تحريرها از نهاد دلسوخته او برميخاست. سرهنگزاده هنرمندي بسيار پاك، سالم و خوش اخلاق است و همواره به تصنيفخواني علاقه داشت. خودش پيشتر گفته است: «من آوازخوان نبودم، بيشتر به تصنيفخواني علاقه داشتم و سعي كردم آنها را به بهترين شكل اجرا كنم.»
آخرين اثري كه با زندهياد حبيبالله بديعي همكاري كرد، تصنيف «آشفتگي» بود كه شعر آن را معيني كرمانشاهي سروده است. آثار جاودانهاي چون «ليلا»، «به يادت بودم»، «ديگه عاشق شدن فايده نداره»، «شبگرد»، «سبزهسبز» و همچنين بازخوانيهايي مانند «به سوي تو»، «گلنار»، «منشينم» و «شمع شبانه»، در كنار آثار محلي فراوان، از جمله اجراهاي ماندگار او به شمار ميروند. صداي او هنوز در ذهن و خاطره مردم زنده است و همچنان شنيده ميشود.
اگرچه در سالهاي اخير ايشان همچون بسياري از هنرمندان محبوب منزوي شده و در مهرشهر كرج، در گوشهاي آرام و دور از هياهو زندگي ميكند، اما به تعبير فروغ فرخزاد كه گفته «تنها صداست كه ميماند.» صدا و نوايش ماندگار شده است. البته يادآوري كنم از اوايل دهه ۱۳۶۰ يكي، دو اثر صوتي خصوصي با همراهي ويولن زندهياد حبيبالله بديعي و سنتور هنرمند پيشكسوت ميلاد كيايي از او به جا مانده است. خودش ميگويد: «بعد از درگذشت حبيبالله بديعي كه صميميترين دوست من بود، ديگر دل و دماغي براي خواندن نداشتم.» او از كساني بود كه با رهيمعيري هم بسيار محشور بود و در سالهاي پاياني عمر رهي كه افراد بسيار كمي امكان ديدار با او را داشتند، كوروس سرهنگزاده از معدود كساني بود كه به ديدارش ميرفت. آثار سرهنگزاده در موسيقي ايران جايگاهي ويژه دارد و بيترديد از جمله هنرمنداني است كه آثارش در حافظه شنيداري مردم ثبت شده است. از ويژگيهاي مهم اين خواننده محبوب، شناخت عميق او از ريتم است. همچنين ايشان دستي توانا بر تمبكنوازي داشت و در برخي محافل خصوصي، خود مينواخت و همزمان ميخواند. يكي از آثار ماندگار او، اجراي خصوصي در ريتم سنگين چهارچهارم است كه با شعري از زندهياد عماد خراساني، به صورت بداهه در مايه دشتي اجرا شده و بزرگاني چون حبيبالله بديعي، فرهنگ شريف و جهانگير ملك او را همراهي كردهاند. مطلع آن شعر چنين است: «افتاده آتش به جانم، اي آرزويم كجايي...» در اين اجرا، تحريرهايي بسيار لطيف ارايه و ضربها را با دقتي مثالزدني و بسيار دلنشين اجرا كرده است؛ بهگونهاي كه بسياري از اهل موسيقي تصور ميكنند اين قطعه ساخته يكي از آهنگسازان حرفهاي موسيقي ايران است و او تنها آن را بازخواني كرده است؛ در حالي كه وقتي از خود ايشان درباره آن پرسيدم، بيدرنگ پاسخ دادند: «كاملا بداهه بود و همان لحظه آن را اجرا كردم.» پس از آن نيز محموديخوانساري آوازي بسيار دلانگيز و سوزناك اجرا كرد. اين برنامه در سال ۱۳۵۰، در منزل حبيبالله بديعي، ضبط و بعدها منتشر شد. كوروس سرهنگزاده ترانههاي شاد و اميدبخش بسياري نيز اجرا كرده است كه مورد استقبال مردم قرار گرفت. همچنين آثار ارزشمند فراواني با اركسترهاي بزرگ و نيز ترانههايي مردميتر اجرا كرد كه همه اقشار جامعه بتوانند آنها را زمزمه كنند؛ آثاري همچون: «با تو دنيا قشنگه، بيتو زشتِ زشته...». آثار ماندگار او هنوز گاه و بيگاه از راديو پخش ميشوند و در فضاي مجازي هم طرفداران بيشماري دارند. براي اين هنرمند گرانقدر، آرزوي سلامتي، تندرستي و عمر طولاني داريم و اميدواريم همچنان مانند گذشته، راهنماي جوانان و مشوق نسلهاي آينده موسيقي ايران باشد.
پژوهشگر موسيقي