لطفا كيلويي فيلم نسازيد
تينا جلالي
از خرداد سال گذشته كه كشور در موقعيت جنگي قرار گرفته و اساسا جنگ بخشي از دغدغه ذهني ما شده؛ تعدادي از مشاغل مختلف كشور تحت تاثير اين واقعه هولناك قرار گرفتند، ازجمله سينما و عدهاي از سينماگران كه همچنان تلاش ميكنند از زاويه ديد خودشان اين موقعيت مهيب را بازنمايي كنند و بعضي هم در دل روزهاي جنگ در صحنه حاضر شدند و تصاوير زنده از لحظههاي دلهرهآور آن ثبت كردند. اصلا وقتي جامعه دچار بحران و نارسايي شود، تراژدي و وجه دراماتيك ماجرا آنقدر بالاست كه، سينما بازتابي از تنشهاي جامعه ميشود، ضمن اينكه مخاطب هم توقع دارد حوادث و بحرانهاي ناديده اطراف خود و جامعه را بر پرده ببيند.
خوشبختانه از سال گذشته به اين طرف فيلمهايي با موضوع جنگ اخير ساخته شده و همچنان هم ساخته ميشود. خيلي هم خوب، اصلا چه تراژِدي و قصههايي تلختر از اتفاقات يك سال اخير كشورمان كه وجه نمايشي آن بالاتر باشد؟ جنگ يك سال اخير آنقدر داغ بر دلمان گذاشت و مصايب و گرفتاري بر سرمان آوار كرد كه شرح غصههاي آن قطعا كتابي قطور ميشود و داستانهاي زيادي از دل آن بيرون ميآيد. اما نكتهاي كه بايد اهميت داد نوع پرداخت و چگونگي به تصوير كشيدن اين موقعيتهاي خطير است. اينكه به اسم عرق ملي و فداكاري دست روي سوژههاي حساس كشور گذاشتن و بودجههاي كلان سينما را بلعيدن و درنهايت فيلمي بيمايه و بيارزش و حوصله سر بر تحويل مخاطب دادن نهتنها اداي دين به مصايب و رنجهاي كشور و مردم نيست كه گناهی كبيره است.
در چند وقت اخير اگر اخبار را رصد كرده باشيد سازمانها و ارگانهاي زيادي دست به كار شدند و قرار است قصههاي جنگي بسازند و جالب اينكه قصهها و سوژههايي كه در برنامههاي آنها قرار گرفته که بیشترشان موقعيتهاي حساسي است كه در جنگهاي اخير انعكاس جهاني داشته و وقایع بسيار دردناكي هستند. از شهادت آقاي لاريجاني تا شهداي مدرسه ميناب و... همه اين سوژهها يا قرار است به صورت مستند ساخته شود يا سينمايي. خب پرسش اينجاست صرف دست گذاشتن روي اتفاقهاي هولناك آيا ميتوان در برابر روايت ابعاد پيچيده جنگ، انجام وظيفه كرد و توقع مخاطب و منتقدان را برآورده كرد؟ آيا تحقيق و پژوهشهايي روي اين ساختهها صورت ميگيرد؟ آيا اصلا نظارتي هست؟ آن هم زماني كه هزينه يك فيلم سينمايي به شدت بالا رفته، ساخت اين فيلمهاي جنگي براساس چه متر و معيار و چه ساز و كاري صورت ميگيرد؟ آيا تيم تحقيقات در اين پروژهها تعريف شده است؟
و متاسفانهتر در اخباري كه در سايتها منتشر ميشود انگار مسووليت اين فيلمها به يك تعداد از فيلمسازان هميشه در صحنه سپرده ميشود. سفارشيسازهايي كه در سالهاي اخير هم محصولاتشان زیرمتوسط بوده و هم در جذب مخاطب توفيقي نداشتهاند، خب پس سينماگران غيرخودي و مستقل در ساخت فيلم جنگي چه نقشي دارند؟ سهم فيلمسازان جوان متفكر و زاويه ديدشان از جنگ چه ميشود؟ فراموش نكنيم جنگ 8 ساله از نگاه فيلمسازهاي جوان اما كاربلد و ثابت شده با تنوع فكري همچون رخشان بنياعتماد، رسول ملاقليپور، كمال تبريزي، ابراهيم حاتمي كيا و... روايت شد. آثاري كه بعد از گذشت سالها همچنان زنده و سرپا هستند و بارها و بارها ميتوان آنها راديد. از كرخه تا راين و گيلانه، ليلي با من است و...
حالا شما به فيلمهاي ارگاني جنگي سالهاي اخير نگاهي بيندازيد؟ كدام يكي از آنها با اقبال عمومي مواجه شده و توانسته بين كاربران بحثبرانگيز و فراگير شود؟ اصلا كدام اين فيلمها براي سالهاي آينده در خاطره جمعي مخاطبان ثبت ميشود؟ جالب اينكه حالا دوباره روايتهاي مهم جنگ تحميلي اخير را به همين كارگردانهاي زیر متوسطساز ميسپاريد؟ دوباره تقسيم بودجههاي كلان، دوباره نگاه سفارشي؟ به هر حال از ما گفتن بود، همه اين فيلمها در جشنوارههاي سينمايي حقيقت و فجر رونمايي ميشود و منتقدان هم درباره آنها اظهار نظر ميكنند اما تلاش كنيد سينماي ايران را به متخصصان بسپاريد نه سفارشيسازها و پروژه بگيرها.