• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6377 -
  • 1405 شنبه 3 مرداد

«اعتماد» گزارش مي‌دهد

دژ صخره‌اي نطنز

چگونه كوه كلنگ به عنوان يك كوه ناشناخته در دل كوير اصفهان به كانون جديدترين تنش بين تهران واشنگتن تبديل شد؟

گروه گزارش|  سايه جنگ سايه‌ها و ادعاها و خط‌ونشان كشيدن‌هاي دونالد ترامپ، يك‌بار ديگر جغرافياي دفاعي ايران را به كانون توجه محافل امنيتي جهان بدل كرده است. اين‌بار اما سخن از پايگاه‌هاي شناخته‌شده يا تأسيسات شناخته ‌شده گذشته نيست؛ نام «كوه كلنگ گزلا» در قلب كوير اصفهان ناگهان به ترند اخبار بين‌المللي پيوسته است. ادبيات تهاجمي اخير ترامپ و مانور تبليغاتي واشنگتن بر سر اين عارضه طبيعي، نشان داد كه استراتژيست‌هاي كاخ سفيد بيش از هر  زمان ديگري  از لايه‌هاي پنهان و نفوذناپذير توانمندي دفاعي ايران  به ستوه آمده‌اند.

اظهارات تهديدآميز رييس‌جمهور امريكا درباره هدف قرار دادن اين مجموعه صخره‌اي، بيش از آنكه يك مانور واقعي نظامي باشد، ناشي از سرخوردگي واشنگتن از ناكارآمدي خرابكاري‌هاي گذشته است. پس از رويدادهاي سال‌هاي قبل در بخش‌هاي روزميني نطنز، گام‌هاي راهبردي ايران در انتقال زيرساخت‌هاي حساس به عمق سنگ‌هاي سخت گرانيتي، تمام محاسبات طرف غربي را برهم زد. ترامپ با مطرح كردن نام اين كوه تلاش مي‌كند منطق رد پيشنهادهاي ديپلماتيك را توجيه كند، اما واقعيت اين است كه كوه كلنگ اكنون به نماد شكست راه‌حل‌هاي نظامي غرب در برابر اراده پدافندي كشور تبديل شده است.

از نگاه ديگر ترند شدن اين نام يك پيام سياسي را نيز در دل خود دارد؛ اين مانور رسانه‌اي غرب نه صرفا يك ارزيابي ساده اطلاعاتي، بلكه اعترافي صريح به پايداري سازه‌هاي دفاعي ايران است. طرح نام كوه كلنگ از زبان ترامپ، اين نقطه از كوير مركزي را از يك عارضه جغرافيايي بومي، به يك دژ منطقه‌اي و محور اصلي بازدارندگي كشور در برابر زياده‌خواهي‌هاي واشنگتن تبديل كرده است؛ نقطه‌اي كه خط قرمز پدافند هسته‌اي ايران محسوب مي‌شود و هرگونه حماقت در قبال آن با پاسخي پشيمان‌كننده روبه‌رو خواهد  شد.

كوه كلنگ كجاست و درباره جغرافياي سايت  و   دژ گرانيتي   زاگرس چه  مي‌دانيم؟

كوه كلنگ گزلا (در رسانه‌هاي غربي به Pickaxe Mountain ترجمه مي‌شود) بخشي از ارتفاعات كوهستاني استان اصفهان است. اين تاسيسات ادعايي هسته‌اي در فاصله بسيار كمي (حدود يك و نيم كيلومتر از تاسيسات غني‌سازي نطنز) واقع شده است. آنچه كوه كلنگ را از ساير تاسيسات هسته‌اي ايران متمايز مي‌كند، ساختار زمين‌شناختي و عمق زياد آن در دل كوه است. بر اساس تخمين كارشناسان تسليحاتي، تالارهاي زيرزميني اين مجتمع در عمقي بين ۸۰ تا ۱۰۰ متر و در برخي نقاط تا ۶۰۰ متر در دل سنگ‌هاي سخت گرانيتي حفر شده‌اند. اين عمق زياد، كوه كلنگ را حتي عميق‌تر از تاسيسات معروف غني‌سازي فردو در استان قم مي‌سازد. بسياري از كارشناسان نظامي ترديد دارند كه حتي قوي‌ترين بمب‌هاي سنگرشكن ارتش ايالات متحده (MOP) نيز بتوانند به فضاهاي اصلي اين سايت در چنين عمقي آسيب جدي وارد كنند. به همين دليل، از اين مركز به عنوان دژ تسخيرناپذير ايران در برابر  حملات هوايي  ياد  مي‌شود.

چرا   «كوه كلنگ»  متمايز  است؟

«كوه كلنگ گزلا» يك عارضه معمولي در پهنه كوير مركزي ايران نيست؛ بلكه پديده‌اي زمين‌شناختي متشكل از سنگ‌هاي سخت گرانيتي و صخره‌هاي متراكم است كه ذاتا بستر مناسبي براي پدافند غيرعامل در برابر پيشرفته‌ترين تسليحات انهدامي محسوب مي‌شود. فاصله بسيار كوتاه اين ارتفاعات با سايت قديمي نطنز (حدود ۱.۵ كيلومتر) منطقي‌ترين و دقيق‌ترين استراتژي پدافندي را براي اتصال زنده و امن زيرساخت‌ها فراهم كرده است. انتقال فرآيندهاي حساس به دل اين ديواره سنگي عظيم، گامي منطقي و استراتژيك در پاسخ به سناريوهاي تهديدمحور دشمن بود؛ گامي كه عملا معادلات حمله هوايي و موشكي را دچار اختلال اساسي كرده است.

آنچه كوه كلنگ را از ساير سايت‌هاي زيرزميني مانند «فردو» متمايز مي‌كند، عمق و ضخامت حيرت‌انگيز لايه‌هاي سنگي بالاي تونل‌هاي آن است. تصاوير ماهواره‌اي و تحليلي تخمين مي‌زنند كه تالارهاي اصلي و سامانه‌هاي غني‌سازي در عميق‌ترين لايه‌هاي ممكن حفر شده‌اند؛ عمقي كه در برخي محورها به ده‌ها تا صدها متر سنگ يكپارچه مي‌رسد. مهندسان بومي با درك درست از توانمندي تسليحات سنگرشكن امريكايي نظير بمب‌هاي سنگين MOP، دست به طراحي مجتمعي زده‌اند كه نه‌تنها در برابر موج انفجار و لرزش‌هاي شديد مقاوم است، بلكه پوشش‌هاي بتني چندلايه و شبكه‌هاي نفوذناپذير داخلي، آن را به يك دژ كاملا پايداري‌يافته تبديل كرده است. طراحي ورودي‌ها و تونل‌هاي دسترسي در كوه كلنگ نيز بر اساس متدهاي پيشرفته جنگ نوين صورت گرفته است. دهانه‌هاي ورودي به گونه‌اي در قوس‌ها و زواياي كج صخره‌ها جانمايي شده‌اند تا امكان هدف‌گيري مستقيم با موشك‌هاي كروز يا بمب‌هاي هدايت‌شونده نقطه‌زن به حداقل برسد. اين ساختار زنجيره‌اي و متداخل، مانع از آن مي‌شود كه يك ضربه تاكتيكي بتواند شريان‌هاي تنفسي يا تاسيساتي كل مجموعه را فلج كند.

در كنار لايه‌هاي ضخيم سنگي، تجهيز اين سايت به سامانه‌هاي تهويه هواي مستقل، ژنراتورهاي پشتيبان عميق و خطوط ارتباطي فيبر نوري محافظت‌شده، كوه كلنگ را از يك مقر ساده به يك اكوسيستم كاملا خوداتكا در شرايط بحران تبديل كرده است. شكست‌پذيري صفر در برابر حملات متداول هوايي، حاصل پيوند جغرافيا و مهندسي بومي است كه در اين نقطه از كشور متجلي شده و محاسبه هزينه‌هاي هرگونه تجاوز نظامي را براي اتاق‌هاي جنگ غرب به بن‌بست كشانده  است.

 معادله نظامي و بن‌بست تسليحات سنگرشكن غرب

طرح ادعاهاي واشنگتن درباره امكان انهدام مجتمع زيرزميني كوه كلنگ، بيش از آنكه يك واقعيت ميدان‌محور باشد، مانوري تبليغاتي براي پر كردن دست خالي امريكا در مواجهه با قدرت پدافند غيرعامل ايران است. نگاهي به توانمندي‌هاي واقعي تسليحاتي پنتاگون نشان مي‌دهد كه حتي سنگين‌ترين بمب‌هاي سنگرشكن هدايت‌شونده امريكا نظير GBU-57 MOP كه براي نفوذ به سازه‌هاي عميق طراحي شده‌اند، در برابر ضخامت صخره‌هاي گرانيتي كوه كلنگ با چالش فني و نفوذناپذيري ساختاري مواجه هستند. اين تسليحات در بهينه‌ترين حالت مي‌توانند تا عمق محدودي از بتن يا خاك فشرده نفوذ كنند، حال آنكه قرارگيري تالارهاي اصلي اين سايت در عمقي به مراتب فراتر از شعاع تخريب تسليحات متعارف، هرگونه عمليات هوايي را به آزموني پرهزينه و بي‌نتيجه براي طرف امريكايي تبديل مي‌سازد. از منظر نظامي، هرگونه تلاش براي آسيب رساندن به اين دژ سنگي، نيازمند حملات متعدد و موج‌هاي پياپي سنگين‌ترين بمب‌افكن‌هاي استراتژيك نظير B-2 خواهد بود. با اين حال، جانمايي هوشمندانه دهانه‌هاي ورودي در زواياي كور جغرافيايي و استفاده از شبكه پوششي پدافند هوايي موشكي و راداري ايران در محوطه پيراموني اصفهان، شانس موفقيت اينگونه پروازهاي متجاوزانه را به حداقل ممكن مي‌رساند. پنتاگون به‌خوبي آگاه است كه دهانه‌هاي تونل‌ها نه يك نقطه اتكاي آسيب‌پذير، بلكه داراي طراحي دالان‌هاي زاويه‌دار و شبكه‌هاي انفجاري كوركننده هستند كه اثر موجي انهدام هوايي را در همان گام‌هاي نخست متوقف مي‌كنند. به اين‌ترتيب، تقليل استراتژي مقابله با اين مركز به «هدف‌گيري نقطه ورودي» ساده‌انگاري محض در محاسبات اتاق‌هاي جنگ غربي است. اما ابعاد اين تقابل تنها به معادلات سخت‌افزاري محدود نمي‌شود؛ پيامدهاي ژئوپليتيكي هرگونه حماقت نظامي عليه كوه كلنگ، معادله امنيتي كل منطقه خاورميانه را دستخوش زلزله‌اي بي‌سابقه خواهد كرد. مقامات دفاعي ايران بارها به‌روشني تاكيد كرده‌اند كه هرگونه تعرض به تأسيسات زيربنايي و هسته‌اي كشور، خط قرمز غيرقابل بازگشت است و پاسخي فراگير، سريع و پشيمان‌كننده را عليه تمام منافع و پايگاه‌هاي منطقه‌اي واشنگتن به همراه خواهد داشت. در چنين سناريويي، بازدارندگي ايران فراتر از يك دفاع منطقه‌اي عمل كرده و پايگاه‌هاي نظامي امريكا، شريان‌هاي انرژي در خليج فارس و گلوگاه‌هاي راهبردي دريايي را به هدف‌هاي در دسترس تبديل خواهد نمود؛ هزينه‌اي سنگين كه  اقتصاد  و امنيت  غرب توان تحمل آن  را  ندارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون