از اقامت تا تجربه چرا آينده گردشگري به بوتيكهتلها تعلق دارد؟
نيلوفر بهمنش
صنعت گردشگري جهان در دهههاي اخير بيش از آنكه تحت تاثير توسعه زيرساختهاي حملونقل يا فناوريهاي نوين قرار گرفته باشد، از تغيير سليقه و رفتار گردشگران تاثيرپذيرفته است. گردشگر امروز ديگر تنها به دنبال مكاني براي اقامت نيست؛ او در جستوجوي تجربهاي متفاوت، روايتمحور و منحصربهفرد است. همين تغيير نگرش باعث شده است كه در بسياري از كشورهاي جهان، بوتيكهتلها به يكي از سريعترين بخشهاي در حال رشد صنعت مهماننوازي تبديل شوند. بوتيكهتلها در واقع پاسخي به استانداردسازي گسترده هتلهاي زنجيرهاي هستند. در حالي كه هتلهاي بزرگ تلاش ميكنند در هر نقطه از جهان تجربهاي مشابه را ارايه دهند، بوتيكهتلها بر تفاوت، هويت محلي و حس تعلق به مكان تاكيد ميكنند. معماري، طراحي داخلي، روايت فرهنگي، ارتباط با محيط پيرامون و حتي شيوه ميزباني در اين مجموعهها بخشي از تجربه سفر محسوب ميشود. در بسياري از كشورهاي توسعهيافته، بوتيكهتلها به ابزاري براي بازآفريني شهري و توسعه گردشگري تبديل شدهاند. برخي در ساختمانهاي تاريخي و ميراثي شكل گرفتهاند، برخي در مناطق هنري و فرهنگي و گروهي نيز در بسترهاي طبيعي و اكولوژيك توسعه يافتهاند. آنچه ميان همه اين نمونهها مشترك است، تلاش براي خلق تجربهاي است كه در هيچ هتل استانداردي قابل تكرار نباشد. در ايران نيز طي يك دهه گذشته مفهوم بوتيكهتل به تدريج وارد ادبيات گردشگري شده؛ اما واقعيت آن است كه بخش عمده پروژههايي كه امروز با عنوان بوتيكهتل شناخته ميشوند، عمدتا به مرمت خانههاي تاريخي و اقامتگاههاي سنتي محدود شدهاند. اگرچه اين مسير در حفظ ميراث معماري كشور نقشي ارزشمند ايفا كرده، اما مفهوم بوتيكهتل در جهان بسيار گستردهتر از اقامت در يك بناي تاريخي است. يكي از روندهاي مهم صنعت گردشگري در سالهاي اخير، توسعه بوتيكهتلهاي طبيعتمحور بوده است. افزايش تراكم زندگي شهري، كاهش ارتباط انسان با محيط طبيعي و رشد تقاضا براي سفرهاي آرامشبخش باعث شده است كه سرمايهگذاران گردشگري در بسياري از كشورها به سمت ايجاد اقامتگاههايي در دل جنگلها، باغها، مناطق حفاظتشده، پاركهاي طبيعي و زيستگاههاي حياتوحش حركت كنند. در اين مدل، طبيعت صرفا يك چشمانداز نيست، بلكه بخشي از محصول گردشگري محسوب ميشود. مهمان براي تجربه سكوت، شنيدن صداي پرندگان، مشاهده مناظر طبيعي و فاصله گرفتن از فضاي روزمره شهر هزينه پرداخت ميكند. به همين دليل، ارزش اقتصادي اين مجموعهها بيش از آنكه به تعداد اتاقها وابسته باشد، به كيفيت تجربهاي بستگي دارد كه براي مهمان خلق ميكنند. اصفهان با وجود شهرت جهاني خود به عنوان پايتخت معماري و ميراث فرهنگي ايران، ظرفيتهاي طبيعي قابل توجهي نيز در اختيار دارد كه تاكنون كمتر در توسعه زيرساختهاي اقامتي مورد توجه قرار گرفته است. پهنه ناژوان، به عنوان يكي از مهمترين فضاهاي سبز شهري كشور، نمونهاي از اين ظرفيتهاست؛ محدودهاي كه ميتواند زمينهساز شكلگيري نسل جديدي از اقامتگاههاي تجربهمحور باشد. شايد آينده صنعت اقامت در ايران نه در ساخت هتلهاي بزرگتر، بلكه در خلق تجربههاي متمايزتري نهفته باشد؛ تجربههايي كه بتوانند براي هر مقصد، روايتي منحصربهفرد و به يادماندني خلق كنند.
كارشناس ارشد معماري و مرمت بنا
مدير تاسيسات گردشگري