• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6380 -
  • 1405 سه‌شنبه 6 مرداد

خوانشی فرهنگی از ایران هویت و حکمرانی

محمدجواد حق‌شناس

اردبیل؛ جایی که شیخ صفی بذر ایران نوین را کاشت
چهارم مرداد، روز بزرگداشت شیخ صفی‌الدین اردبیلی و هفته اردبیل، تنها یادآور نام یک عارف بزرگ یا مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ ایران. فصلی که نشان می‌دهد چگونه یک اندیشه فرهنگی و معنوی توانست چند نسل بعد، به احیای دولت ملی ایران و بازسازی هویت ایرانی بینجامد. تاریخ ایران، بیش از آنکه تاریخ حکومت‌ها باشد، تاریخ تداوم یک تمدن است. دولت‌ها آمده‌اند و رفته‌اند، اما آنچه ایران را پابرجا نگه داشته، پیوند عمیق میان فرهنگ، زبان، حافظه تاریخی و سرمایه اجتماعی بوده است. از همین منظر، جایگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی را باید فراتر از بنیانگذار یک طریقت عرفانی دانست. او معمار مکتبی بود که اخلاق، معنویت، مسوولیت اجتماعی و محبت اهل‌بیت(ع) را در کنار هویت ایرانی قرار داد و زمینه شکل‌گیری یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های دولت‌سازی تاریخ ایران را فراهم ساخت. میان شیخ صفی و شاه اسماعیل صفوی، هفت نسل فاصله است؛ اما این فاصله، تنها فاصله‌ای زمانی نیست، بلکه مسیر انتقال یک اندیشه است. پیش از آنکه دولت صفوی در تبریز اعلام موجودیت کند، اندیشه صفوی در خانقاه اردبیل شکل گرفته بود. شاه اسماعیل، وارث شمشیری نبود که ناگهان از غلاف بیرون آمده باشد؛ وارث سرمایه‌ای فرهنگی و اجتماعی بود که طی دو قرن در خانقاه اردبیل پرورش یافته بود. به همین دلیل، اگر تبریز را نخستین پایتخت صفویان بدانیم، باید پذیرفت که اردبیل، خاستگاه فکری ایران نوین است؛ جایی که شیخ صفی بذر آن را کاشت. صفویه را نباید تنها یک سلسله سیاسی دانست. اهمیت آن در بازتعریف مفهوم ایران پس از چند قرن پراکندگی سیاسی است. این دولت توانست سرزمینی با هویت تاریخی مشترک، مرزهای نسبتا پایدار، زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و مذهب تشیع را در قالب یک دولت ملی گرد آورد. 

این دستاورد، تنها محصول قدرت نظامی نبود، نتیجه پیوند فرهنگ، دین، هنر، دیوان‌سالاری و مشروعیت اجتماعی بود. چالدران، هر چند شکستی تلخ در عرصه نظامی بود، اما نقطه عطفی در بلوغ حکمرانی ایرانی به شمار می‌آید. صفویان دریافتند که بقای ایران تنها با شور دینی و شجاعت نظامی ممکن نیست، بلکه نیازمند سازمان، دانش، مدیریت و نهادسازی است. در همین مسیر، شاه تهماسب با انتقال پایتخت به قزوین، ساختار دولت را سامان داد و همزمان، با حمایت از هنر و ادب، یکی از باشکوه‌ترین نسخه‌های شاهنامه فردوسی، یعنی شاهنامه تهماسبی را پدید آورد؛ اثری که امروز از گران‌سنگ‌ترین میراث هنری جهان به شمار می‌رود و نمادی از پیوند هویت ایرانی با دولت صفوی است. در روزگار شاه عباس، این پروژه به اوج رسید. اصفهان تنها یک پایتخت نبود؛ تجسم اندیشه‌ای بود که توسعه را در همنشینی امنیت، فرهنگ، هنر، اقتصاد و حکمرانی می‌دید. در همین دوره، ایران توانست در شرق، تجاوز ازبکان را مهار کند، در غرب، در برابر عثمانیان بایستد و در جنوب، با بیرون راندن پرتغالی‌ها از هرمز، حاکمیت خود را بر آب‌های خلیج‌فارس تثبیت کند. نام «بندرعباس» نیز یادگار همان پیروزی تاریخی است. اگر این مسیر را بر نقشه ایران بنگریم، زنجیره‌ای روشن پیش چشم ما قرار می‌گیرد؛ از اردبیل و تبریز تا قزوین، اصفهان، مشهد، بندرعباس و هرمز. این تنها جغرافیای یک حکومت نیست، جغرافیای شکل‌گیری ایرانِ مقتدر و تمدنی است. امروز نیز اردبیل، همان ظرفیت تاریخی را در اختیار دارد. مجموعه جهانی شیخ صفی‌الدین، سبلان، سرعین، طبیعت کم‌نظیر استان، صنایع‌دستی، فرش اردبیل، آیین‌های عاشورایی و نوای جاودانه رحیم مؤذن‌زاده‌اردبیلی، همگی اجزای روایتی واحد از فرهنگ ایرانند. اردبیل تنها مقصد گردشگری نیست، مقصد شناخت ایران است. از همین رو، بزرگداشت شیخ صفی نباید در محدوده یک استان باقی بماند. این مناسبت شایسته آن است که به آیینی ملی و سپس بین‌المللی تبدیل شود؛ آیینی که هر سال، فرصتی برای بازخوانی نقش صفویه در شکل‌گیری ایران نوین باشد. طراحی «مسیر فرهنگی صفویه» نیز می‌تواند یکی از مهم‌ترین پروژه‌های گردشگری فرهنگی کشور باشد؛ مسیری که روایت دولت‌سازی، هنر، معماری، عرفان و هویت ایرانی را برای نسل جوان و جهانیان بازگو کند. ایران امروز، بیش از هر زمان دیگر، به سرمایه‌های فرهنگی خود نیاز دارد. تجربه تاریخی صفویه نشان می‌دهد که قدرت پایدار، پیش از آنکه بر شمشیر استوار باشد، بر فرهنگ، اعتماد عمومی و هویت مشترک تکیه دارد. این همان درسی است که شیخ صفی برای ایران امروز به یادگار گذاشته است. چهارم مرداد، بزرگداشت گذشته نیست، یادآوری آینده است. آینده‌ای که تنها در پرتو شناخت ریشه‌های فرهنگی و بهره‌گیری خردمندانه از میراث تمدنی ایران ساخته خواهد شد. اگر فردوسی زبان ایران را جاودانه کرد، شیخ صفی یکی از کسانی بود که بذر تداوم ایران را در جان تاریخ کاشت، بذری که چند نسل بعد به درخت تناور ایران نوین بدل شد و شاید امروز نیز برای ساختن آینده، بیش از هر چیز به همان بذرها نیازمند باشیم.

استاد روابط بین‌الملل

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون