حكايت بيپايان تغييرات كاغذي در دستورالعملهاي فدراسيون
ويترين تازه براي يك بنياد اشتباه
باز هم فصل جديدي در راه است و باز هم فدراسيون فوتبال با همان نسخه قديمي و فرسوده به ميدان آمده است. سوژه اينبار تغيير در فهرست بازيكنان است. انتشار مصوبات جديد هياترييسه مبني بر افزايش سهميه بازيكنان زير ۲۳ سال و ليگ برتري بيشتر از آنكه نويدبخش توسعه و ساختارسازي باشد يادآور همان بازي تكراري است كه در آن مديران با جابهجايي اعداد و ارقام در بخشنامهها سعي دارند بحران را مديريت كنند.
اما پرسش اساسي اينجاست كه تا كي بايد شاهد صدور دستورالعملهايي باشيم كه صرفا صورتمساله را پاك ميكنند؟ افزايش سهميه زير ۲۳ سال روي كاغذ اقدامي حمايتي به نظر ميرسد اما در واقعيت فوتبال ايران چه خروجي ملموسي داشته است؟ سالهاست كه باشگاههاي ما به جاي سرمايهگذاري در آكادميها و پرورش استعدادهاي اصيل به مصرفگرايي صرف روي آوردهاند. وقتي سيستم مديريت باشگاهي به جاي الزام ساختاري براي تاسيس آكادميهاي استاندارد و تخصيص درصدي از بودجه به تيمهاي پايه تنها به تغيير سهميه ليست بزرگسالان بسنده كرده نتيجه چيزي جز هدررفت استعدادها نخواهد بود. امروزه ليگ برتر ايران به جاي اينكه كارخانه بازيكنسازي باشد به بازار مكارهاي تبديل شده كه در آن پولهاي كلان بيتالمال و سرمايههاي بخش خصوصي به جاي تزريق به زيرساختها به جيب چاهويل دلالها ميرود. بازيكنان پير كه فصل به فصل با قيمتهاي نجومي در تيمها جابهجا ميشوند به كابوس فوتبال ايران تبديل شدهاند.
چرا هيچ كدام از اين دستورالعملها، باشگاهها را ملزم نميكند كه مثلا ۱۵درصد از بودجهشان را صرف آكادمي كنند يا «سقف دستمزد براي بازيكنان با سنِ بالا تعيين نميكنند؟ تغييرات فصلي فدراسيون مثل رنگآميزي نماي ساختماني است كه پيريزي آن در حال فروپاشي است و تا زماني كه نظامِ استعداديابي و پرورش بازيكن در باشگاهها به يك الزام ساختاري تبديل نشود و تا وقتي كه دلال سالاري بر سيستم جذب علمي ارجحيت داشته باشد افزايشِ سهميههاي سني صرفا پر كردن نيمكتهاست.
فوتبال كه جايي براي كاغذبازيها و از اين دست دستورالعملها نيست. اصولا تغيير بايد در آن آكادمي به جاي يك واژه تزييني به شريان اصلي حيات باشگاه تبديل شود و در غير اين صورت اين ليستها تنها ليست هزينههاي بيحاصل فوتبال ايران باقي خواهند ماند.