نبايد توقف فرهنگي داشته باشيم
شاهپور محمدي
چندين سال پيش در يكي از اتاقهاي وزارت ارشاد حضور داشتم تا يكي از مديران را ملاقات كنم. روي ميز پذيرايي چندين مجله و بولتن به چشم ميخورد كه براي مطالعه ارباب رجوع گذاشته بودند. تيتر روي جلد يكي از بولتنها سخني از رهبري شهيد و عكس ايشان بود. تيتر اين بود: يك لحظه هم نبايد توقف فرهنگي داشته باشيم. جمله سنگيني كه ساعتها فكر هر فردي را ميتواند به خود مشغول كند. از همان زمان، هر موقع خواستم در مورد فرهنگ كشور مطلبي بنويسم ناخودآگاه اين جمله در ذهن بنده تداعي ميشود . بارها با خود گفتهام، ايشان اهميت مقوله فرهنگ كشور را تا چه حد ميديدهاند كه توانسته بودند به يك چنين جمله مهمي برسند؟! عدم توقف، حتي در حد يك لحظه...! اهميت موضوع فرهنگ از ديد رهبري نظام در سطحي بوده كه حتي توقف يك لحظه از پيشرفت در اين حوزه را امر صحيح و منطقي نميدانستهاند. حال بايد ديد كه آيا ديدگاههاي وسيع اين شخصيت تاريخساز، تا چه حد توانسته در مديريت و برنامهريزي كلان فرهنگ كشور تاثير بگذارد؟ مديران فرهنگي كشور تا چه ميزان توانستهاند به عمق اين نگاه پرمعنا برسند؟ وقتي بحث عدم توقف فرهنگي پيش ميآيد، يعني فعاليت در اين حوزهها بهطور ضربتي و شبانهروزي. به اين معنا كه سرمايههاي انساني اين عرصه، بدون هيچگونه دغدغه و نگراني بايد از حق آزادي بيان مشروع و قانوني برخوردار باشند، تا بتوانند سكان فرهنگ كشور را به درستي هدايت كرده و جامعه را به پيشرفت برسانند. عدم توقف فرهنگي، يعني حتي براي يك لحظه هم كسي حق ندارد با رانت و آشنا بازي، ميزهاي مديريت فرهنگي كشور را تصاحب كرده و فعاليتهاي آن بخش مربوطه را راكد يا مختل كند، بهعبارتي افرادي كه قدشان از ميزهاي بزرگ حوزه فرهنگ كوچكتر است، حق نشستن پشت آنها را نداشته باشند . يعني زندگي و زيربناي رفاهي و اقتصادي هنرمندان و اصحاب فرهنگ و خانوادههايشان اعم از مسكن و بيمه و تامين اجتماعي و... باید دغدغه اول مديران فرهنگي كشور باشد تا اين قشر هنرمند و نخبه، بتوانند صرفا به آفرينشهاي هنري و ارتقاي سطح فرهنگ كشور انديشه كنند.
عدم توقف فرهنگي يعني اينكه نهادهاي بودجه ريز و مجلس ميبايست همه ساله بودجه مناسبي را براي حوزه فرهنگ و هنر كشور و تمام سطوح جامعه اختصاص دهند .!! عدم توقف فرهنگي يعني اينكه فضاي فرهنگ و رسانه در جامعه بايد بگونهاي باشد كه همه آحاد جامعه، با هر نوع انديشه و سليقه فكري بتوانند در مسير پيشرفت كشور قدم بردارند..!! حال با يك بررسي كوتاه از وضعيت فرهنگي كشور ميتوان پرسيد، چرا دغدغه به اين بزرگي، آنچنان كه بايد مورد عنايت نهادهاي كلان تصميمگير كشور قرار نگرفته است؟ نهادهاي اجرايي و نظارتي، چه مشكلي با فرهنگ كشور داشتهاند كه همواره بودجههاي اندك را به اين حوزه فاخر و تاثيرگذار كشور، اختصاص دادهاند تا امروز دچار يك چنين وضعيت آشفته و اسفناكي در حوزه فرهنگ كشور شويم؟ آيا مشكل در نبود مديريتهاي حاذق در اين بخشها بوده است؟ آيا مشكل در فهم درست برنامهريزان فرهنگي و اقتصادي كشور در مورد اهميت اين حوزه بوده است؟ آيا ضعف در قانون بوده كه باعث گرديده، كم كاري در اين بخشها صورت گيرد ؟ كداميك؟ از چه زاويهاي ميتوان به آسيبشناسي اين بخش مهم جامعه پرداخت؟ آيا نهادهاي قانونگزار يا نظارتي چون مجلس شوراي اسلامي يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا ديگر شوراهاي عالي، در اين بخشها كم كار بودهاند؟ اگر نهادهاي متولي هم به اين نتيجه رسيدهاند كه در بخش فرهنگ، حركت و پيشرفت چشمگير و مطلوبي تاكنون نداشتهايم، چرا يكبار براي هميشه تصميم نميگيرند با يك اجماع و خرد جمعي، صفر تا صد مشكلات اين بخش را با كمك كارشناسان اين حوزهها حل و فصل نمايند؟ چرا بايد اقدامات فرهنگي در كشور، با تعلل يا حركت لاك پشتي همراه باشد؟ آيا اين عزيزان هنوز به اين نكته مهم نرسيدهاند كه فرهنگ و هنر در هر كشوري، يعني تمامي ساختارهاي زندگي فردي و اجتماعي يك جامعه... ؟! قطعا اگر همين امروز هم متوليان امر، تصميم به آسيبشناسي و بازسازي فرهنگ جامعه بگيرند، مسير دور و درازي در پيش داريم. پس چه بهتر كه اين حركتها هر چه سريعتر آغاز شوند.مستند ساز و منتقد