• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6375 -
  • 1405 چهارشنبه 31 تير

مجيد رضاييان در پاسخ به مشكلاتي كه براي سايت عادل فردوسي‌پور رخ داده است

انسداد رسانه‌اي، گسل ميان «دريافت» و «باور» مخاطب را عميق‌تر مي‌كند

مجيد رضاييان، استاد رسانه و تحليلگر ارشد حوزه ارتباطات، در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد با نقد رويكردهاي حذفي در قبال رسانه‌هاي داخلي معتقد است: بستن سايت‌ها و پلتفرم‌ها نه تنها گرهي از مشكلات باز نمي‌كند، بلكه منجر به تضعيف مرجعيت رسانه‌اي داخلي و كوچ مخاطب به سمت رسانه‌هاي خارجي مي‌شود. او تاكيد دارد كه هويت رسانه در «چرخه ارتباطي» تعريف مي‌شود و اگر رسانه‌اي در انتقال پيام شكست بخورد، بايد به جاي بستن، به «شفافيت» و «بازنگري كارشناسي» روي آورد.
رضاييان در ابتدا با اشاره به ضرورت نگاه جامع به كاركردهاي رسانه، بحث خود را با تفكيك مفهوم «دريافت پيام» از «باور پيام» آغاز كرد و گفت: «در تحليل‌هاي ارتباطي، اساسا رسانه وقتي موفق است كه مخاطب علاوه بر دريافتِ پيام، به آن باور نيز داشته باشد. اگر شكافي ميان دريافت و باور ايجاد شود، رسانه موظف است با تحليل محتوا و بازنگري در ساختار پيام خود، علل اين گسست را شناسايي كند.»
اين تحليلگر مي‌افزايد: «رسانه‌هاي حرفه‌اي در دنيا همواره با دو پايشِ دايمي عمل مي‌كنند؛ نخست نظرسنجي براي سنجش ميزان باورمندي مخاطب و دوم تحليل محتواي خودِ رسانه. اگر رسانه‌اي اين چرخه را درك نكند، طبيعي است كه مخاطب از او فاصله بگيرد و به سمت رسانه‌اي برود كه پيام‌هايش براي او باورپذيرتر است.»
رضاييان با تاكيد بر اينكه هويت رسانه به ارتباط با مخاطب گره خورده است، تصريح مي‌كند: «هرگاه رسانه‌اي در حفظ مخاطب ناتوان مي‌ماند، دليل آن در فاصله ميان «فيدبك» (بازخورد) و «باور» نهفته است. اگر رسانه‌اي نخواهد يا نتواند اين فاصله را اندازه بگيرد و راهكارهاي كارشناسي براي آن نيابد، در اين چرخه ارتباطي ناكام خواهد ماند.»
او در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود به موضوع شفافيت به عنوان حلقه مفقوده در رسانه‌هاي داخلي اشاره كرده و مي‌گويد: «در كنار تحليل محتوا، سه اصل شفافيت، آموزش كارشناسي و نقد اصولي، پايه‌هاي موفقيت يك رسانه هستند. شما اگر اطلاع‌رساني كنيد اما شفاف نباشيد، يا بخشي از حقيقت را كتمان كنيد، مخاطب بلافاصله آن را به مثابه يك «سوژه ذهني» تحليل مي‌كند. اگر رسانه به اين سوژه نپردازد و آناليز درستي در برابر آن نداشته باشد، اين موضوع براي مخاطب به يك «پرابلم» (مساله) تبديل مي‌شود كه نهايتا به دوري او از رسانه مي‌انجامد.»
اين تحليلگر ارتباطات با انتقاد از رويكرد انسداد، تاكيد كرد كه بستن رسانه‌ها راهكار حل مساله نيست. او ادامه مي‌دهد: «اگر يك رسانه ورزشي، اقتصادي يا فرهنگي توانسته در ميان مردم جايگاه پيدا كند، به جاي بستن آن، ساير رسانه‌هاي همسو يا موازي بايد به اين فكر بيفتند كه چرا مخاطب آنها را انتخاب كرده است؟ آنها بايد به سمت افزايش آگاهي، كارشناسي دقيق و انصاف در نقد حركت كنند. تداوم حذفِ نيروهاي كيفي و بستن تريبون‌ها، نه تنها به نفع رسانه‌هاي داخلي نيست، بلكه عامل اصلي ضعيف شدن مرجعيت رسانه‌اي كشور و انتقال اين مرجعيت به بيرون از مرزهاست.»
رضاييان در ادامه با ارجاع به نظريات هابرماس در باب كنش ارتباطي يادآور مي‌شود كه صرفِ «گشايش» كافي نيست، بلكه پس از آن بايد «باب گفت‌وگو» باز شود. او در اين باب مي‌گويد: «فرق ميان صحبت كردن معمولي و گفت‌وگو در مبادله معناست. ما بايد از پله اول يعني گشايش فراتر برويم و به مرحله تفاهم و توافق برسيم. متاسفانه ما گاهي در همان پله اول كه اجازه فعاليت دادن يا ندادن است، متوقف مي‌شويم. بايد پذيرفت كه مخاطب امروز، معطل رسانه‌هاي ضعيف نمي‌ماند. وقتي راه را بر گفت‌وگوي كارشناسي در داخل مي‌بنديم، فضاي عمومي براي تاثيرپذيري از رسانه‌هاي بيگانه مهياتر مي‌شود. نقد كارشناسي در حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي بايد به عنوان يك فرصت نگريسته شود، نه تهديد. اگر نقد، قاعده‎مند، اصولي و مبتني بر تخصص باشد، بايد از آن استقبال كرد.»
او در پايان مي‌گويد: «خودنظارتي و نظارت تخصصي، بحث‌هاي فني پيچيده‌اي هستند كه بايد پس از ايجاد فضاي گفت‌وگو مطرح شوند. اگر دغدغه ما حفظ امنيت رواني جامعه و تقويت انسجام ملي است، راهكار آن بستن نيست، بلكه تقويت بستر گفت‌وگوي نخبگاني و افزايش شفافيت در نظام تصميم‌گيري است. تنها از طريق همين گشودگي است كه مي‌توان به تفاهم و در نهايت به قراردادهاي اجتماعي پايدار دست يافت كه ضامن توسعه كشور است.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون