روزنامه نگاری ایران، ضد زبان فارسی
نيوشا طبيبي
چند دهه پیش از این، نوشتن به نثری روان و خوشخوان و در عین حال دارای سبک و سیاق و آهنگ مخصوص در مطبوعات ایران، سبب شهرت نویسنده میشد. زمان گذشت و دهه هفتاد و هشتاد شمسی، یکی- دو نشریه که تلاش میکردند صدای جوانان آن روز و ادبیات و لحن کلامشان هم نزدیک به ذوق و سلیقه روز باشد، شیوهای را بنیان کردند، که نثر زیبای فارسی را به لحن کف خیابان نزدیک کرد. نویسندگان جوان این یکی- دو نشریه، چنان خود را از قیود زبانی و آداب نوشتن فارسی آزاد میدیدند که هر چه دل تنگشان میخواست را بر صفحه کاغذ مینوشتند.
این روش آسان و فارغ از هر چارچوب و خلاقیت و ابتکار البته مورد استقبال بسیاری از نویسندگان قرار گرفت و نثر مطبوعات ایران وارد دورهای از ولنگاری و بیترتیبی شد. صدا و سیما هم که همیشه به دنبال قافلههای در حال حرکت میدود و تلاش میکند که عقب نیفتد، همان ادبیات را وارد حوزه رسمی گفتار رسانهای کرد و کار بدتر از قبل شد. دستپروردگان آن مکتب در تمامی ارکان رسانهای ایران رسوخ کردند و آن شیوه نادرست و ناهمگون موجب پسرفت سلیقه ملی و تضعیف بیش از پیش نثر مطبوعاتی در ایران شد. کار به همینجا هم ختم نشد و این وضعیت تا عرصه ترجمه و انتشار کتاب هم تسری پیدا کرد.
پیش از این ترجمههای فارسی از متون خارجی توسط استادانی صورت میگرفت که خود تسلط بسیار زیادی بر زبان مقصد داشتند و به این ترتیب اثر ترجمه شده نه تنها منظور نویسنده اصلی را به کمال رسانده بود بلکه فارسی مورد استفاده این مترجمان لحنی فاخر و نفیس داشت و جا به جا با فهم ایرانی تنظیم و هماهنگ شده بود. این استادان - افرادی چون نجف دریابندری، احمد آرام، بهآذین و... - حتی برای بسیاری از واژهها و اصطلاحات، ترکیباتی بدیع خلق میکردند و بر غنای زبان فارسی میافزودند، خلاف امروز که ترجمه متون به فارسی کار صنعتی و تولیدی شده و مترجمان اغلب به زبان مقصد ناآشنا هستند - اگر فرض کنیم زبان مبدا را خوب میدانند و میفهمند!
اگر مترجم تلاش کند که زبان متن را به نثری قابل خواندن و هنرمندانه برگرداند، آنگاه ویراستاران ایستادهاند و با انتقاد به عدم وفاداری به متن اصلی، تلاش میکنند که چیزی تحویل بدهند که نوشتهای فارسی است با درونی غیر ایرانی و ساختاری ناهمگون و غریبه با زبان فارسی.
در کنار همه این بلایا، شیوه نگارش در شبکههای اجتماعی هم، چون بیماری واگیردار به همگان سرایت و حتی در شیوه نوشتن فرهیختگان هم رسوخ کرده است. استادان زبان فارسی در گذشته، گاه آگاهانه تن به خطاهای دستوری میدادند تا متن چندان از فهم روزگار دور نشود، اما این عمل را با آگاهی تمام و در جای خود انجام میدادند. امروز بیتوجهی و با تاسف باید گفت شلختگی در نثر فارسی، متون نوشته شده به این زبان بیهمتا را به آثاری زمخت با آهنگی بیگانه و اصطلاحاتی نازیبا مبدل کرده است.
آخرین بلیه و گرفتاریای که این روزها - گستردهتر و عمیقتر از بلایای پیشین- گریبانگیر ما شده، استفاده از هوش مصنوعی در تولید متون فارسی است. برخلاف تصور سفارشدهندگان متن به هوش مصنوعی، این نوع متون به راحتی قابل تشخیص هستند به این دلیل روشن که منطق کلامی هوش مصنوعی بر ساختار زبان انگلیسی شکل گرفته و ماشین با ترجمه منعطفی از متن انگلیسی، متن فارسی را تولید میکند. این متنها ویژگیهایی دارند که تشخیص آنها را بسیار ساده میکنند. یکی از نشانههای این متنها استفاده مکرر از «؛» و دیگری استفاده از جملههای همپایه یا پیوند همبسته است. جملاتی که با ترکیب «نه تنها...بلکه...» معادل «not only…but also» در زبان انگلیسی ساخته میشوند. با کمی دقت دهها نشانه دیگر را هم میتوانید در متون تولید شده توسط ماشین بیابید.
استفاده از هوش مصنوعی برای اصلاح ساختار یا پژوهش یا یافتن منابع و دیگر موارد مشابه بسیار هم خوب است اما سپردن سکان متن به ماشین و تولید متونی بیروح و یکنواخت و فقط از سر رفع تکلیف، منجر به تغییر لحن نثر فارسی در عرصه مطبوعات و رسانههای فارسی و شبکههای اجتماعی شده است.
نگاهی به خبرهای درج شده در مهمترین روزنامهها و خبرگزاریهای ایران بهخصوص در شبکههای اجتماعی بیندازید و رد این استفاده نادرست از هوش مصنوعی را آنجا به روشنی ببینید. افراد زیادی که عنوانهای کارشناسی و تحلیلگر ارشد و نویسنده با سابقه و مانند اینها را یدک میکشند، نوشتن متنهایشان را یکسره به هوش مصنوعی سپردهاند. در بعضی از این متون حتی ردی از ویرایش هم دیده نمیشود و به تمامی محصول ماشین است. احتمالا روشنفکر محترم در یکی- دو جمله دغدغهاش را با ماشین در میان گذاشته و هوش مصنوعی هم برایش متنی تولید کرده، عین متن «کپی - پیست» و به دبیر مربوطه در خبرگزاری یا روزنامه ارسال شده است.
اثر تولیدات ماشینی را در پیامهای برخی مسوولان مهم دولتی در شبکههای اجتماعی هم میتوانید ببینید. سفارش دهندگان این متون به ماشین با اعتماد به نفس یا اطمینان از اینکه «هر چه آن خسرو کند شیرین بود» محصول را به عنوان نظر کارشناسی به رسانه تحویل میدهند. دغدغه بسیاری از رسانهها هم فقط پر کردن ستون و وقت برنامه است.
نوشتن حتی یک ستون کوچک در روزنامه یا رسانهای محلی، مستلزم رعایت اصول تحقیق و نگارش است و این ارزش روزنامهنگار و روزنامهنگاری و کار رسانهای است، در غیر این صورت میشود کار را یکسره به ماشین واگذار کرد و به کناری نشست. این استفاده افراطی و حتی بیمارگونه از ماشین، از سر بیحوصلگی یا رفع مسوولیت یا هر چه که هست، ضربهای عمیق بر شیوه نوشتن فارسی زیبا و فاخر و میخی بر تابوت روزنامهنگاری ایرانی است.