ادامه از صفحه اول
اتحاد مقدس از نگاه بنيانگذار
از اين به بعد، همه با هم باشيم. تبليغات ما بايد قويتر بشود از سابق؛ اقشار ما بايد فشردهتر بشوند از سابق؛ صفهاي ما بايد فشردهتر بشود؛ اختلافات ما بايد كمتر بشود. من متاسفم كه در بعضي از بلاد ميشنوم اختلاف شده است. اختلاف سرِ چه؟ براي چه اختلاف؟ آنهايي كه اختلاف مياندازند، اينها معلوم شد از اسلام اصلا حظي ندارند. اين اختلاف معنايش اين است: شكست اسلام. اگر ما با هم مختلف بشويم، اسلام شكست ميخورد. اگر در قشر روحاني خداي نخواسته مردم احساس كنند كه اين اختلافات براي دنياست- براي دين كه اختلافي در كار نيست، همه ما، همه ما يك دين داريم، يك قرآن داريم، اگر اختلافي پيدا بشود اختلاف روي اساس دنياست، شيطان است كه اختلاف مياندازد- اگر ساير مردم توجه كنند كه ملاها روي هواهاي نفساني با هم مختلف هستند، طلبهها روي هواهاي نفساني با هم مختلف هستند، مردم از شما رو برميگردانند. [اگر] از شما رو برگرداندند، اسباب شكست شماست؛ شكست شما شكست اسلام است. وظيفه شما سنگين است آقا! شما بايد با اخلاق خودتان، با اعمال خودتان مردم را دعوت كنيد.» و بر مسووليت پيشگامان انقلاب، بهويژه روحانيون در حفظ وحدت تاكيد ميكند و ادامه ميدهد كه: «شما هادي مردم هستيد. شما بايد چراغ باشيد. شما بايد نور باشيد. تهذيب كنيد نفوس خودتان را. حب دنيا را از نفْسِتان بيرون كنيد، راس كل خطيئه است. همه خطاها از حب دنياست، از حب شهرت است. اين حب را از دل خودتان بيرون كنيد، بميرانيد اين حب را؛ زنده بشويد به زندگاني اسلام: زندگاني الهي. شما الهي بشويد. وحدت پيدا بكنيد. صفتان را واحد كنيد. دشمنها در كمين شما هستند، در كمين ملت ما هستند. دشمنها حالا فهميدند كه وحدتي كه در ايران پيدا شده است، آنها را شكست داد. الان بيشتر درصدد هستند براي اينكه چشيدند آن مزهاي را كه وحدت داشت در بين ما. آنها عذاب او را چشيدند! الان درصدد ايناند كه شماها را متفرق كنند، از هم جدا كنند شما را: خودتان را از هم جدا كنند، شما را از قشرهاي ديگر جدا كنند، دانشگاه را از دانشگاههاي اسلامي-دانشگاه علوم قديمه- جدا كنند، قشرهاي متجدد و متنور را از شماها جدا كنند. چنانچه در دويست- سيصد سال به اين طرف اين نقشه بوده است. نقشهاي بوده است كه ايران را ويران نگه دارند براي پيشرفت [خودشان]. شما مطالعه كنيد كتبي كه در اين باب هست. ايران را نميشود ويران كرد الا به ويران كردن جناحها؛ نميشود فتح كرد الا به اينكه شما را از هم جدا كنند. (صحيفه امام؛ ج 6، ص: 284 - 285) اكنون كه شاهد دورهاي ديگر از ادوار سخت تاريخ ايران و در حال مقابله با تجاوز دشمن هستيم، بيش از هر زمان به وحدت و همبستگي نياز داريم و عناصر تاثيرگذار، ميبايست از مرزهاي وحدت جامعه صيانت كنند.
مساله اصلي ايران است و بس
مگر مدعي تنفر ملت از حاكميت نيستند؟ پس ديگر از يك كشور تا اين حد ضعيف و گرفتار و فقير و پر چالش چه ميخواهند؟ چرا از ارتكاب شنيعترين جنايات حتي در حق كودكان پرهيز ندارند؟
آري در و ديوار جهان گواهي ميدهد كه مشكل اصلي قدرتمندان جهان استقلال و حتي موجوديت ايران است و ما بايد از فرعيات عبور كنيم و روي اساس دعوا متمركز شويم. هر كس دعاوي ديگري را به متن ميكشاند به دفاع تاريخي از ايران خدشه وارد ميكند و اگر جاهل نيست با ايران مشكل دارد.
البته ما بايد به اشتباهاتمان واقف شويم. اگر ميدانستيم و ميدانيم كه بازيگران اصلي دنيا هر كدام به نوعي با ايران مشكلات اساسي دارند و وجود يك قدرت بزرگ و تعيينكننده در چهارراه جهان مزاحم اهداف و برنامههايشان است، احتمالا ميتوانستيم با تدبير و آرامش و هزينههاي بسيار كمتر راه توسعه را بپيماييم. ما خيلي شعار دادهايم و حتي بعضا حساسيتهاي بيمورد را به خود جلب كردهايم. اگر داناي دورانديشي گنجينهها دارد، اگر راههاي نيكبختي را بلد است و اراده و تدبير و پيشينه توانمندي را دارد، لزومي به جار كشيدن نيست. هزار چشم طماع به او دوخته شدهاند ديگر نياز نيست كه چشمها و خشمها و رشكها را نسبت به خود شعلهور كند. اكنون كاملا روشن است كه دشمنان ما را به حال خود رها نخواهند كرد و به هر حال به نقطه ناخواسته و تحميلي كنوني رسيدهايم و جز از طريق بسيج همه ظرفيتهاي ملي و با استمداد از مردم امكان عبور از وضعيت موجود فراهم نيست. بهرغم آگاهي و مسووليتشناسي كه ملت ايران تاكنون از خود بروز داده است باز هم لازم است تا با مردم سخن گفته شود و بيپرده خطرهاي پيش رو بازگو شوند. متاسفانه بعضا كساني تريبون دارند و بيراه سخن ميگويند كه اقبالي نزد مردم ندارند. ذهنيات اقشار مختلف را در نظر نميگيرند و به جاي واقعگرايي اينگونه وانمود ميكنند كه ما ميخواهيم جهان را آزاد و زير و رو كنيم!
برخلاف تندروي و تندگويي اگر اين معنا صريح و روشن و قاطع و لازم و جامع و مانع به سمع مردم برسد كه هدف اصلي و اساسي حفظ ايران و عبور از وضعيت كنوني است و در عمل هم به آن عمل شود در استمرار ميدانداري و صبر و حوصله و حمايت جامعه از نيروهاي مسلح افزوده خواهد شد و حتي مخالفان جمهوري اسلامي هم مجاب به همراهي خواهند شد. هيچ كس حداقل در ظاهر جرات ندارد كه بيدفاع شدن ايران و مردم را بخواهد و از تخريب پلها و نيروگاهها حمايت كند. سوراخ دعا دقيقا همين جاست: دفاع همهجانبه از ايران يا سپردن كشور به دست بيگانگان متجاوز و ويرانگر؟ همه دعواهاي ديگر فرعي يا بيموردند.