بيم خاموشي نواي دونلي بلوچستان
محمد بلوچزهي
در روزهايي كه مردم شهرهاي مختلف كشور ازجمله بلوچستان و جنوب ايران در وضعيتي بسيار بغرنج و جنگي روزگار سپري ميكنند گم شدن خبر درگذشت يكي از برجستهترين مفاخر فرهنگ و هنر ايرانزمين« استاد شيرمحمد اسپندار» زير صداي بمباران بار دگر نشان داد كه بحرانهاي سياسي چگونه قابليت به حاشيه راندن حتي بزرگترين رخدادها و اتفاقات فرهنگي را دارند. با قرار گرفتن اين دو واقعه و رخداد در كنار هم، جنگ به خوبي به ما يادآور شد كه فقط انسانها را به كام مرگ نميكشاند، خانهها و سرپناهها را بر سر آدمهاي بيگناه آوار نميكند، سايه كشنده اضطراب و نگراني را همواره بر شؤون مختلف زيسته جامعه مستولي نميسازد و فقط معيشت را به تنگنا نميبرد بلكه در آن روي پنهان خود حافظه فرهنگي ملتها را نيز به آرامي رو به زوال و نيستي ميكشاند و رخدادها و اتفاقات را ولو هرچه بزرگ باشند و قابل توجه، كوچك و خوار ميشمارد و از چشم پنهان مينمايد و هيچ ميپندارد. فقدان استاد فقيد شيرمحمد اسپندار، سرشناسترين نوازنده ساز دونلي ايران از هر جهت براي فرهنگ و هنر ما كه حالا بيش از پيش از نا و نفس افتاده است زيانبار خواهد بود و غيرقابل جبران، چراكه اولا تعداد نوازندگان ساز دونلي يا همان دوني در بلوچستان از تعداد انگشتان يك دست هم كمتر است و ثانيا از طرفي استاد اسپندار باتوجه به پيشينه و تجربه فرهنگي سالهاي مديدش در عرصه موسيقي آيا حيف نيست كه بكرترين ملوديها و دانش موسيقايي مردمان بلوچستان اينگونه زير خاك مدفون گردند؟ دريافت دكتراي افتخاري موسيقي سنتي از فرانسه، ديپلم افتخار نوازندگي در ايران، چندين جايزه معتبر داخلي به ويژه در جشنواره موسيقي فجر، تجربه سالها فعاليت در خارج، ثبت شيوه نوازندگي ايشان در فهرست ميراث ناملموس كشور و ساخت و نمايش تنديس ايشان در موزه فرهنگي، همه اينها تنها گوشهاي از افتخارات استاد اسپندار و جايگاه كمنظير او در عرصه فرهنگ و هنر كشور هستند.
حال در پس همين سوابق طلايي برجستهترين دونلينواز ايران و نيز دهها هنرمند يگانهاي بلوچستان يك پرسش بيش از پيش مطرح خواهد شد كه آيا چنين پيشينههاي گران فرهنگياي خود به تنهايي نميتوانست دولتها و مقامات عرصه فرهنگ و هنر را در چند دهه اخير مجاب كند و به فكر فرو برد كه در حفظ ميراث معنوي و دانش زيسته گنجينههاي انساني خويش چون «اسپندارها، ملاكمالانها رسولبخش زنگشاهيها، مهتاب نوروزيها، زبيده آزاديها، شمشوك بلوچها، ملتگ درزادهها، محمود بليدهها» ووو دهها پيشكسوت ديگر قدري دغدغه بهخرج دهند و در ثبت و ضبط آثار ايشان و انتقال تجربههاي تكرار نشدنيشان به نسل بعد اقدام كنند؟!
متاسفانه سياستگذاريهاي غلط فرهنگي و رويكردهاي ناصواب دولتها در تخصيص بودجه كافي به استانهاي داراي پتانسيل و ظرفيت انساني بالا بهگونهاي بوده كه كار را به جايي رسانده تا هنرمندان و مفاخر بزرگ بدون هيچ درآمدي و كمترين مستمرياي روزگار بگذرانند.
شوربختانه همين امر سبب شده تا نه تنها جامعه بلكه حتي فرزندان مفاخر بزرگي چون استاد اسپندار با ملموس شدن آينده يك هنرمند بزرگ نسبت به فراگيري هنر پدران و نياكان خوبش ميل نشان ندهند و عاقبت اينچنين با درگذشت هر كدام از اين بزرگان، عرصه فرهنگ و هنر در مناطقي چون بلوچستان عقيم بماند و راه انتقال تجارب اساتيد نه تنها به جامعه،بلكه در خانوادههاي هنري نيز مسدود شود.
همچنين طي ماههاي اخير با شروع جنگ و كمرونق شدن برنامههاي فرهنگي و نيز وخيمتر شدن اوضاع اقتصادي در جامعه بسياري از هنرمندان در استانهايي چون سيستان و بلوچستان كه فقط با اجرا در مراسمهاي شادي و عروسي روزگار ميگذراندهاند حالا خانهنشين شده و از لحاظ معيشتي سخت در تنگنا قرار گرفتهاند.
نبايد فراموش كرد كه شأن و منزلت يك هنرمند فقط با بزرگداشت گرفتن و اهداي چند لوح تقدير و ثبت روش نوازندگي او در ميراث معنوي حفظ نميشود، بلكه رسيدگي به وضعيت معيشتي، درماني و رفاهي ايشان پيشنياز حفظ جايگاه هنري و فرهنگي ايشان در جامعه خواهد بود.
به هر روي بر كسي پوشيده نيست كه سازِ دونلي با پشتكار استاد اسپندار جهاني شد و نيز به نام ايران معرفي، اما حالا با درگذشت ايشان نبايد جامعه از شنيدن نواي شگفتانگيز اين ساز بلوچي بينصيب بماند. بنابراين هنوز دو تن از نوازندگان نفسطلايي اين ساز فعاليت جدي دارند كه يكي جوان تازهنفسي است به نام «عيسي بلوچ» فرزند دونلينواز فقيد عيسي بلوچ و ديگري پيشكسوت بيمدعا استاد «لاگر بلوچ» كه اگر قدر نبينند و نيز بر صدر توجهات و حمايتها نشانده نشوند بيم خاموشي نواي دونلي براي هميشه در ايران بيش از پيش احساس خواهد شد.